امروز یکشنبه 1404/12/03 جلسه اول از دوره یازدهم سری کارگاههای خصوصی مسافران کنگره 60 زاهدان با دستور جلسه "تحقیقات، مقالات و کنفرانس های کنگره 60" به استادی مسافر رامین، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر محمدرضا آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، رامین هستم؛ یک مسافر.
در ابتدا اجازه میخواهم با یک مقدمه هفته ی گذشته که هفته ی راهنما بود را خدمت جناب مهندس، خانواده محترم شان و راهنمای عزیزم آقا جواد تبریک عرض کنم:
یک دکتر در جامعه چیزی را در ما پیدا میکند که به ما نشان دهد، یک روانشناس چیزی را در ما کشف میکند تا به ما یادآوری کند، اما یک راهنما… راهنما متفاوت است. راهنما چیزی را در ما پیدا میکند که پنهان است؛ گنجی در اعماق روح و روان ما، که زیر خاکی از تجربه، احساس و جهانبینی دفن شده است. و بعد، مسیر رسیدن به آن را به ما نشان میدهد.
رهجو در طول سفر، میکند و میکند، تلاش میکند و کندن میکند تا به آن گنج برسد. اما نکته شگفتانگیز این است که در مسیر کندن، به چیزی فراتر از آن گنج میرسد؛ به شناخت، به آزادی، به آرامش و به خودش. راهنما به جای اینکه برای ما منظره بسازد، پنجرهای برای دیدن به ما هدیه میدهد. و این، یعنی معجزه. در این روزها که هفته راهنماست و من نتوانستم مشارکت کنم، لازم دانستم از راهنمای عزیزم، آقا جواد تشکر کنم؛ که با صبر، ایمان و عشقش، این پنجره را به من هدیه داده است.
اما در رابطه با دستور جلسه : کنگره ۶۰ حرکتی است که از تجربه آغاز شد؛ تجربهای که بنیانگذار آن، مهندس دژاکام، از دل رنج شخصی بیرون آورد. اما تفاوت بزرگ این مجموعه در این بود که به تجربه بسنده نکرد. تجربه را تبدیل به روش کرد؛ روش را تبدیل به ساختار کرد؛ و ساختار را در معرض پژوهش و بررسی علمی قرار داد.
روش DST – کاهش تدریجی و منظم دوز دارو در یک بازه حدود ۱۰ تا ۱۱ ماه – فقط یک نظریه نیست؛ یک پروتکل مشخص است با زمانبندی، نظم، اندازهگیری و پیگیری. همین ویژگیها باعث شد که این روش قابلیت تحقیق پیدا کند. در سالهای اخیر، مقالاتی درباره کنگره ۶۰ در مجلات علمی منتشر شده که به بررسی تغییرات جسمی و روانی افراد تحت درمان پرداختهاند.
در این تحقیقات، به نکتهای اساسی اشاره شده است: درمان در کنگره ۶۰ صرفاً «قطع مصرف» نیست، بلکه «بازسازی» است. بازسازی سیستم شبهافیونی بدن، بازسازی نظم خواب، اشتها، خلقوخو، تمرکز و حتی بازسازی روابط اجتماعی و خانوادگی. این یعنی اعتیاد فقط یک رفتار نیست؛ یک اختلال در سیستمهای جسم و روان است و درمان هم باید سیستمی باشد. در برخی پژوهشها، تغییرات روانی افراد قبل و بعد از درمان بررسی شده و نشان داده شده که نگرش، مسئولیتپذیری، کنترل هیجان و کیفیت زندگی به شکل معناداری بهبود پیدا کرده است. اینها مفاهیمی نیستند که صرفاً در جلسات گفته شوند؛ موضوع مطالعه و تحلیل علمی قرار گرفتهاند.
اما اجازه بدهید کمی عمیقتر نگاه کنیم.
چرا «مقالات و تحقیقات» برای ما، بهعنوان یک مسافر، اهمیت دارد؟
اول اینکه به ما میگوید مسیر درمان، تصادفی نیست. هر پلهای که بالا میرویم، هر سیدیای که گوش میدهیم، هر مشارکتی که میکنیم، در یک چارچوب منظم قرار دارد. وقتی یک روش وارد فضای علمی میشود، یعنی قابل تکرار است، قابل آموزش است و قابل دفاع است.
دوم اینکه تحقیقات، آینهای برای خود ماست. وقتی میخوانیم که در پژوهشها بهبود کیفیت زندگی گزارش شده، باید از خودمان بپرسیم: آیا در زندگی من هم این تغییر اتفاق افتاده؟ آیا خانوادهام آرامتر شدهاند؟ آیا در محیط کار مسئولتر شدهام؟ اگر پاسخ مثبت است، یعنی من بخشی از همان دادههای زنده هستم.
سوم اینکه نگاه پژوهشی، ما را از تعصب کور دور میکند. کنگره ۶۰ هیچوقت نگفته «فقط باور کنید»؛ گفته «آزمایش کنید، تجربه کنید، ببینید نتیجه چیست». این همان روح علم است. علم یعنی مشاهده، اندازهگیری، تکرار و نتیجهگیری. و درمان در کنگره دقیقاً همین مسیر را طی کرده است.
برای منِ مسافر، دستور جلسه امروز یک تلنگر است. اینکه من فقط برای خودم سفر نمیکنم. کیفیت سفر من، تصویر بیرونی کنگره را میسازد. اگر متعادل، آرام، مسئول و موفق باشم، خودم تبدیل به یک «مقاله زنده» میشوم؛ مقالهای که مردم در رفتارم میخوانند.
امیدوارم بتوانیم قدردان این ساختار باشیم؛ با نظم، با تعهد، با استمرار.
تا نهتنها در آمارها، بلکه در زندگی واقعی، نمونهای از یک درمان موفق باشیم.

نگارش، عکس و ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم، راهنما آقای جواد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
181