English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده - حقانیت صور آشکار و پنهان، در رعایت حرمت‌ها

گروه خانواده - حقانیت صور آشکار و پنهان، در رعایت حرمت‌ها

جلسه پنجم از دوره اول کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره 60 نمایندگی یوسف‌آباد با استادی کمک‌راهنما همسفر الهام، نگهبانی همسفر سارا و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «حرمت کنگره 60، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ممنوع است؟» در روز سه‌شنبه 6 تیرماه 1402 ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

همگی می‌دانیم که حرمت به معنای حریم و چهارچوب است. در هر رابطه و یا هر سیستمی که وارد می‌شویم یک سری چهارچوب و قوانینی وجود دارد و این قوانین، حتی در روابطی خانوادگی، رابطه بین زن و شوهر، دو دوست، راهنما و رهجو و مادر و فرزند نیز وجود دارد. با ورود به هر سیستم بایستی چهارچوب و قوانین آن رعایت شود که اگر رعایت نشود، هم شخصی که رعایت نکرده است روبه‌زوال می‌رود و هم باعث می‌شود آن سیستم و یا آن رابطه نابود شود.

کنگره 60 نیز از این قانون مستثنا نیست، ما در ابتدای ورودمان به کنگره یک سری حرمت‌ها را آموزش می‌گیریم و ملزم هستیم آن‌ها را رعایت کنیم؛ چراکه امنیت و مقدس بودن کنگره وابسته به این است که من و دیگر رهجوها این مسئله را در نظر داشته باشیم تا کنگره بتواند برای کسانی که قرار است بعد از من وارد کنگره شوند تداوم داشته باشد. من نبایستی تنها به خودم نگاه کنم، درست است که با نبودی کنگره، یک آسیب خیلی بزرگی به خودم زده می‌شود و آن‌هم این است که از آموزش‌های کنگره بازمی‌مانم و از ناب‌ترین آموزش‌ها محروم می‌شوم، ولی در حقیقت این آسیب دوجانبه است و دقیقاً این ضرر را به دیگران هم می‌زنم.

من زمانی که وارد کنگره شده بودم، خیلی متوجه اهمیت حرمت کنگره نمی‌شدم و همیشه هم برایم سؤال بود که چرا حرمت دو بار خوانده می‌شود و علت تأکید بر روی حرمت‌ها چیست؟ تمامی موارد ذکرشده چون دروغ نگفتن و تهمت نزدن را بارها و بارها از کودکی شنیده‌ایم و حال علت چه می‌تواند باشد که اینجا و در کنگره نیز باز همچنان به این موارد تأکید می‌شود، برایم سؤال بود.

یادم می‌آید که راهنمایم به من گفت: یکی از حرمت‌ها این است که رهجویان نبایستی با هم در خارج از کنگره ارتباط داشته باشند و تلفنی صحبت کنند. من فرمان‌بردار بودم و به حرف‌های راهنمایم گوش می‌کردم ولی فقط گوش می‌کردم و به بطن این پیام پی نمی‌بردم که علت چه می‌تواند باشد؟

چیزی که همه می‌دانیم این است که اگر من حرمت‌های تعیین‌شده را مخصوصاً در کنگره رعایت نکنم، در ابتدا از آموزش‌ها بازمی‌مانم و درحالی‌که خودم هم نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است به‌مرور از گردونه اصلی خارج می‌شوم و آنجا است که متوجه می‌شوم که وارد کلی حاشیه و داستان شده‌ام و حال خرابی را تجربه می‌کنم.

برای من  مدت طولانی سپری شد تا متوجه شدم هر چیزی که در کنگره آموزش داده می‌شود، دارای یک‌بار علمی و حقانیت است و حرمت کنگره نیز از این قاعده مستثنا نیست. حقانیت کنگره روزی برایم آشکار شد که متوجه شدم صور آشکار و پنهانی که ما در کنگره خیلی به آن تأکیدداریم در این موضوع نیز وجود دارد. در صور آشکار که کاملاً مشخص است، من اگر حرمت‌ها و چهارچوب‌ها را رعایت نکنم، در حقیقت آموزش پذیر نیستم و نمی‌توانم درست آموزش بگیرم و این تنها وجه ظاهری قضیه است. صور پنهان آن‌که خیلی طول کشید تا متوجه شوم این بود که در حرمت، انواع و اقسام ضد ارزش‌ها همچون دروغ گفتن، علیه کسی سخن گفتن، سرزنش کردن، ناسزا گفتن، وسط صحبت کسی صحبت کردن مطرح می‌شود.

