ششمین جلسه از دوره هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی محمدیپور قم با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر منصور و دبیری مسافر بهروز با دستور جلسه "در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره ۶۰ چه کرده ام؟" روز یکشنبه 27 اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ ساعت 17 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمد هستم، یک مسافر. از دبیر محترم و عزیزانی که نوشتهها را قرائت کردند، صمیمانه تشکر میکنم. از گروه مرزبانی، ایجنت محترم، راهنمای گرامیام آقای هادی و همچنین راهنمای لژیون دوم، آقای اسماعیل، سپاسگزاری میکنم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم. موضوع دستور جلسه امروز، «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره ۶۰ چه کرده ام؟» است. پیش از هر چیز، برای پاسخ به این سؤال که «من در این زمینه چه کردهام؟» ابتدا باید ببینم کنگره ۶۰ برای من چه کرده است.
کنگره ۶۰ برای منِ محمد و برای همسفرم، نجات از تاریکی و رهایی از درد و رنج گذشته را به ارمغان آورد. من بارها با همسفرم در اینباره صحبت کردهام و به او گفتهام که زمانی حاضر بودم خانهای که داشتیم یا خودرویی که سوار میشدیم را بدهیم تا فقط بتوانم از چنگال مواد مخدر رها شوم. اما امروز که در کنگره حضور دارم ـ در روزهایی مانند یکشنبه، سهشنبه یا پنجشنبه ـ گاهی متوجه میشوم در دلم ناشکری پیدا میشود. در این مواقع با خودم میگویم من که میدانم کجا آمدهام و چه حال خراب و پریشانی داشتم، پس باید قدر کنگره را بدانم و سپاسگزار آن باشم.
تکتک اعضای کنگره ۶۰ در این مجموعه سهیماند؛ از مسافران سفر اول و دوم گرفته تا راهنماها، مرزبانان و ایجنتهای محترم. همه و همه در استوارسازی پایههای مالی و علمی کنگره مسئول هستند و باید سهم خود را ادا کنند.
منِ نوعی، زمانی با حال بسیار خراب وارد کنگره 60 شدم و امروز به لطف این مجموعه رها شدهام. اگر بخواهم این موضوع را با مثالی روشن کنم، مانند فردی هستم که در ساختمانی گرفتار آتش شده بود و گروهی از اعضای کنگره ـ از راهنما تا مرزبان مرا از میان شعلهها نجات دادند. آیا درست است پس از نجات، تنها غبار از لباس بتکانم و بیتفاوت خداحافظی کنم؟ هرگز! همانگونه که اعضای کنگره برای نجات من تلاش کردند، من نیز باید برای کمک به نجات دیگران قدم بردارم.
پیش از ورودم به کنگره، من از مصرف مواد مخدر از جمله سیگار و سایر مواد رنج بسیاری کشیدم و حتی بارها تصمیم به خودکشی گرفتم، اما موفق نشدم. امروز به روشنی میدانم که اگر زندهام و حال خوش دارم، این همه را مدیون کنگره ۶۰ هستم. بنابراین از خودم باید بپرسم: حال که کنگره چنین خدمتی به من کرده است، من برای کنگره چه کردهام؟
اکنون که رها شدهام و حال خوش را تجربه میکنم، باید در مسیر خدمت گام بردارم. احترامی که در دوران مصرف از دست داده بودم، با خدمت در کنگره میتوانم دوباره به دست آورم. اگر توفیق یابم، باید بکوشم در لژیون سردار عضو شوم، دنور و پهلوان گردم و در حد توانم برای اعتلای این مجموعه خدمت کنم، تا افرادی که همچنان در دام اعتیاد گرفتارند، نجات یابند.

اکنون این سؤال مهم مطرح است: این هزینهها از کجا باید تأمین شود؟ پاسخ روشن است؛ از طرف منِ محمد و تمامی برادران و خواهرانی که در این مسیر رهایی گام نهادهاند. کسانی که پایههای زندگیشان در کنگره ۶۰ مستحکم شده است، باید در تقویت پایههای مالی این مجموعه نیز سهیم باشند؛ چراکه این کار نه وظیفهای سنگین، بلکه ادای دین و سپاسگزاری از مجموعهای است که حیات دوباره را به ما هدیه کرده است.
یعنی تکتک اعضای کنگره ۶۰ وظیفه دارند و وظیفه ماست که تا جایی که امکان دارد تلاش کنیم تا این چرخه عظیم و ارزشمند به حرکت خود ادامه دهد. باید تا آنجا که توان داریم قدم برداریم، همدل باشیم و سهم خود را ادا کنیم تا این ساختار همچنان پایدار بماند.
در ادامه موضوع خدمت در کنگره ۶۰، باید بگویم که منِ محمد، وقتی در این مجموعه رها شدم و حال خوب را تجربه کردم، اکنون وظیفه دارم تا جایی که توان دارم خدمت کنم. اگر توان مالی دارم، باید در این بخش قدم بردارم؛ و اگر امکان مالی ندارم، میتوانم از وقت و زمان خود استفاده کنم و در بخشهای مختلف کنگره خدمت انجام دهم. چه در جایگاه راهنمایی، چه مرزبانی، یا هر نوع خدمت دیگری، این فعالیتها نشانهای از شاکر بودن نسبت به نعمت رهایی است.
از نگاه من، یکی از مهمترین دلایل موفقیت کنگره ۶۰، سیستم کارآمد و ساختارمند آن است. سیستمی که برای موفقیت، سه عنصر اساسی نیاز دارد: نیروی متخصص، دانش و پول. نیروی متخصص در کنگره، همان راهنماهایی هستند که با عشق و خلوص نیت، وقت و انرژی خود را در اختیار ما قرار میدهند. آنان متخصصانی واقعی هستند که تجربه، آموزش و معرفت را بدون هیچ چشمداشتی در اختیار مسافران قرار میدهند.
عنصر دوم، دانش است؛ دانشی که آقای مهندس در اختیار اعضا قرار میدهند. این دانش ناب، رایگان و بیدریغ به ما آموزش داده میشود. در حالیکه اگر امروز کسی بخواهد نزد یک روانشناس مراجعه کند، ممکن است روانشناس حتی درک درستی از حال او نداشته باشد و در عین حال هزینهای سنگین، گاهی تا بیش از یک میلیون تومان، برای یک ساعت جلسه دریافت کند. در مقابل، کنگره ۶۰ این دانش عمیق و اثربخش را بدون دریافت هزینه در اختیار ما قرار میدهد؛ پس چرا قدر آن را ندانیم؟ چرا برای مجموعهای که ما را نجات داده، خدمتی انجام ندهیم و در مسیر رهایی افراد گرفتار در دام اعتیاد سهمی نداشته باشیم؟
عنصر سوم، پول است. هر کاری، هر ساختار و هر سیستمی، برای ادامه فعالیت نیازمند پایههای مالی است. کنگره ۶۰ نیز از این قاعده مستثنا نیست.
اگر این هزینهها فراهم نباشد، آیا امکان دارد درِ کنگره باز بماند و جلسات برگزار شود؟ قطعاً خیر. بنابراین این مسئولیت بر عهده منِ محمد و همه افرادی است که در این کنگره رها شدهاند و پایههای زندگیشان مستحکم شده است. تقویت پایههای مالی کنگره وظیفهای است جمعی، انسانی و اخلاقی. در پایان، از وقت و فرصتی که برای مشارکت در اختیارم قرار دادید، سپاسگزارم.
گروه خبری مسافران شعبه محمدی پور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
148