دوازدهمین جلسه از دوره بیستوچهارم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران آقا، نمایندگی پرستار، به استادی دیدهبان محترم مسافر احمد، نگهبانی همسفر محسن و دبیری هسمفر حسین، با دستور جلسه «الهام از رمضان» پنجشنبه ۱۷ بهمنماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، احمد هستم، یک مسافر.
از اینکه امروز در جمع شما عزیزان حضور دارم، بسیار خرسندم و از همهی خدمتگزاران این نمایندگی صمیمانه سپاسگزارم. امیدوارم از تلاشها و آموزشهای این مجموعه، بیشترین بهره نصیب همهی ما شود. هر انسانی با برداشتن گامهایی در مسیر زندگی، ناگزیر باید تغییراتی را در خود ایجاد کند. بزرگترین خدمتی که انسان میتواند به خود ارائه دهد، این است که با تأثیرپذیری صحیح از دیگران، الگو گرفتن از مسیرهای درست و قرار گرفتن در معرض آموزش، پیوسته در مسیر رشد حرکت کند. دستور ماه مبارک رمضان نیز فرصتی است برای همین الهامگیری؛ فرصتی برای درک پیامهای عمیق و قوانین حاکم بر هستی. امیدوارم بتوانیم از این ماه به بهترین شکل استفاده کنیم و با عمل به توانها و ظرفیتهای خود، تغییرات مثبتی در وجودمان ایجاد نماییم.
پیش از ورود به کنگره ۶۰، از بسیاری از مزایای این ماه بیبهره بودم؛ اما با حضور در کنگره و دریافت آموزشها، بهتدریج متوجه شدم قوانینی که در زندگی و هستی وجود دارند، برای حفظ یک سیستم یا ساختار نیستند، بلکه برای بهرهمندی و رشد خود انسانها وضع شدهاند. به همین دلیل، نگاه من به ماه رمضان نیز تغییر کرد و متوجه شدم این ماه، فرصتهای ارزشمندی برای پالایش درونی در اختیار انسان قرار میدهد.
در زمانی که بهعنوان آشپز در کنگره خدمت میکردم، به این نکته فکر میکردم که هنگام پخت هر مادهی غذایی، لایهای از ناخالصی روی آن تشکیل میشود که تنها با حرارت و فشار از بین میرود. گوشت، حبوبات و سایر مواد غذایی، زمانی پاک و قابل استفاده میشوند که در معرض جوش و حرارت قرار بگیرند. این مثال ساده به من آموخت که برای خارج شدن ناخالصیها، همواره به حرارت و فشار نیاز است.
این سوزاندن از کجا میآید؟
ماه رمضان، که معنای آن سوزاندن و پالایش است، همین فرصت را فراهم میکند. با ایجاد یک حرارت درونی، ناخالصیهای جسمی، روانی و حتی اخلاقی انسان بهتدریج از بین میروند. معمولاً از روزهای میانی ماه به بعد، آثار این پالایش آشکار میشود و انسان نوعی سبکی، آرامش و بهبودی را در خود احساس میکند.
مفهوم «اتوفاژی» که توسط مهندس مطرح شده است، دقیقاً به همین فرایند اشاره دارد؛ اینکه انسان چگونه میتواند با ایجاد شرایط خاص، ناخالصیهای وجود خود را بسوزاند و از بین ببرد. فشارهای زندگی، مانند مشکلات کاری، خانوادگی، یا چالشهای درمان اعتیاد، همان حرارتی هستند که اگر درست درک و مدیریت شوند، میتوانند به رشد انسان کمک کنند.
در خانوادههایی که فرزند مصرفکننده دارند، فشار روانی بسیار بالاست. گاهی فرزند درمان میشود، خانواده آموزش میبیند، اما پس از مدتی دوباره لغزش رخ میدهد و این موضوع فشار مضاعفی به خانواده وارد میکند. در چنین شرایطی، سؤال اساسی این است که چگونه باید با این فشارها مواجه شد؟ رها کردن راهحل است یا الگو گرفتن از دیگران و ادامه دادن مسیر؟ کنگره ۶۰ به ما میآموزد که تکامل در جمع اتفاق میافتد و انسانها از یکدیگر میآموزند.
