English Version
This Site Is Available In English

مانند جویبار

مانند جویبار

نسبت دوست داشتن مادر به فرزند همان نسبت دوست داشتن خالق هستی به مخلوق است. مادری که فرزندش را دوست دارد و با تمام وجود با شیره‌ی جانش او را بزرگ می‌کند، چه خواسته‌ای می‌تواند از او داشته باشد؟ جز سلامتی، آرامش و آسایش آیا توقعی هم  دارد!

 آری، خداوند در بین مخلوقین خود انسان را اشرف مخلوقات قرار داد و از روح خود در او دمید تا جسم و روان او با القاء نیروهای لایزال الهی به آرامش ابدی برسد. انسانی که واقف به نعمت‌هایی است که خداوند در اختیار او گذاشته و ادعای دوست داشتن خالق خود می‌کند، چطور به تنها خواسته‌ی آفریده‌ی خود که همان شناخت و معرفت به  جسم و روح و روان خویش، برای این‌که هم در این دنیای مادی و هم در دنیای معنوی به آرامش و آسایش برسد، نادیده می‌گیرد! بنابراین  مخلوق  باید با قدرت تفکر و  آگاهی و دانایی، جسم و روح خود را بشناسد تا بتواند از خود و آفریده‌های جهان هستی مراقبت کند.

 
 

 من‌ همیشه فکر می‌کردم که اگر خداوند را دوست دارم فقط به خاطر حقیقت، عدالت، پاکی، خوبی، زیبایی و به‌طور کلی تمام صفات نیک و پسندیده او را دوست می‌دارم، دریغ از اینکه اعمالم در مسیر بیراهه بود و صفات قدرت مطلق را در جهت منافع خود تفسیر می‌کردم و نه به تفسیر خداوند بود. در حالی که کنگره‌ی ۶۰ که زیر بنای آن از کلام‌الله و قوانین الهی نشأت گرفته است در آموزش‌ها یادآوری می‌کند که اگر خداوند را دوست داریم باید تمام موجودات هستی را هم دوست داشته باشیم. بنابراین هر آنچه که در جهان هستی وجود دارد و یا به وجود می‌آید باید دوست بدارم خوبی و بدی،  زشتی و زیبایی، حق و ناحق و ... در واقع اضداد را باید دوست بدارم، زیرا آنچه که در این جهان خاکی اتفاق می‌افتد بی‌دلیل نیستند و همه‌ی آن‌ها لازم و ملزوم یکدیگرند در واقع هیچ مخلوقی جهت بیهودگی، قدم به حیات نمی‌نهد.

 پس تمام حوادث و  اتفاقات خوب و بدی که در جهان طبیعت به وقوع می‌پیوندد حتی بلایای طبیعی مانند سیل و زلزله و...  جهشی به سوی تکامل هستند و در نهایت  برای رسیدن به مبدأ و غایت عشق، خداوند است. قطعاً تمام سختی‌ها و گرفتاری‌های زندگی ناشی از عدم آگاهی و دانایی بوده و اگر مفهوم خالق و آفریده‌ها و خواسته‌ی باری‌تعالی را با تمام وجود درک کرده بودم خیلی از مسائل و  مشکلات را می‌توانستم کنترل کنم، البته نیروهای منفی و بازدارنده قوی هستند و مانع پذیرش اتفاقات و حوادث تلخ زندگی می‌شوند و در تمام لحظات ذهن درگیر افکار منفی است و این افکار را به درون خود بردن برابر با تخریب جسم و روان است و به همین دلیل روزهای بسیاری را با حزن و اندوه سپری می‌کنم زیرا مسائل دردآور و رنج‌آور،  ریشه‌ی عمیقی دارند و فراموش کردن آن‌ها سخت و زمان‌بر است.

 درون آسیب دیده مانند صحرای طوفان‌زده و سوزان و تشنه‌ای است که مغلوب مشکلات و گرفتاری‌های زندگی شده است پس برای خروج از صحرا بایستی مانند جویبار روان شوم و موانع را به‌تدریج و یکی پس از دیگری عبور کرده تا به دشت سرسبز آرامش رسید. از این رو  آموزش‌ها و رهنمودهای کنگره مانند همان جویبار در جریان هستند پس من همسفر بایستی آموزش‌ها را با عزمی راسخ کاربردی کنم و یاد بگیرم که با توکل به خداوند و با تفکر و اندیشیدن ساختارهای آسیب دیده را به‌تدریج بازسازی کنم و به وجود و توانمندی‌های خود اعتماد داشته باشم و کلیه‌ی سختی‌ها را با دل‌وجان بپذیرم و سعی کنم با تمام توان مسائل را با تفکر، صبر و استقامت و با امیدواری حل نمایم و ایمان داشته باشم که نیروهای مافوق، من را یاری و همراهی خواهند کرد. چراکه یاد گرفتم که هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمی‌کند بنابراین سعی می‌کنم در تمام لحظات، زندگی بزرگان کنگره را سرلوحه‌ی زندگی خود قرار بدهم و این قدم‌هایی است که من را از خودشناسی به خداشناسی هدایت می‌کند و آن موقع است که آرامش و آسایش واقعی را دریافت خواهم کرد.

 
بر گرفته از سی دی خدا
مهوش همسفر علی
ویراستار و ثبت مسافر حجت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .