بنام قدرت مطلق
جلسه ششم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی لواسان با استادی پهلوان جواد و نگهبانی مسافر مصیب و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه «تحقیقات کنگره 60 مقالات و کنفرانس ها» چهارشنبه 6 اسفند۱۴۰۴ ساعت 16 آغاز بهکار کرد. در ادامه مراسم افطاری به شرح تصاویر.
خلاصه سخنان استاد:
آنگاه که از پشتِ حجابهای زاهدانه عبور کنی، تو در رمضان و رمضان در تو جاری خواهد شد. دیگر نه شوقِ بهشت خواهی داشت و نه ترسِ دوزخ؛ بلکه در صراط مستقیم، تنها در پیِ خویشتنِ خویش خواهی گشت. و این خویشتن، در دورترین و در نزدیکترین نقطه به تو قرار دارد. پس آن کنیم که فرمان است.
سلام دوستان، من جواد هستم، یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم بابت اجازه حضور و توفیق خدمت. بسیار خوشحال هستم که امروز این افتخار نصیبم شده که در خدمت شما عزیزان باشم. از ایجنت، گروه مرزبانی، نگهبان، دبیر و همه عزیزانی که این فرصت را در اختیارم قرار دادند، قلباً تشکر میکنم.
شعبه در بدو ورود، شعبهای بسیار خوب بود؛ شعبهای که بوی پول را به بخشش میدهد. واقعاً حس خوبی دارد و حالوهوایی تازه در آن جریان دارد.
در مورد دستور جلسه اگر بخواهم صحبت کنم، موضوع تازهای نیست. در قوانین و نوشتار «کنگره ۶۰ چیست» میخوانیم که کنگره شصت تشکیلاتی تحقیقاتی است. از همان سالهای ابتدایی، زمانی که هنوز کتاب «چهارده مقاله» منتشر نشده بود و تنها دفترچهای با همین عنوان وجود داشت، مهندس، سیستم ایکس را بهعنوان یک فرضیه مطرح کردند. این خود نشان میدهد که کنگره واقعاً یک مجموعه تحقیقاتی بوده است. حتماً در همان زمان حکمتی وجود داشته که امروز به آکادمی رسیدهایم و آرزوی داشتن دانشگاه محقق شده است؛ تا جایی که اکنون دانشگاه داریم و مطالب و مقالات از طریق دانشگاهها عرضه میشوند.
شاید گاهی برای خودم هم سؤال باشد که دقیقاً چه اتفاقی در کنگره شصت رخ میدهد که علمی به سادهترین شکل ممکن منتقل میشود؛ علمی که تجربه شده و «علمی که تجربه شده باشد، سندی بدون نقص است». در تعاریف داریم: علمی معتبر است که انسانها را به راستی و درستی هدایت کند و با کمترین تنش و کنش، قابل انتقال برای همه باشد.
علمی که مهندس در زمینه درمان اعتیاد، نیکوتین و اضافهوزن ارائه دادهاند، بر پایه تجربه شخصی است. بنابراین مقالات و تحقیقات ایشان میتواند بهعنوان سندی بینقص ارائه شود. بسیاری از روشهای دیگر مانند UROD نیز مقالات و تحقیقات فراوانی داشتند، اما نتیجه چه بود؟ نه راستی در آن بود و نه درستی؛ و انسانی را به سرمنزل مقصود هدایت نکرد. خود من هزینههای سنگینی پرداختم و آسیبهای زیادی دیدم. پس آن علم، علمِ درستی نبود.
کسانی که در هر مرحلهای از سفر هستند—چه سفر اول و چه سفر دوم—اگر در صراط مستقیم باشند و مسیر را بشناسند، حتی در هفته اول و روی پله اول درمییابند که این علم، حقیقت است؛ علمی که با کمترین تنش، انسان را هدایت میکند.
.jpeg)
اما چه میشود که هر کسی صاحب این علم نمیشود؟ اگر حاکمی حکم میکند، باید حکمی وجود داشته باشد و آن حکم، بر پایه حکمتی صادر شود. سپس حکیمی لازم است تا آن را اجرا کند. شاید یکی از مشکلات بشر در طول تاریخ، نبود همین مثلث «حکم، حکمت و حکیم» بوده است. شاید ما در بهترین زمان و بهترین مکان زندگی میکنیم که این علم شامل حال ما شده است.
ما حکایتگران این حکم و حکمت هستیم که توسط این حکیم ارائه شده است. ما راویان حقیقت هستیم، نه قصه و افسانه. این علم را نشنیدهایم؛ آن را دیدهایم و تجربه کردهایم. پس باید روایت آن را به بهترین شکل ممکن به عهده بگیریم.
حضور در کنگره، خود موهبتی الهی است. خدمتگزار شدن در کنگره، لطفی مضاعف است. بخشش—چه از مال، چه از وقت و چه از توان—نیز توفیقی الهی میطلبد. اگر لطف خداوند شامل حالمان نشود، ماندگار نخواهیم شد و حکایتگر این علم راستین نخواهیم بود.
دلیل انجام کارها را اگر بدانیم، انجامشان آسان میشود. چرا باید سفر کنیم؟ چرا باید رها شویم؟ رهایی یک بخش ماجراست، اما رها ماندن بخش مهمتر آن است.
ایمان در کنگره چنین تعریف میشود: «ایمان، تجلی نور خداوند در انسان است.»
همانطور که نور خورشید به آینه میتابد و بازتاب مییابد، وقتی در امنیت کنگره قرار میگیریم و از انجام ضد ارزشها پرهیز میکنیم، روزنهای از تاریکی درونمان باز میشود و نوری به درون ما میتابد. هرچه بیشتر در این مسیر بمانیم، آن روزنه وسیعتر میشود و نور بیشتری در ما متجلی میگردد.
صیقل خوردن یعنی همین. زنگارها زدوده میشوند و چهره انسان نورانیتر میشود. سفر اولی پس از چند هفته تغییر میکند؛ خانواده متوجه میشوند؛ خود فرد در آینه تفاوت را میبیند. این نتیجه بالا رفتن دانایی و عمل نکردن به ضد ارزشهاست. هرچه دانایی افزایش یابد، ایمان قویتر میشود و نور بیشتری در وجود انسان میتابد.
اما اگر به فرامین الهی تبصره بزنیم—اگر بگوییم امشب کمی بیشتر مصرف میکنم، یا سیدی نمینویسم، یا در مشارکت و حمایت کوتاهی میکنم—آن روزنه نور تنگتر میشود و تاریکی بازمیگردد. در تاریکی، انسان زمین میخورد.
ایمان در کنگره یعنی ناتوانان توانمند شوند، دردمندان درمان یابند، بدبختان خوشبخت شوند. این صندلیها معمولی نیستند و باید خیلی زود به این موضوع پی ببرید.
از اینکه به سخنان من گوش دادید از همه شما سپاسگزارم.
.jpeg)
.jpeg)
.jpeg)
.jpeg)
با احترام مسافر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
102