همانگونه که پیامبر اکرم (ص) فرمودهاند، ازدواج و پذیرش مسئولیت، موجب تکامل انسان میشود. مسئولیتپذیری هرچند سخت و همراه با فشار است، اما اگر از آن فرار کنیم، عواقب سنگینتری در انتظار ما خواهد بود. حضور همسفران در کنگره نیز اتفاقی نیست؛ این حضور با حسابوکتاب و قرار گرفتن در معرض آموزش شکل گرفته است.
زندگی، علم خاص خود را دارد. سادهلوحانه است اگر تصور کنیم تنها با آموزشهای آکادمیک میتوان زندگی را مدیریت کرد. اگر در خانوادهای فرزندی صالح داریم، همهی اعضای خانواده در این صالح بودن نقش داشتهاند؛ همانطور که اگر فرزندی دچار مشکل است، باید نقش خود را در این مسیر بررسی کنیم. پیروزیها وارثان زیادی دارند، اما در شکستها همه به دنبال مقصر میگردند؛ در حالی که هر اتفاق، حاصل مجموعهای از رفتارها و تصمیمهاست.
تربیت اصلی انسان در خانواده شکل میگیرد، نه در جامعه. خانواده جایی است که خطا دیده میشود و اصلاح صورت میگیرد. دانایی یعنی شناخت قوانین زندگی، شناخت انسان و شناخت مسیر درست حرکت؛ و ماه رمضان نمونهای از همین قوانین الهی است که انسان را به پالایش و بازنگری در خود دعوت میکند. در هستی، انسانها ناخواسته راه را برای یکدیگر باز میکنند. گاهی فردی مسیر درمان را آغاز میکند و ناخواسته راه نجات دهها نفر دیگر را هموار میسازد، حتی اگر خودش در میانهی راه متوقف شود. بنابراین، بهتر است کمتر به اشتباهات دیگران نگاه کنیم و بیشتر جایگاه خودمان را بررسی کنیم؛ اینکه من کجا ایستادهام و سهم من در این شرایط چیست.
تجربهی صرف، بدون آموزش و تفکر، به دانایی منجر نمیشود. بالا رفتن سن یا گذر زمان، بهتنهایی علم زندگی نمیآورد. در مثلث دانایی، تجربه باید در کنار آموزش و تفکر قرار بگیرد تا نتیجهبخش باشد. بسیاری از فشارهایی که انسان تحمل میکند، نه از خود مشکل، بلکه از نگاه دیگران و قضاوتهای اجتماعی نشأت میگیرد؛ فشاری که گاهی از خود بیماری هم دردناکتر است. آنچه در نهایت اهمیت دارد، آموزش دیدن خود ماست؛ چه مسافر باشیم و چه همسفر. حتی قرار گرفتن در کنار تاریکیها نیز میتواند راه دسترسی به نور را برای ما باز کند. اگر بپذیریم که زندگی مسیری پیوسته و آموزنده است، آنگاه هر تجربهای میتواند در آینده به کار ما بیاید.
برای سنجش جایگاه خود، میتوان پیام ابتدای سیدی «معبد» را در کنار سیدی «مرداب» قرار داد؛ جایی که گفته میشود دانستن اجازه میخواهد و قرار گرفتن در معرض اطلاعات، نیازمند ظرفیت است. این تعادل، مسیر رشد را ثمربخش میکند.امروز خوشحالم که در جمع شما عزیزان حضور دارم و امیدوارم بتوانیم بهعنوان یاریدهنده، همراه و همسفر، در این جایگاه مهم، قدمهای مؤثری برداریم. این مسیر، نهتنها به نفع دیگران، بلکه به سود خود ماست و نتیجهای جز رحمت الهی در پی نخواهد داشت.
سپاسگزارم از توجه شما.
تایپ، ویراستاری و بارگذاری: خدمتگزاران سایت همسفران آقا، شعبه پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
190