English Version
This Site Is Available In English

آقای مهندس ذاتا یک محقق هستنند

آقای مهندس ذاتا یک محقق هستنند

جلسه دهم از دوره سوم جلسات آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر یاسر، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر حامد با دستور جلسه «تحقیقات کنگره ۶۰ ، مقالات و کنفرانس‌ها» در روز سه‌شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۶:۰۰ شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد؛ 

سلام دوستان، یاسر هستم، مسافر. خداوند را شاکرم و سپاسگزارم که امروز فرصت خدمت کردن در این جایگاه به من داده شد. از آقای علی (راهنمای محترم) تشکر می‌کنم و همچنین از نگهبان جلسه که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم.
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را تبریک می‌گویم؛ واقعاً ماه پربرکت و سرشار از رحمت از سمت خداوند است. با آموزش‌هایی که ما در کنگره گرفتیم، دیدگاه ما نسبت به ماه رمضان بسیار متفاوت شده است.

در مورد دستور جلسه امروز: "تحقیقات در کنگره ۶۰، مقالات و کنفرانس‌ها"

در مورد تحقیقات، از نظر من، تحقیق یعنی رسیدن به حقیقت. اگر ما دنبال چیزی باشیم تا آن را کشف و پیدا کنیم، باید تحقیقات را انجام دهیم و بتوانیم مراحلی را طی کنیم تا به آن حقیقت برسیم.

اگر بخواهم به آقای مهندس دژاکام در کنگره ۶۰ نگاه کنم، به نظر من ایشان ذاتاً یک محقق هستند. همان‌طور که در سی‌دی‌ها شنیده‌ایم، قبل از اینکه کنگره ۶۰ را تشکیل دهند، مهندس الکترونیک بودند و روی چشم‌های الکترونیک تحقیق می‌کردند و چشمی را ساختند که به گفته خودشان، وقتی دستگاه پرس کار می‌کند، دیگر دست را له نکند. پس ایشان ذاتاً دنبال تحقیقات بوده‌اند. به اعتقاد من، آقای مهندس از سال‌های خیلی قبل دنبال درمان اعتیاد بوده‌اند؛ نه اینکه با تشکیل کنگره ۶۰ بخواهند این کار را انجام دهند. همان‌طور که در کتاب «چهارده مقاله» هم خواندیم، ایشان از سال ۶۳ در پی ترک‌های متعددی بودند که انجام می‌دادند؛ پس از ابتدا دنبال حل‌کننده‌ای برای درمان اعتیاد بوده‌اند و از ابتدا دنبال تحقیق بوده‌اند.

استاد امین هم در سی‌دی قبل اشاره کردند که آقای مهندس بالای ده هزار جلد کتاب خوانده‌اند و واقعاً انسانی بوده‌اند که دنبال کشف حقیقت و دنبال کلید درمان اعتیاد بوده‌اند. خوشبختانه این کلید را پیدا کردند؛ همان‌گونه که خودشان می‌گویند، برای حل هر مشکلی نیاز داریم یک کلید داشته باشیم و تا کلید مشکل را نداشته باشیم، نمی‌توانیم آن را پیدا کنیم.

خوشبختانه در ماه مبارک رمضان (که به نظر من الهامات الهی بود) و با الهام از اساتیدشان، این روش را شروع می‌کنند و سفر خود را آغاز می‌کنند. حتی در ابتدا خودشان در کتاب «۶۰ درجه» می‌گویند تن و بدن من می‌لرزیده که می‌خواستم اسم ترک را بیاورم. این برای من جالب است و من را یاد وادی هشتم می‌اندازد؛ وادی هشتم واقعاً وادی‌ای است که می‌گوید: «با حرکت راه نمایان می‌شود.»