با خودم فکر می‌کردم که من وقتی دروغ می‌گویم، بزرگ‌ترین و وحشتناک‌ترین حس را تجربه می‌کنم؛ حس سنگینی که انرژی بسیار زیادی را از من می‌گیرد؛ چراکه وقتی مجبور به پنهان‌کاری باشم در حقیقت یک انرژی بسیار زیادی را بایستی صرف کنم تا بتوانم مطلبی را از دیگران پنهان کنم و با انجام این کار، انرژی را که می‌توانم در جای دیگر و به‌نوعی دیگر به بهترین حال ممکن استفاده کنم را از بین برده‌ام. در این صورت است که به خودم اجازه می‌دهم وسط صحبت‌های دیگران، صحبت کنم و یا در امور آن‌ها بدون اجازه راهنما، ایجنت و مرزبان دخالت کنم و رسماً به دیگران اعلام می‌کنم من شأن و شخصیتی خیلی بالاتر از شما دارم و برای شما ارزشی قائل نیستم.

می‌دانیم که در کائنات هر رفتاری که انجام می‌دهیم به خودمان برمی‌گردد، پس اگر به دیگران بی‌احترامی کنم و یا حس بی‌ارزشی به دیگران بدهم این حس بی‌ارزشی به خودم هم بر خواهد گشت؛ چه‌بسا خیلی شدیدتر و بیشتر.

و اما در مورد سرزنش کردن؛ جالب است که می‌دانیم ما همگی روزی با یک پیشینه تقریباً شبیه به هم که حداقلش این است که همگی یک مصرف‌کننده داشتیم و همگی یک سری اشتباهاتی را مرتکب شده‌ایم به کنگره وارد شدیم تا آموزش بگیریم و حالا شرایطی فراهم‌شده است که در این مکان قرار بگیریم و رشد کنیم. پس من که پیشینه پراشتباهی را پشت سر گذاشته‌ام، دیگر در اینجا حق ندارم که بخواهم کسی را سرزنش کنم که چرا این تصمیم را گرفت و یا چرا این کار را انجام داد؟ تنها کسی که فکر می‌کنم این حق را دارد تا به‌نوعی سؤال و جواب کند راهنماست که با توجه به شرایط و موقعیت این اتفاق را رقم می‌زند.

وقتی این موارد را در کنار هم قراردادم متوجه شدم که پیام حرمت خیلی عمیق‌تر از این حرف‌هاست و پیغام آن برمی‌گردد به مسئله انرژی، حال خوش و آرامشی که قرار است دریافت کنم. من وارد کنگره شدم، چون اذن‌ آن برایم صادرشده است و توانسته‌ام در محیطی امن قرار بگیرم تا بتوانم رشد کنم، اگر این آرامش درونی را نداشته باشم دیگر دریافت آموزش و رشدی در کار نخواهد بود.

ما بارها این جمله را شنیده‌ایم که پیشگیری بهتر از درمان است. یک سری مسائل را که از آن اول به ما می‌گویند را یاد می‌گیریم و رعایت می‌کنیم تا وارد یک‌سری مسائل بدتر نشویم. اگر در اول حرمت گفته می‌شود که دروغ گفتن، علیه کسی سرزنش کردن و در ادامه ممنوعیت رابطه کاری، مالی و خانوادگی را مطرح می‌کند، پس یعنی اگر در پله اول، کج قدم بگذارم، قطعاً طی مدت خیلی کوتاهی پله‌های بعدی را همچنان کج بالا می‌روم و دیگر هیچ‌گاه این مسیر درست نخواهد شد و زمانی به خودم می‌آیم و چشمانم را باز می‌کنم که دیگر خیلی دیر شده  و در تاریکی عمیقی فرورفته‌ام و دیگر بیرون آمدن از آن به‌راحتی امکان‌پذیر نیست.

شیطان اولین اشتباهی که مرتکب شد کبر بود و بعدازآن شرک و در ادامه گناهان دیگر که اگر کبر اتفاق نمی‌افتاد اشتباهات دیگر نیز به دنبال آن به رخ نمی‌داد. در حقیقت من بایستی آگاهانه رفتار کنم؛ چراکه خداوند به ما این اختیار را داده است که وقتی مابین دوراهی خیر و شر قرار می‌گیرم بتوانم تصمیم بگیرم، اینجاست که به‌وضوح برایم مطرح می‌کند که اگر این مسیر را بروی به کجا می‌رسی و اگر آن مسیر را بروی نتیجه انتخابت چیست! پس سعی می‌کنم راه درست را انتخاب کنم  که در انتها به‌جایی نرسم که ببینم دیگر نمی‌توانم از جای خودم بلند شوم و یا اگر بخواهم تغییر مسیر بدهم بایستی سختی بسیار زیادی را متحمل شوم. پس به قول آقای مهندس: «آن کنیم که فرمان است».

همچنین در این روز، دومین جلسه آموزش پروتکل DST راس ساعت 16:00 با استادی کمک‌راهنما همسفر لیلا برگزار شد.

عکس: مرزبان خبری، همسفر افسانه
مرزبانان کشیک: همسفر بهاره و مسافر حسین
تایپ و ارسال: همسفر سارا، خدمتگزار سایت
همسفران نمایندگی یوسف‌آباد

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .