"بنام قدرت مطلق"
یازدهمین جلسه از دوره چهارم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی لواسان با استادی همسفر علی ، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر حسام با دستور جلسه "تحقیقات کنگره60 و مقالات و کنفرانس ها " راس ساعت 16:00 مورخ 2 اسفندماه ۱۴۰۴ آغاز بکار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم یک همسفر .خوشحالم که در خدمت شما هستم. این نخستین بار است که به این شعبه میآیم و حضور در جمع شما برایم حس خوبی دارد.
اجازه بدهید مقدمهای بیان کنم و سپس وارد اصل بحث شویم. انسان از بدو خلقت همواره تمایل داشته است کیفیت زندگی خود را ارتقا دهد؛ از وضع موجود به سطحی بالاتر حرکت کند. یکی از مهمترین ابزارهای این ارتقا، علم بوده است. علوم مختلف با این هدف شکل گرفتهاند که انسانها بتوانند به بهترین و کاملترین شکل ممکن از زندگی بهره ببرند.
در ابتدا، همه علوم در یک نقطه متمرکز بودند. بزرگانی مانند ابنسینا و فارابی در حوزههای مختلف دانش فعالیت میکردند؛ هم فیلسوف بودند، هم پزشک، هم منجم. اما با گسترش علم، تخصصها از یکدیگر جدا شدند؛ متخصص قلب، متخصص مغز و اعصاب، متخصص عفونی و… این تفکیک مزایایی داشت؛ باعث شد جزئیات دقیقتر بررسی شود و شناخت عمیقتری شکل بگیرد. اما در کنار آن، معایبی نیز پدید آمد؛ علوم از هم فاصله گرفتند و نگاه جامع کمرنگ شد.

امروز وقتی بیماری به پزشک مراجعه میکند، درمان از یک تخصص آغاز میشود، اما برای تشخیص کامل باید به بخشهای مختلف ارجاع داده شود؛ تصویربرداری، آزمایش، متخصصان گوناگون. این نشان میدهد هر تخصص مسیر خود را میرود و هماهنگی جامع دشوار شده است.
در کنگره ۶۰ تلاشی صورت گرفته است تا این شاخههای جداشده دوباره در کنار هم قرار بگیرند؛ مانند انشعابهای رودخانهای که از هم جدا شدهاند و اکنون دوباره به بستر واحد بازمیگردند. نظریه انسان و نگاه جامع به ساختار وجودی انسان سعی کرده است علوم موردنیاز را در کنار هم جمع کند. برای این منظور، مهندس سه استاد را معرفی میکنند؛ استاد سردار در حوزه علوم الهی و هستیشناسی و مباحث فلسفی، و اساتید دیگر در حوزه علوم زیستی و تجربی. هر کدام نماینده شاخهای از دانش هستند که در کنار هم معنا پیدا میکنند.
در علم رایج مفهومی به نام «پارادایم» وجود دارد؛ یعنی چارچوب فکریای که دانشمندان در آن چارچوب فعالیت میکنند. وقتی پارادایمی حاکم باشد، بزرگان آن علم مسیر مشخصی تعیین میکنند و حرکت خارج از آن چارچوب دشوار میشود. اگر کسی بخواهد نگاه جدیدی ارائه دهد، با مقاومت روبهرو میشود.
مهندس از بیرون این چارچوب وارد شدند؛ رشته تحصیلیشان مهندسی بود و همین نگاه مهندسی باعث شد بتوانند از زاویهای متفاوت به علوم انسانی و پزشکی نگاه کنند. پارادایم یعنی مجموعهای از مفاهیم، نظریهها و فرضیهها که چارچوبی برای فعالیت علمی فراهم میکند.

در برخی حوزهها، بهویژه پزشکی و علوم انسانی، به نظر میرسد پارادایم موجود به بنبست رسیده است؛ یعنی در برابر برخی پرسشها پاسخ قطعی و قانعکننده ارائه نمیدهد. مثلاً درباره درمان سرطان، چاقی یا بسیاری از بیماریها پاسخها وابسته به شرایط است؛ گاهی گفته میشود بستگی دارد به اینکه چه کسی باشد و در چه وضعیتی باشد. این نشان میدهد پاسخها مطلق و شفاف نیستند.
اما در کنگره ۶۰ نوعی «پارادایم شیفت» یا تغییر نگرش در حال شکلگیری است. ویژگی اصلی این نگاه جدید آن است که برای پرسشها پاسخ روشن ارائه میدهد. درباره اعتیاد، درمان ارائه میشود. درباره چاقی، نمونههای متعدد وجود دارد؛ افرادی که سی، چهل یا حتی پنجاه کیلوگرم کاهش وزن داشتهاند، بدون آنکه عوارض مخربی تجربه کنند. درباره برخی بیماریها نیز رویکرد واحدی مطرح میشود.
این پارادایم جدید نیازمند جهانبینی است؛ یعنی باید منظومه فکری منسجمی داشته باشد. مقالاتی که در حوزه سرطان، اماس، اعتیاد و بیماریهای عفونی ارائه شدهاند، نشان میدهند رویکرد واحدی وجود دارد؛ بدون آنکه برای هر بیماری مسیر کاملاً جداگانهای تعریف شود. ژورنالهای معتبر این مقالات را چاپ کردهاند و در کشورهایی مانند فرانسه و کره جنوبی سخنرانیهایی بر اساس این رویکرد ارائه شده است. برای حضور در چنین مجامعی باید حرف تازهای داشت؛ فرضیهای نو که ارزش شنیدن داشته باشد.
در بسیاری از کنفرانسها، تکرار آمار و دادههای پیشین شنیده میشود و همین باعث خستگی میگردد. اما وقتی مطلبی به سادهترین و در عین حال عمیقترین شکل بیان شود، تأثیرگذار خواهد بود. مهندس همواره تأکید میکنند باید به دنبال علت باشیم، نه صرفاً ظاهر موضوع. در اماس و اعتیاد، وقتی علت شناخته شود، درمان نیز امکانپذیر میشود.
امروز در کنگره، بسیاری از پاسخها وجود دارد؛ اما در دانشگاهها و مراکز علمی هنوز به این پاسخها دسترسی ندارند. اینجاست که مسئولیت ما مطرح میشود؛ چه مسافر باشیم و چه همسفر. در حوزههایی مانند روانشناسی و مددکاری اجتماعی، خروجیای که انتظار میرود همیشه حاصل نمیشود، اما در کنگره میبینیم فردی یا خانوادهای با بدترین وضعیت وارد میشود و پس از مدتی تحول اساسی رخ میدهد. این مقایسه ساده نشان میدهد رویکرد متفاوتی در حال اجراست.
امروز مؤسسات بزرگ علمی سالانه هزینههایهنگفتی صرف میکنند تا به پاسخهایی دست یابند که ما در این مسیر تجربه کردهایم. حتی جوایز نوبل به کسانی داده میشود که بتوانند سازوکار یا مکانیسمی را کشف کنند. اما ما در اینجا با تجربه عملی و نتیجه عینی مواجه هستیم.
امیدوارم بتوانیم با حرکتهای علمی و منسجم، دانشی را که در اختیار داریم به دانشگاهها و مراکز علمی منتقل کنیم؛ زیرا هیچ علمی ارزشمندتر از دانشی نیست که تجربه شده و به عمل رسیده باشد.
سپاسگزارم که به صحبت های من گوش دادید..
عکاس و بارگذاری : مسافر مصطفی
تایپ: مسافر حسام
مرزبان خبری : مسافر محسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
134