سلام دوستان مریم هستم یک همسفر (راهنمای لژیون پنجم)
عدالت یعنی: تعادل، یعنی هر چیزی سرجای خودش. گاهی اوقات ما عدالت را آن چیزی که به نفعمان است میدانیم و آنچه که باب میل ما نیست بیعدالتی میبینیم؛ ولی از دید سیستم هستی و یا کائنات اینگونه نیست. روش سیستم هستی در شعری از سعدی بزرگ اینگونه بیان شده است:
نابرده رنج گنج میسر نمیشود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
وقتی من امروز هیزم میشکنم موقع فروش، سکه دریافت خواهم کرد و آن کسی که هنگام تبر زدن من برای شکست هیزم صدای اِهِن آن را در میآورد، صدای به هم خوردن سکهها نصیبش میشود.
آنکس که تلاش میکند و با گذاشتن زمان و وقت در حال کسب آموزش است، در ادامه شوق خدمت و هدف خدمت دارد، حال خوش را دریافت میکند و کسیکه که ادعای خدمت دارد و بر زبان، شعار دانستن میدهد صدای حال خوش را دریافت خواهد نمود.
آنکس که به زندگی خود عشق میورزد، همواره تلاش، گذشت، ایثار در زندگی و خانواده از واجبات اوست خوشبختی را تجربه میکند و کسیکه که داد و سخن زندگی مشترک دارد؛ ولی گذشتن از خود برایش سخت است؛ صدای خوشبختی سزاوار او است.
آنکس که تیشه بردارد و به ریشه اعتیاد زند چه این تبر مالی باشد یا جانی، زمانی دیگر از اعتیاد عزیزانش رنج نمیبرد و آنکس که تبر را میبیند؛ ولی سنگینی وجودش و یا خواستههای دیگرش اجازه در برداشتن تبر را به او نمیدهد، همیشه در خطر اعتیاد و آسیبهای آن خواهد بود و اینها همه یعنی عدالت، یعنی هر چیزی سر جای خودش!
خداوند در کلام خود عنوان میکند «آیا تفکرکنندگان با بیتفکران برابرند؟ آیا پرهیزگاران با دیگر انسانها برابرند؟ آیا خدمتگزاران با بقیه برابرند؟» مسلما برابر نخواهند بود و این عین عدالت است.
انسان چیزی بین اختیار و جبر است به این شکل که اختیار دارد هر بذری را بکارد، برای مثال: گندم؛ ولی بعد از شش ماه فقط باید گندم برداشت کند که این قسمت جبر آن است و نمیتواند بگوید من بذر گندم کاشتم که زعفران برداشت کنم.
امروز ما اختیار داریم کینه و دشمنی و باد بکاریم، یکسال بعد نمیتوانیم انتظار عشق، دوستی و آرامش را داشته باشیم؛ چون خود با دستان خود باد را کاشتیم و عدالت طوفان را سزاوار ما میداند.
پس در هستی و بین انسانها هیچ انسانی با دیگری برابر نیست و هر کدام از آنها توسط افکار و عملکرد خود در سیستم هستی جایگاهی دارند و این عین عدالت است و هر که جایگاه خوب میخواهد، میدان کسب آن برای او فراهم است، فقط باید تلاش کند و به دست آورد؛ چون در هستی هیچ چیز مفت و مجانی نیست.
عارفان چون دولت از ما خواستند
دست و بازوی توانا خواستند
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر(راهنمای لژیون یازدهم)
دستورجلسه دو قسمت است؛ یکی عدالت و دیگری سؤالی که مطرح میکند. درباره قسمت دوم دستورجلسه باید گفت: زمانی که افراد بهعنوان تازهوارد در کنگره حضور پیدا میکنند، همه با هم برابر هستند و هیچگونه تمایزی بین آنها از هیچ نظر وجود ندارد؛ اینکه آنها از چه طبقهای از اجتماع هستند و نژاد و قومیتشان چیست اصلاً مد نظر کنگره نیست. حتی اینکه آن فرد، چگونه مصرفکننده شده است مورد سوال قرار نمیگیرد و همه امکانات موجود برای درمان به صورت یکسان و کاملاً رایگان در اختیار همه قرار میگیرد؛ چون هدف کنگره تنها درمان اعتیاد است و به همینخاطر با هیچیک از این مسائل کاری ندارد. اما در ادامه تفاوتهایی ایجاد میشود که افراد را از هم تفکیک و متمایز میکند و این به خود فرد بستگی دارد.
در قسمت اول دستورجلسه که عدالت است، باید به معنای لغوی واژه عدالت پی ببریم و بدانیم عدالت چیست؟ عدالت ریشه در عدل دارد و به معنای تعادل داشتن است؛ تعادل نیز به این معناست که هر کس یا هر چیزی سر جای خودش قرار داشته باشد. ازجمله مواردی که تعیین کننده عدالت یا ایجاد تعادل برای افراد، بعد از ورودشان به کنگره است، گذشت زمان و میزان عملکردشان در قبال روش و متد درمانی کنگره که روش DST است و آموزشهایی که میگیرند است.
آیا من به عنوان یک همسفر یا مسافر تا چه اندازه به متد درمانی کنگره ایمان دارم و روی برنامه پیش میروم؟ و یا اینکه چقدر به آموزشهایی که میگیرم پایبند هستم و آنها را به مرحله اجرا در میآورم؟ در اینجاست که میتوان اعضاء را به دو دسته تقسیم کرد؛ دانایان و نادانان، بینایایان و نابینایان، خدمتگزاران و خیانتکاران و منِ همسفر باید به عنوان عضوی از کنگره به درون خودم و صور پنهانام مراجعه کنم و ببینم جزء کدام دسته هستم؛ آیا ارزش این مکان را میدانم و در پی گرفتن آموزش برای رشد وتعالی خودم هستم، یا نه ارزشی قائل نیستم و مدام به دنبال حاشیهها هستم؟ آیا راه و مسیری که مرا به سمت نور و روشنی سوق میدهد را میبینم و قاطعانه در حرکت هستم، یا نه مرتباً کفرورزی میکنم و از زیر بار مسئولیتهایی که در مسیر پیشرو دارم شانه خالی میکنم؟ آیا در حد توانم خدمت، رفتاری، گفتاری و کرداری انجام میدهم یا اینکه نه، با رفتار و گفتار و کردارم مرتباً به خودم، دیگران و این مکان مقدس خیانت میکنم؟ برای اینکه بدانم عدالت چگونه است، باید از خودم سوال کنم چقدر در امر امور علمی و مالی کنگره سهیم بوده و هستم؟ آیا برای گسترش علم کنگره و پیام رهایی به جهانیان داوطلب خدمت در جایگاههای مختلف هستم؟ آیا اگر توان مالی دارم، در حد توان از حمایت قانون یازده گرفته تا عضویت در لژیون سردار و رسیدن به درجه پهلوانی گامی برداشتهام؟ چرا که دیگران کاشتند و ما خوردیم، پس ما هم باید بکاریم تا دیگران بخورند و این قانون است.
آیهای از کلامالله که در کنگره مکرر به گوش میرسد، آیه لَیْسَ لِلْاِنسانَ اِلّا مٰا سَعیٰ است؛ یعنی انسان هیچ چیزی نیست مگر سعی و تلاش خودش. بنابراین باید بدانیم همه چیز بر مبنای خواست و تلاش و کوشش خودمان است و البته تقدیر و فرمان الهی نیز هست و هر کس به قدر تلاشی که کرده دریافت میکند و یا به عبارتی به میزان بذری که کاشته است محصول برداشت میکند و فرمان الهی در اینباره حتماً اجرا میشود.
بنابراین به این نتیجه میرسیم که عدالت به معنای برابری نیست، بلکه به معنای اجرای حق است. چیزی که در کنگره۶۰ بین جایگاه افراد تمایز ایجاد میکند و باعث میشود جایگاه یک سفر اولی با سفر اولی دیگر، جایگاه یک سفر اولی با یک سفر دومی و حتی جایگاه یک سفر دومی با سفر دومی دیگر متفاوت باشد، در مسائلی هست که در مطلب به آن اشاره شد و ما در هر جایگاهی باشیم عین عدالت است.
سلام دوستان فرحناز هستم یک همسفر (راهنمای تازهواردین)
عدالت موضوعی نیست که بتوان به راحتی در مورد آن صحبت کرد، اگر به آرم کنگره۶۰ دقت کرده باشیم در قسمت بالای آن واژه «عدالت»، در ضلع سمت راست «معرفت» و در ضلع سمت چپ «عملِسالم» قرار گرفته است. عدالت یعنی عدل؛ عدل یعنی پایداری و تعادل. در موضوع اعتیاد و درمان قطعی آن، رسیدن به تعادل یکی از موضوعات بسیار مهم و یکی از نتایج آموزش جهانبینی است. انسانی که بتواند در درون خودش و بین نیروهای درونی خود عدالت برقرار کند، قدر مسلّم در زندگی بیرونی نیز میتواند انسانی عادل و متعادل باشد.
هر انسانی با توجه به سطح دانایی و عملکردش جایگاهی برای خود مهیّا میکند و هر کسی در هر شرایطی که قرار دارد عین عدالت است. یک فرد مصرفکنندهای را کنار خیابان میبینیم و تصور میکنیم بودنش به این شکل عدالت نیست، در صورتی که عین عدالت است؛ همچنین زمانی که تلاش و حرکت میکند، جایگاهاَش را تغییر میدهد و از کارتنخوابی فاصله میگیرد این هم عین عدالت است. همه انسانها با هم فرق دارند؛ چون جایگاههای متفاوتی دارند و این جایگاهها را عملکرد آنها مشخص میکند.
آقای مهندس طبق آیهای از کلام اللّٰه فرمودند: «انسان هیچ چیزی نیست جز سعی و تلاشی که میکند.» اگر نتوانیم آموزشها را بیاموزیم باز در نقطه اول هستیم. هر کس با هر شرایطی که سفر میکند برای او عین عدالت است. ما در کنگره یاد گرفتیم که معنی عدالت برابری و مساوات نیست؛ بلکه عدالت یعنی قرار دادن هر چیز و هر کس در جایگاه خودش و اگر اینگونه نباشد همه چیز به هم میخورد و بینظمی زیادی در کنگره ایجاد میشود. هر شخص به اندازه درک و فهم خود و به اندازه تلاش خود بهرهبرداری میکند. یک مرزبان، ایجنت و یا راهنما با تلاش خود به این مرتبه رسیده است، با آموزش صحیح کنگره به جایگاه عشق و محبت وارد میشود، بیدریغ و بدون چشمداشت به دیگر اعضاء خدمت میکند و برای رهایی آنها میکوشد؛ بنابراین هیچگاه جایگاه آنان با جایگاه کسانی که هنوز در اول راه هستند و یا راه خود را به درستی طی نمیکنند، نمیتواند یکسان باشد.
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر (راهنمای لژیون هفدهام)
قبل از کنگره تصور میکردم عدالت به معنای برابری و مساوات است و همیشه شکوه و شکایت داشتم که چرا عدالت در حق من اجرا نمیشود؟ چرا مشکلات فقط برای من است و دیگران اینگونه نیستند؟
خداراشکر وقتی با آموزشهای کنگره آشنا شدم متوجه شدم که عدالت به معنای برابری و مساوات نیست؛ بلکه عدالت به این معناست که هر چیزی در جایگاه خودش باشد. اگر من امروز گرفتاری و مشکلی دارم و یا اینکه حالم خوش است، این عین عدالت است که در حق من اجرا شده است؛ چون من مشکلات یا حال خوش را با اعمال گذشته خودم فراهم کردم و یا خواست خداوند اینگونه بوده تا من بیشتر آموزش بگیرم. در کنگره افراد وقتی از در وارد میشوند همه مثل هم هستند و با هم فرقی ندارند، ولی در ادامه از لحاظ آموزشی که میبینند و جایگاهی که کسب میکنند بین آنها تفاوتی ایجاد میشود؛ البته جایگاه افراد بر اساس خدمت و معرفتشان و میزان مردمداریشان مشخص میشود و هیچگاه یک تازهوارد با یک سفر دومی که خدمتگزار است برابر و مساوی نیست! این عدالت است که اجرا میشود تا ما بتوانیم با آرامش بیشتری در کنار هم آموزش بگیریم و رشد کنیم.
سام دوستان نجمه هستم یک همسفر (راهنمای لژیون دهم)
عدالت، آیا همه در کنگره با هم برابرند؟ خیر!
عدالت یعنی هر چیزی سر جای خودش. جای خود را هر شخص برای خود مشخص میکند. طبق آیهٔ: «لَیْسَ لَلأِنْسانَ اِلَّا مَا سَعیٰ» انسان چیزی نیست مگر آنچه خود تلاش میکند. یعنی اگر من درهر مسیری تفکر و حرکت کنم، در همان جایگاه قرار میگیرم. در کنگره هدف درمان اعتیاد و حال خوش است. جایگاه، خدمت، حضور و... همهٔ اینها برای حال خوش من است. اگر من از مسیر و قبلهٔ خود خارج شوم دیگر حال خوش را ندارم و هیچ شخصی در آن دخالت ندارد؛ چون خودم مشخص کردم در چه جایگاهی باشم که به آن عدالت گفته میشود.
رابط خبری: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر پریسا، عضو لژیون سردار
ویراستار:همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر نگار، عضو لژیون سردار
عکس: همسفر فاطمه، مرزبان و عضو لژیون سردار
ارسال: همسفر نگار، راهنما و عضو لژیون سردار
همسفران سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
1053