پنجمین جلسه از دوره ششم جلسات آموزشی لژیون سردار کنگره ۶۰ نمایندگی تختجمشید با استادی مسافر صمد و نگهبانی مسافر محمد جواد و دبیری مسافر وحید با دستور جلسه « وادی سیزدهم؛ پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است» پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۱۵ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان صمد هستم یک مسافر.
قبل از شروع خدا رو شکر که فرصت شد دوباره در لژیون سردار بنشینیم ولی در مورد دستور جلسه همیشه وقتی صحبت از وادیها میشود آن مثلث درمان جسم روان جهانبینی، ضلع جهان بینی را برای من تداعی میکند و یادآور میشود که باید همچنان مداوم و پیوسته و به صورت آموزش منظم و تکرار موضوع به روی این ضلع کار کنم و بتوانم به وسیله آموزشها و اطلاعات و آگاهیها خودم را به نقطهای برسانم و بعد وقتی که آن نقطه تمام شد و خواستم خط بعدی را آغاز کنم بستگی به میزان آگاهی من و ما دارد.
وادی سیزدهم مکمل است یعنی وقتی که از وادی اول شروع میکنیم و به وادی سیزدهم میرسیم، دستور جلسات از وادی اول شروع میشود و در پایان سال در وادی چهاردهم تمام میشود.
خود مهندس وادی سیزدهم را در چهار سیدی در موردش صحبت کرده حالا ما در عرض چند دقیقهای که بخواهیم خلاصه کنیم و حالا خیلی گذرا میخواهیم بگوییم که هم انتخاب در این وادی مطرح است و هم امید و هم حرکت، خوب میتواند مکمل وادی ۸ باشد میتواند مکمل وادی ۲ باشد، در مورد امید صحبت میکند خوب چطور در مورد امید صحبت میکند؟
به من یادآور میشود که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست، هیچ چیز تمام شدنی نیست در این هستی یا در این کره خاکی و دنیا و کائنات همه چیز همچنان در حال حرکت هستند و وقتی یک موضوعی تمام میشود موضوع دیگری شروع میشود دوره دیگری شروع میشود.
ما همیشه آموزشهایمان را از طبیعت میگیریم، صبح میشود دوباره شب میشود، پایان روز آغاز شب میشود، و پایان شب دوباره میشود آغاز روز و در پی هم میآیند و میروند، فصلها سالها هفتهها ماهها حالا هر چیزی را که ما در نظر بگیریم از نظر زمانی میآید و میرود، دورههای حیات کودکی نوجوانی جوانی کهنسالی در نهایت پایان این زندگی که مصادف میشود با شروع زندگی در بُعد دیگر و در جای دیگر.
همه اینها در وادی درموردش صحبت شده مثلث عقل و عشق و ایمان و خط خمر در موردش صحبت شده انسانهای تک بعدی دو بعدی سه بعدی در موردشان صحبت شده و برای من زمان مصرف که فکر میکردیم پایان زندگی پایان همه چیز است و با مرگ همه چیز تمام میشود نابود میشود وقتی که شخص به مسئله از این زاویه نگاه میکند قطعاً دچار ناامیدی و یأس میشود و میگوید خب که چی؟ خوب این تمام بشود که چه بشود؟! مثلاً حالا من بروم به کنگره که چه بشود؟!
.jpg)
مثلاً خوب قرار است تمام بشود زندگی یک روزی و حالا من چه کار میتوانم بکنم؟! ولی وقتی از زاویه اول به زندگی نگاه بکنیم میبینیم که این پایان شدنی نیست و من باید آگاهی دانش و اطلاعات خودم را بالا ببرم و به مرتبهای برسانم که برای شروع بعدی یک آغاز بهتری را داشته باشم، داستان زندگیم را خوب تمام بکنم قطعاً داستان بعدی از یک جای خوب شروع میشود ولی اگر از روی جهل و ناآگاهی بد تمام بشود قطعا از آن طرف هم بعد شروع میشود و همیشه این را در نظر داشته باشید که آغازهای بیشماری در انتظار ما است.
یک سفر اولی وقتی میآید با شروعش بعد از سه جلسه اول مسافر نام میگیرد و پایان سفر اول مصادف میشود با شروع سفر دوم.
همیشه طبق سخنان استاد امین یک ساختار، اول حفظ و بقا میخواهد و بعد رشد و توسعه؛ ما وظیفه داریم که در حفظ این ساختار نقش داشته باشیم چه سفر اولی چه سفر دومی چه راهنما و چه حالا هر کسی که نقشی دارد باید کامل نقشش را ادا بکند.
یک زمانی میتوانم نگهبان نظم بایستم یک زمانی میتوانم مهماندار بایستم، در سفر هرچه که جلوتر میآیم میبینم این فرایند یک فرایند دو طرفه است عین پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است ما دستور جلسه کمک کنگره به و کمک من به کنگره را داشتیم قبلا که این یک فرایند دو طرفه است.
من اگر بخواهم برای رشد خودم اقدام کنم حتماً باید در این مسیر باشم و اگر نتوانم خدمتی را انجام بدهم از گردانه خارج میشوم فرقی هم نمیکند راهنما باشد یا خدمتگزار باشد، حالا یکی میآید نقشش پررنگتر میشود در سفر دوم شال میگیرد و مرزبانی انتخاب میشود و راهنما میشود و به صورت گستردهتر وارد موضوع میشود و یکی به صورت مالی میتواند یک حرکتی را انجام بدهد.
آنطور که در صحبتهای دبیر بود که استاد قبلی آقا حامد که یک صحبتهایی را ارائه داده بودند خیلی صحبتهای جامع و دقیق و خوبی بود و اینکه حالا کنگره چه کاری انجام داد؟ جایگاه تک تکمان را برگرداند، من شرایط زندگیام شرایط زندگی خیلی خوبی بود اما خودم گم شده بودم یک جورهایی هدفم مشخص نبود نقشم مشخص نبود اگر همچین اتفاقی برای ما افتاده بود و ما در آن زندگی در آن مسیر افتاده بودیم همچنان عین اسب عصاری دور خودمان میچرخیدیم و هیچ وظیفهای در این هستی از آن خودمان نمیدانستیم غیر از نقش مصرف کنندگی، ولی الان شرایط فرق کرده در اثر جهان بینی است که فرقکرده است این آگاهیهایی که در کنگره کسب کردهایم باعث شده ما قدمهای مثبتی را در زندگی تا آنجایی که میتوانیم برداریم تا به نقطهای برسیم که از آنجا آغاز نمودهایم.
تایپ:مسافر وحید دبیر لژیون سردار
تنظیم و ارسال: مسافر محمد جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
97