به نظر من آقای مهندس تمام این وادی‌ها را اجرایی کرده‌اند. وقتی اجرایی کردند، آن‌ها را نوشته‌اند. در ابتدا آمده‌اند تفکر کرده‌اند، به خویشتن خویش رسیده‌اند، بعد به فرمان عقل رسیده‌اند. سپس آمده‌اند رمز و راز کشف حقیقت را بیان کرده‌اند که در دو چیز است: یافتن راه. همان‌طور که می‌دانیم هزاران سال تلاش کردند تا درمان اعتیاد را پیدا کنند، اما پیدا نکردند؛ اما آقای مهندس راهش را پیدا کرد، کشف کرد، آن راز را شکافت و راه نمایان شد.

به نظر من این دستور جلسه خیلی به این قضیه می‌خورد. چرا؟ وقتی سی‌دی‌های گذشته یا اتفاقاتی که در کنگره در این بیست و هفت هشت سال گذشته افتاده را گوش می‌کنیم، می‌بینیم آقای مهندس هیچ‌گاه نظری در مورد سرطان‌ها نداشته‌اند. اما اتفاقی که می‌افتد این است که طرف می‌آمده روش DST را انجام می‌داده و مثلاً فلان مریضیش خوب می‌شده است. بارها آمده‌اند به آقای مهندس اعلام کرده‌اند، و ایشان به قول خودمان «پشت گوش انداخته‌اند» و گفتند حالا اتفاقی بوده است. اما به‌مرور زمان، این درمان‌ها، این تغییر حس‌ها و این تغییر فیزیولوژی جسمی که با روش DST پیش آمده، باعث شد آقای مهندس شروع به تحقیق در این مورد کنند و این کار را سفت و سخت انجام دادند. کم‌کم، «با حرکت راه نمایان می‌شود»، باز شد و شروع کردند به تحقیقات در مورد سرطان‌ها؛ سرطان کلیه، سرطان سینه، و بعداً سرطان خون. یواش‌یواش روی این‌ها تحقیق کردند و دیدند بله، وقتی روش DST کسی سفر را انجام می‌دهد، بیان ژن تغییر می‌کند و این تغییر بیان ژن...

همیشه راهنمایم می‌گفتند که شاید آقای مهندس بیست سال پیش هم می‌دانستند که این اتفاق می‌افتد، اما چرا مطرح نکرده‌اند؟ به خاطر اینکه تکنولوژی‌اش نبوده، به خاطر اینکه دستگاه‌هایی نبوده که بشود این‌ها را اندازه‌گیری کرد. از لحاظ تجربی، همه بچه‌های داخل کنگره قبول دارند این اتفاقات می‌افتد. آیا بیرون کنگره هم می‌توانند قبول کنند که آقا شما بیا سفر کن، در این سفرت مثلاً سرطانت خوب می‌شود، مثلاً هزار تا از بیماری‌ها یا اکثر بیماری‌ها برطرف می‌شود؟

با دستگاهی که میکرویی در انگلستان هست، شروع کردند این را آزمایش کردند و از کسانی که سفر کرده بودند، آزمایش خون گرفتند. وقتی آزمایشات خون این افراد را با کسانی که از طریق ترک‌های دیگر آمده بودند و آزمایش داده بودند مقایسه کردند، دیدند آرایش سلولی افراد گروه دیگر به‌شدت حالت تهاجمی دارد، اما کسانی که در کنگره ۶۰ سفر کرده‌اند و این آزمایش را داده‌اند، تمام سلول‌های بدنشان تنظیم شده است. تنظیم شده یعنی بیان ژن تغییر پیدا کرده است.

این تغییر بیان ژن باعث شد شروع کنند به دادن مقاله. از لحاظ علمی، علم باید قبول کند این چیزها را و نیاز دارد که مقاله بدهند. از لحاظ تجربی درست است ما این را تجربه کرده‌ایم، ولی جهان علم نیاز دارد که این‌ها بررسی شود. شروع کردند به مقاله دادن؛ بررسی‌هایی که انجام دادند، مقاله DST را دادند، مقاله شیشه را دادند، مقاله سرطان خون را دادند و تمام این‌ها باید از طریق علم به مقاله تبدیل شود تا بتوانند قبول کنند.

