English Version
This Site Is Available In English

همسفران بیشتر می‌توانند درمورد جهانبینی صحبت کنند

همسفران بیشتر می‌توانند درمورد جهانبینی صحبت کنند

ششمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران آقای نمایندگی ستارخان با استادی راهنمای محترم مسافر آرش ، نگهبانی همسفر علی و دبیری همسفر بابک با دستور جلسه "جهانبینی یک و دو"   پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ماه ۱۴۰5 راس ساعت چهارده آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، من آرش هستم، یک مسافر. بعدازظهر همه عزیزان بخیر باشد. خدا را شکر می‌کنم که با وجود شرایط جنگی، به لطف خداوند همه خوب هستیم.
دستور جلسه این هفته، همان‌طور که شنبه درباره‌اش صحبت شد، «جهان‌بینی یک و دو» است. من روز دوشنبه هم استاد جلسه بودم؛ جلسه‌ای که به نوعی تجلیل از من هم بود.
احساس می‌کنم به عنوان کسی که خودش فرزند نوجوان دارد، مشکل جهان‌بینی واقعاً یکی از مشکلات ریشه‌ای آموزش و پرورش ماست. وقتی نگاه می‌کنم، می‌بینم بچه‌ها فقط برای نمره و یک‌سری آیتم‌های تکراری که از پنجاه یا صد سال پیش وجود داشته، درس می‌خوانند. مباحثی مثل آداب معاشرت و جهانبینی که ما در کنگره ۶۰ به شکل بنیادی یاد می‌گیریم و به ما آموزش داده می‌شود، در هیچ‌جا آموزش داده نمی‌شود.
مخصوصاً از دوره بلوغ به بعد، برنامه فکری‌ درستی نیست که جوانان بتوانند مسیر درست را درک کنند. برنامه‌ای نیست که بفهمند از این زندگی چه می‌خواهند. اینکه قرار است انسان خوبی باشیم، چه فایده‌ای دارد؛ یا اگر بدی، بد است، علتش چیست و کجای کار را خراب می‌کند. حتی یاد نمی‌دهند که اگر قرار است بدون شناخت و آگاهی به کسی کمک کنید، این کار کجا می‌تواند آسیب بزند و کجا می‌تواند سازنده باشد. به نظر من، این همان حلقه مفقوده‌ای است که در جزوه «جهان‌بینی» به درستی به آن اشاره شده است.
بعضی وقت‌ها اشتباه می‌کنیم و فکر می‌کنیم دستور جلسه فقط همان مکتوبی است که دکتر امین نگارش کرده‌اند. در حالی که در صفحه دوم یا سوم این جزوه اشاره می‌شود که برای اولین بار، مقوله جهان‌بینی در مسئله بیماری و درمان اعتیاد مطرح شده است. روش‌های خیلی مختلفی برای بیماری اعتیاد وجود دارد؛ از سقوط آزاد گرفته تا کمپ، ماتریکس و روش‌های دیگر. اما همه این‌ها، حتی در بهترین حالت اجرای آن‌ها، ناقص هستند.
شاید فردی در جلساتی شرکت کند و بدون هیچ دارویی، با سقوط آزاد ترک کند؛ یا بخواهد با یک‌سری معنویات، اعتیاد را صفر کند و خودش را پاک نگه دارد. اما خیلی سخت است که بفهمیم جهان‌بینی دقیقاً کجای کار به درد می‌خورد. فکر می‌کنم همسفران عزیز خیلی بیشتر بتوانند در جلسات از این بابت صحبت کنند، چون تجربه درمان با اوتی (OT) را نداشته‌اند. اگر دستور جلسه اوتی بود، شاید شما تجربه‌های بیرونی داشتید و در بهترین حالت در مرحله علم‌الیقین بودید، اما مثل منِ مسافر که اعتیاد را تجربه کرده‌ام، به حق‌الیقین نمی‌رسیدید. باید آن سیر اعتیاد را طی می‌کردید تا به نقطه‌ای برسید که بخواهید درمان کنید و ببینید OT چیست.
