جلسه اول از دوره اول سری جلسات لژیون سردار، نمایندگی ماهشهر با استادی پهلوان مسافر مهدی، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر مصطفی در روز پنچشنبه ۷ اسفندماه راس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان، من مهدی هستم یک مسافر
کنگره ۶۰ در زمینه درمان اعتیاد و بیماریها تحقیق میکند، مقاله مینویسد، مقالههایی دارد که در سطح دنیا در حال انتشار پیدا کردن است.
کنگره ۶۰ یک سند بینقص است که در ۲۸ سال توانست مصرفکنندگان زیادی را به درمان قطعی برساند. من چندین سال درگیر اعتیاد بودم، با تخریب بالا نمیتوانستم ترک کنم. اما وقتی به کنگره آمدم، خیلی راحت درمان شدم. این نتیجه زحمات آقای مهندس و تحقیقاتی است که ایشان انجام میدهد.
من که اعتیادم درمان شد، مشکلات روحی داشتم که آنها هم درمان شد. با دستورات آقای مهندس، سیدیهای آموزشی نوشتن را شروع کردم، باز هم بهتر شدم، آگاهی که پیدا کردم بهتر شدم.
در ایران متاسفانه بیشتر مردم کتابخوانی را رها کردند، اما بچههای کنگره با کتاب خواندن و سیدی نوشتن، هفتهای چند ساعت مطالعه میکنند و مرتب در حال یادگیری هستند.
کنگره۶۰ یک واحد آزمایشگاهی دارند که جدیدترین دستگاهها را آوردهاند و روی موشها آزمایش میکنند. فقط هم درمان اعتیاد نیست، در زمینه تغذیه سالم و سلامت بدن نیز تحقیقات در حال انجام است.
کسی که عضو لژیون سردار میشود، یا پهلوان میشود، آن مبلغی که پرداخت میشود، ۲۰ درصد آن برای تحقیقات دانشگاه هزینه میشود و مانده آن مبلغ پشتوانه شعبه ما میشود.
بعد از مدتی حضور در کنگره وارد لژیون سردار شدم چون آگاه شده بودم که پول ما کجا هزینه و صرف چه چیزهایی میشود و این حرکت را ادامه دادم.
وقتی رفتم رهاییم را بگیرم، آقای مهندس اجازه پهلوانی به من داد.خدا را شکر در این مسیر دو تا حامی داشتم، همسفرم گفت: «برو جلو، نترس، پولش تامین میشود.» قشنگ میتوانستم همان موقع یک ماشین مدل بالاتر بخرم، اما گفتم نه، کنگره به من حال خوش داد، به همسفرم حال خوش داد. من کار کوچکی که از دستم برمیآید را انجام میدهم که در ادامه برای پهلوانی شرکت کردم، پولش را در چند ماه جور کردم، سریع پرداختش کردم.
《 دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما نیز باید بکاریم برای آیندگان.》وظیفه من تا آنجایی که دستم میرسد این است که به کنگره کمک کنم. چون خودم به حال خوش رسیدم، حالا هر طور که شده است به یک روشی کمک کنم. یکی از لحاظ مالی کمک میکند، یکی راهنما میشود، هر کسی یک خدمتی را انجام میدهد.
خیلی از شهرها هم شعبه ندارند. همین ماهشهر تا چند سال پیش شعبه نداشت. با همین پساندازهایی که جمع میشود، پولی که در لژیون سردار جمع میشود میتوانند در شهرهای دیگر نیز شعبه بزنند. چند وقت پیش ایذه، با جازه آقای مهندس و همت اعضای کنگره و مشارکت بچههای اروند آبادان زیر سقف رفتند.
من خودم بازاری هستم، از بچگی در بازار بزرگ شدم. در کارهای جای دیگر هم بودیم. همین برکت لژیون سردار در زندگیمان، در کارمان خیلی تأثیر داشت، واقعاً برکت دارد. لژیون سردار یک چیز دیگر است. بچههای ماهشهر، از ته دل به شما میگویم، شعبه خیلی عالی دارید. شعبه شما خیلی پرانرژی است. انشاءالله موفق باشید. نترسید، در لژیون سردار قوی جلو بروید. انشاءالله که امسال پهلوان هم داشته باشید، هم در مسافران و هم در همسفران. مرسی که به صحبتهایم گوش کردید.
گروه سایت نمایندگی ماهشهر
تایپ: مسافر عارف
ویرایش و ارسال مطلب: مسافر فضیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
68