خوشبختانه تمام مقالاتشان جایزه آورده و بهترین مقاله شناخته شده است. همان‌طور که می‌دانید، اکنون کنفرانس‌های متعددی دعوت می‌شوند؛ به دلیل اینکه آقای مهندس، کیفیت مقالاتشان آن‌قدر بالاست که کشورهای چین و هند و این‌ها را اصلاً در کنفرانس قبول نمی‌کنند و سعی کرده‌اند در مراجع علمی بسیار سطح بالا در این کنفرانس‌ها شرکت کنند تا بتوانند این مسیری را که برای ما به وجود آمده است، پیش ببرند.

یادم است یک چیز دیگر هم هست: هزینه. واقعاً هزینه کردم. یادم است وقتی رک‌بیت دار بودم، آقای منصوری، دیده‌بان محترم، سر لژیون یک «چارلیتر دی‌اس‌تی» (چهار لیتر DST) بود. آن موقع خبرهای دست اول را برای ما می‌آوردند. از آقای منصوری شنیدم که آقای مهندس دستور دادند یک چهار لیتر DST ببریم بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تا آزمایش کنیم. رفتند و آزمایش کردند. در ابتدا خندیدند و گفتند سرکه سیب را آوردید آزمایش کنید؟ به‌حالت تمسخر! اما وقتی آزمایش کردند، آقای منصوری گفتند رفتیم چهار لیتر را بیاوریم، ندادند بهمان. گفتند: «در این چیست؟ این چه موادی است؟ این را به چه صورتی درست کرده‌اید؟» که بعد زنگ زدند به آقای مهندس و اجازه گرفتند که مثلاً DST به آن‌ها بدهند.

این نشانه تحقیق است، درست است؟ این نشانه علم است. آقای مهندس در سی‌دی «علم ۱» می‌گویند: علم از یک نقطه آغاز شد و انشعابات زیادی پیدا کرد، ولی دوباره به یک نقطه برمی‌گردد؛ آن نقطه کنگره ۶۰ است، آن نقطه دانشگاه خوارزمی است، آن نقطه اینجاست. و روزی خواهد رسید که به قول خودمان، تمام علم بگوید قبل از آقای مهندس، قبل از کنگره ۶۰ و بعد از کنگره ۶۰. چه در علم روانشناسی بگیرید، چه در علم تغذیه سالم، چه در علم اعتیاد، چه در علم سرطان؛ یعنی منشأ تمام علم به نظر من از کنگره ۶۰ دوباره دارد می‌رسد به کنگره ۶۰ و به همان نقطه‌ای که استاد می‌رسد.

امیدوارم که قدر جایگاهی را که داریم، قدر جایی که هستیم را بدانیم، چون واقعاً من خودم وزن زیادی نداشتم، اما لژیون جونز (جهانبانی) انقدر به من توانایی داده، انقدر به من انرژی می‌دهد که خارج از DST اصلاً یک حس و حال دیگری دارد. این یک علم واقعاً حقیقی است و این نتیجه تحقیقات آقای مهندس است. همان‌گونه که می‌دانیم، آبروی علم، عمل آن است. هزاران هزاران مقاله در مورد شیشه در آمریکا داده شده، هزاران مقاله در مورد لاغری، چاقی، «کم بخور، زیاد بخور» داده شده، هزاران مقاله در مورد درمان اعتیاد، اما نتیجه نداشته است. اینجا متوجه آبروی علم می‌شویم که عمل آقای مهندس به نتیجه است، به این است که ما امروز این را درک می‌کنیم و لمس می‌کنیم. این نیازمند است که این علم به کل دنیا گسترش پیدا کند، اما از مسیر درستش، که همان مسیر درستش، همین دستور جلسه‌ای است که آقای مهندس امسال به دستورجلسات اضافه کرده‌اند، چون واقعاً برای ایشان مهم است که این علم بتواند گسترش پیدا کند.

ضیافت افطاری 

عکاس: مسافر فرج راهنمای تازه واردین
نویسنده: مسافر احمد از لژیون دوم آقای علی
تنظیم و ارسال: مسافر عباس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .