English Version
This Site Is Available In English

آموزش در کنگره فقط برای شخص مصرف کننده نیست

آموزش در کنگره فقط برای شخص مصرف کننده نیست

خدا را شاکر و سپاسگزارم که در سیستم کنگره حضور دارم. خداوند عنایت ویژه‌ای به من داشته که اجازه حضور در این مکان علمی برایم صادر شده است تا بدانیم آنچه را که نمی‌دانیم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان بابت مهیا نمودن این بستر آموزشی سپاسگزارم؛ من بایستی قدر این مکان را بدانم و از این فرصت به دست آمده بهترین استفاده را ببرم؛ در خدمتی که به من واگذار می‌شود نیز باید با جان و دل انجام وظیفه کنم.

از زمانی که به عنوان تازه‌وارد وارد کنگره شدم و در ادامه با نام همسفر به لژیون پیوستم، متوجه شدم که این سیستم و این مکان مقدس چیزی فراتر از درمان اعتیاد است و احیاء خانواده و زندگی را به من آموزش خواهد داد. کنگره به من یاد داد که بایستی به جایگاه و خدمتی که خداوند به ما عطا می‌کند احترام بگذاریم و قدر آن را بدانیم؛ در غیر این صورت این نعمت از ما سلب می‌شود.

در روزگاری که همه ما در آن هستیم، به این فکر می‌کنیم که با هر ترفند و هر حیله‌ای از دیگران پیشی بگیریم؛ اما ما اعضاء کنگره در یکدیگر جمع شده‌ایم تا با عشق و محبتی که از اساتیدمان آموزش گرفته‌ایم دست دردمندی را بگیریم و او را به این جایگاه مقدس دعوت کنیم. به نظر من برای خدمت در کنگره نوع جایگاه مهم نیست؛ مهم این است که طبق اصول و قوانین حرکت کنیم تا بتوانیم با حرف‌های خوب، درمانی برای دردهای دیگران باشیم.

آموزش در کنگره فقط برای شخص مصرف‌کننده نیست؛ بلکه یک همسفر نیز با قبول کردن این جایگاه در کنار مسافر خود شروع به درمان می‌کند تا با آموزش جهان‌بینی، تعادل نسبی در زندگی آن‌ها جاری شود. امیدوارم که ما بتوانیم طبق اصول و خط‌ مشی تعریف شده حرکت کنیم، دست یکدیگر را بگیریم و عشق و محبتی بی‌دریغ را به دیگران نثار کنیم تا بتوانیم به آرامشی همراه با صلح برسیم. همچنین امیدوارم الگویی باشیم برای دیگران که همانند من با هزار و یک ناامیدی وارد کنگره شدند؛ ما می‌توانیم بذر امیدی در دل دیگران بکاریم که پایان شب سیاه، سفید است.

من عاشق خدمت کردن بودم و هستم و ایمان داشتم که در کنگره با تلاش و پشتکار یک روزی یکی از شال‌های خوش‌رنگ کنگره را تجربه خواهم کرد؛ به همین دلیل با عشق، هدف و انگیزه زیاد به مسیر خود ادامه دادم و در جلسات، آموزش‌های لازم لژیون را دریافت و فرا می‌گرفتم. خدا را شکر که اتفاق‌های خوب از همان زمان برای من می‌افتاد و خبر قبولی راهنمایی را از راهنمایم شنیدم. از شنیدن این خبر از پا نمی‌افتادم و تا شب پلک روی هم نگذاشتم و خداوند را بسیار شکر کردم.

من از کنگره یاد گرفتم و به این نتیجه رسیدم که «دیگران کاشتند و ما خوردیم؛ ما بکاریم تا دیگران بخورند.» خدمت راهنمایی برای من بهترین خدمتی بود که پشت سر گذاشتم و انجام دادم، چون سرشار از آموزش‌های خوب بود. امیدوارم در جایگاه ایجنتی نیز به همین نحو باشم. زمانی که برای بستن پیمان و شال ایجنتی به تهران رفتم، حس و حال خوشی داشتم و گرفتن شال ایجنتی برایم معنا و مفهوم دیگری داشت؛ چون می‌دانستم خدمت و مسئولیت بسیار بزرگی بر دوش من گذاشته شده است.

از خداوند می‌خواهم که به من فرصت بدهد تا به نحو احسنت خدمت کنم و آموزش بگیرم. این شال نشان اعتماد و جهان‌بینی است. من عاشق خداوند هستم؛ هر لحظه با او سخن می‌گویم و هر چه نیاز دارم او به من خواهد بخشید. اگر از پایان گرفتن مسیر ناامید شدی به یاد بیاور: «زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده‌ای را مدیون صبرت در برابر سیاه‌ترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن آن نمی‌دیدی.» فلسفه زندگی من این است: اگر بدانیم در زندگی چه می‌خواهیم، در راستای آن هدف تلاش خواهیم کرد و هیچ‌گاه شکست نخواهیم خورد و صرفاً در این صورت به پیروزی و رهایی دست خواهیم یافت.

نویسنده: ایجنت همسفر فاطمه
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دامغان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .