آقای مهندس میفرمایند: وادیها یکسری مسائل کاربردی است که راه و مسیر زندگی را به ما نشان میدهد؛ چگونه فکرکردن، اندیشیدن و زندگی کردن را به ما آموزش میدهد. مشکلی که برای انسان ایجاد بحران میکند، این است که مسائل زندگی خصوصی خودش را برای دیگران بازگو میکند. وقتی مسائل خاص خودش را برای دیگران بازگو کرد، آن وقت است که برای خودش ایجاد مشکل میکند. اگر فردی نامهای به کسی میدهد؛ باید با تفکر باشد که اگر فردا دست قاضی افتاد، میتواند از آن دفاع کند؟
یکی دیگر از مسائل این است که وقتی در جامعهای چیزی مد میشود، خیلی زود هم از مد میافتد، مثل خالکوبی که زمانی مراسم خاص خودش را داشت. کسانی که در زورخانه بودند، خالکوبی میکردند و یک ارزش به حساب میآمد؛ ولی در جوامع امروز که اگر کسی خالکوبی داشته باشد در ادارهها یا سازمانها استخدام نمیشود. باید سعی کنیم، روی کارهایی که انجام میدهیم، تفکر کنیم که آیا بقاء خواهد داشت؟ آنگاه که روشنایی آبستن تاریکی بود، تاریکی از درون روشناییها بهوجود آمد. فرض کنید، همه چیز روشنایی است از درون روشناییها یک نقطه تبدیل به تاریکی میشود و آن نقطه ذرهذره گسترش پیدا میکند به طوری که تمام سطح روشنایی نور را میگیرد، وقتی تمام سطح روشن شد. دو مرتبه از درون تاریکیها یک نقطه تاریکی تبدیل به روشنایی میشود و شروع به گسترش پیدا کردن میکند و تمام سیستم تبدیل به روشنایی میشود. این دو باهم درحال تغییر هستند و هیچکدام، هیچوقت از بین نمیروند.
در ادمه میگویند: در این شرایط اهریمن از فرمان سرپیچی کرد از داخل روشنایی، نقطه تاریکی به وجود آمد. اهریمن جزء نیروی خوب بود؛ ولی وقتی از فرمان سرپیچی کرد، تبدیل به نیروی منفی شد. وقتی تاریکیها از دل روشنایی زاده شدند، حرکت خود را آرامآرام و خزنده شروع کرد. یعنی عنصر منفی حرکتش سریع و قاطع نیست، اهریمن تنها نیست یک فرمانده است، یارانی دارد. نیروی منفی برای اینکه شایستگی خودش را انتخاب کند؛ باید انسان را از مسیرش از طریق الهام و القا منحرف کند. الهام همان نجوا است که در ذهن ما میآید و القا هم اثر دو شی بر روی همدیگر است. فرشتهها هر کدام وظیفهای دارند؛ ولی انسان اختیار دارد.
در سیستم الهی کسی نمیتواند، شما را اجبار کند. انسان موجود مختاری است، بنابراین دستهای آسمانی القا افکار را انجام میدهند. ما نمیتوانیم، گناهانمان را به عهده دیگران بیندازیم؛ حتی نیروهای منفی انسان را دعوت میکنند؛ ولی اجبار نمیکنند. اهریمن میگوید: شما تبلیغات خودتان را انجام دهید، مطمئن باشید، انسانهای زیادی بهجرگه ما خواهند پیوست. انسان موجودی است با دو ویژگی، خوبی و بدی. یکسری از انسانها موجوداتی حریص، زیان کار، ناسپاس و پنهان کننده خدای خود هستند، مگر اندکی از آنها که عمل صالح انجام میدهند و دیگران را به محبت، دوستی و مهربانی توصیه میکنند و میگویند؛ از آنجا که قلمرو و جهان مادی و جسم خاکی به انسان داده شد، لذا کلیدیترین موضوع ماده و مادیات است.
اگر بر مادیات سوار باشیم، نیمی از قدرت اهریمن را شکست دادیم؛ ولی اگر مادیات بر ما سوار باشند، صددرصد ما را شکست خواهند داد؛ چون اگر کسی بر مادیات سوار باشد، بهخاطر به دست آوردن پول، دست به هر کاری میزند؛ البته بعضیها ظرفیت آن را دارند و بعضیها ندارد. از اسب پیاده شدن، همانقدر مهم است که بخواهید سوار آن شوید؛ یعنی اگر انسان کار ضدارزشی انجام میدهد؛ وقتی بخواهد آن را انجام ندهد، همان قدر سخت است.
اهریمن به سمت خطرناکترین موضوع نشانه رفت و ویژگیاش را که جادوی هفت رنگ بود، رها کرد و این جادوی هفت رنگ خمر بود و از میان گلی زیبا به نام خشخاش که بهترین داروی گیاهی بود، اینگونه گفت: اگر این گیاه در دست حکیمی باشد، شفا و زندگی بخش میباشد؛ ولی اگر در دست مردم عادی باشد، زهری است، شیرین مانند: تریاک، حشیش، کوکائین. در ادامه میفرمایند: برای خروج از ظلمت، هیچ راهی نداریم، مگر اینکه به ریسمان الهی چنگ بزنیم و اصل ریسمان الهی، محترم شمردن و احترام بر اجرای قوانین الهی میباشد.
منبع: وادی یازدهم (بخش ۱)
نویسنده: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیوننهم)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون نهم)
ارسال: همسفر پریناز رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون هفدهم) دبیرسایت
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
127