فکر می‌کنم مقوله جهان‌بینی، نقطه مشترک مسافر و همسفر است. این دقیقاً همان چیزی است که باعث می‌شود یک همسفر، مخصوصاً در قسمت آقایان، به کنگره ۶۰ علاقه‌مند شود. همسفران آقا قطعاً باید انرژی خیلی بالاتری به دست بیاورند که در اینجا بمانند. همسفران خانم، با احترام به همه آن‌ها، شاید به واسطه محبت، مهر مادری یا مهر همسری، کشش و جاذبه کنگره برایشان بیشتر باشد. اما آقایان، چون کلی‌نگر هستند، این مسیر باید از لحاظ معنوی و آموزشی آورده بالاتری برایشان داشته باشد تا جذب شوند. همین موضوع کار را سخت می‌کند، اما واقعاً همسفران آقا در این قسمت خیلی قوی و پرقدرت هستند.
من این موضوع را در پارک طالقانی دیدم. یادم هست پارسال با لژیون خودم و لژیون یکی از عزیزان خدمت‌گزار، در پارک بودیم. ما همراه همسفران، ساعت چهار صبح خدمت‌گزار بودیم. من پنج دقیقه به چهار رسیدم و دیدم گروه همسفران آقا، کاور پوشیده، در جایگاه‌های خود ایستاده‌اند. آن‌ها نسبت به من که مسافر هستم، احساس تعلق بیشتری به کنگره و مهندس دژاکام دارند و خیلی قوی‌تر و پرقدرت‌تر می‌آیند.
فکر می‌کنم بیشترین وجه کاربردی جهان‌بینی، این است که به ما کمک می‌کند زندگی بهتری داشته باشیم. جهان‌بینی کاربردی یعنی همان چیزی که من یاد می‌گیرم و به آن عمل می‌کنم. وقتی می‌گویند جلسات کنگره ۶۰ ساعت دو، یا در قسمت مسافران ساعت چهار شروع می‌شود، واقعاً همان ساعت شروع می‌شود. در این نه سالی که لژیون داشتم، فقط یک بار دیدم جلسه با دو سه دقیقه تأخیر برگزار شود. روتین ما همیشه همان ساعت بوده است.
اگر به هر علتی من نیایم، گوشی موبایلم در دسترس نباشد یا نتوانم خبر بدهم، سریع یک نفر دیگر جای من می‌نشیند تا نگهبانی یا استاد جلسه حتی دو دقیقه هم تأخیر نداشته باشد. این قدرت کنگره ۶۰ است؛ اینکه آموزش‌هایش واقعاً اجرا می‌شود. البته فکر می‌کنم هنوز خیلی جای کار داریم تا بتوانیم این کاربردی کردن را ارتقا بدهیم.
آموزش‌ها، سیستم‌ها، مکتب‌ها، کتاب‌ها و عرفان‌های مختلفی وجود دارند که انسان‌ها تلاش می‌کنند با آن‌ها حالشان بهتر شود. اما به نظر من، وجه تمایز کنگره ۶۰ همان کاربردی بودن آن است؛ همان بخشی که به من و شما کمک می‌کند.
به عنوان نکته آخر، احساس می‌کنم زمانی در کنگره ۶۰ موفق هستم که در همه مراحل زندگی‌ام نیم‌نگاهی به قوانین و آموزش‌های کنگره داشته باشم. مثلاً وقتی می‌خواهم ازدواج کنم، بچه‌دار شوم، تغییر شغل بدهم، مهاجرت کنم، درس بخوانم، تجارتم را ارتقا بدهم یا وامی بگیرم، همیشه می‌گویم همه‌چیز با همان تفکر وادی اول شروع می‌شود.
این آموزش‌ها هر جا که باشید به شما جواب می‌دهد و ربطی به مسئله اعتیاد ندارد. این قضیه خیلی فراتر، کلی‌تر و جهان‌شمول‌تر است و به ما کمک می‌کند دیدی کلی و باز نسبت به همه مسائل زندگی داشته باشیم. آقای مهندس هم می‌گویند: «بالاترین علوم، علم زندگی کردن است.» این علم به من یاد می‌دهد که چگونه در کنار عزیزانم به آرامش و آسایش برسم.
ممنون که به صحبت‌هایم گوش کردید.

مسئول سایت همسفران آقای شعبه ستارخان: همسفر محمد از لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .