وادی چهاردهم: «شکوفایی عشق و باور، کلید معنای زندگی»
مرکز هستی بر پایهی عشق بنا شده است و در وجود انسان نیز، قلب این مرکزیت را بر عهده دارد. گویی تمام سیستم جسم، عقل و ایمان انسان، به فرمان همین قلب تپنده و سرشار از عشق، به حرکت درمیآید. نیروی عشق، فراتر از هر عمل یا کار خاصی، برتری دارد و آن را هدایت میکند. این همان نیرویی است که حتی در مسیر ادامه زندگی، به ما انرژی و توان قدم برداشتن میبخشد؛ چرا که بدون روشن شدن موتورهای عشق، هیچ کاری به سرانجام نخواهد رسید.
وادی چهاردهم با یک پیامی ارزشمند ، این حقیقت را آشکار میسازد: «آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است» این یعنی، هر آنچه را که باور داریم و بر اساس آن زندگی و موفقیتهایمان را پیگیری میکنیم، تنها زمانی ارزشمند و معتبر است که با چاشنی محبت همراه باشد و ما را به سمت محبت سوق دهد. باورهایی که به محبت نرسند، فاقد اعتبارند.
«محبت»، عنصری الهی و از خالصترین موجودیتهاست که در کنار ناخالصیها جایی ندارد. برای رسیدن به این گوهر ناب، راهی جز کسب معرفت، علم، آگاهی و رسیدن به دانایی، همراه با تصفیه و تزکیه مداوم وجود ندارد. این عشق و محبت خالص است که به زندگی انسان معنا و ارزش حقیقی میبخشد.
محبت را میتوان به آب تشبیه کرد؛ همانطور که انسان تشنه با آب، از مرگ نجات مییابد، محبت نیز برای بقاء و کمال انسان حیاتی است. اما محبت برای آنکه شفابخش و سازنده باشد، باید تصفیه و پالایش شود تا همچون چشمهای زلال، جاری گردد. محبت در همه جا وجود دارد، اما درجه خلوص آن متفاوت است.
این وادی، مراتبی از عشق را معرفی میکند: عشق مخلوق به مخلوق، عشق خالق به مخلوق، و عشق مخلوق به خالق.
در این وادی محبت خاص، که بر پایهی جاذبه و وابستگی شکل میگیرد، با محبت عام که فراتر از منافع شخصی است و شامل همه موجودات میشود، متمایز میگردد. رسیدن به محبت عام، نیازمند تزکیه، کسب دانایی و درک یگانگی با هستی است.
عشق واقعی، عشق بلاعوض است؛ عشقی که بدون چشمداشت و انتظار بازگشت باشد. کسانی که به دیگران محبت بیمنت ارزانی میدارند، به خداوند نزدیکتر شده و در مسیر تکامل قرار میگیرند. نمونهی بارز این عشق ایثارگرانه را در جایگاه کمک راهنمایان کنگره ۶۰ میبینیم.
«توقع»، یکی از عواملی است که محبت را تخریب میکند؛ توقعی که غالباً ناشی از نیاز است. محبت، خوراک ذرات مثبت وجود ماست؛ بدون آن، ذرات مثبت انرژی خود را از دست داده و تاریکی، حسادت، کینه و نفرت قدرت مییابند.
اساس کنگره ۶۰ بر پایهی «عقل، عشق و ایمان» بنا شده است. این سه ضلع، انسان را به سمت دانایی، درک حقیقت و گام برداشتن در صراط مستقیم هدایت میکنند.
«شکرگزاری»، خود تجلی عشق به خداوند است و پیوند محبت، تنها حلقهی واقعی اتصال انسانهاست؛ افرادی که فاقد محبت هستند، همچون ظروف تهی باقی میمانند.
«تزکیه و رسیدن به دانایی»، پلی برای دستیابی به محبت است. برای شنیدن صدای عشق و درک حقیقت، لازم است وجود خود را از ناخالصیها و صداهای ناهنجار مانند حسادت، کینه و خودخواهی پاک کنیم. این پاکسازی، ما را قادر میسازد تا محبت حقیقی را درک کرده و با قلبی لبریز از عشق، نه تنها خود، بلکه دیگران را نیز از نور و معنای آن بهرهمند سازیم. بدین گونه، وجودمان به چشمهای شفابخش تبدیل شده و در مسیر یگانگی با خالق، گام برمیداریم؛ چرا که تنها با محبت است که زندگی معنا یافته و ظروف تهی، پر و شکوفا میشوند.
منابع: کتاب ۱۴وادی(عشق)، سایت کنگره ۶۰، کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰
نویسنده: همسفر فاطمه.خ رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
ارسال:همسفر زهرا.خ رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون دوم)دبیر سایت
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
41