English Version
This Site Is Available In English

در وصف راهنما

در وصف راهنما

شعری از مسافر بهرام رهجوی لژیون اول در وصف راهنما:


سرآغاز سخنم یا رب العالمین است
زین سبب او راهنمای کل العجمعین است*

او همی خود را به نام رب یا مربی خوانده است
لاجرم هر کو ندارد راهنما درمانده است*

هرکه را بینی یقین دان راهنما و رهجو است
چون اساس کار هستی راهنما و رهجو است*

زبان الکن لسان قاصر ز وصف راهنماست
این که می‌گویم زمن نیست کمک‌های بزرگ راهنماست*

ز نور و صوت و حس همی گوید راهنما
درمان جسم و روان و جهان‌بینی‌ست که گوید راهنما*

راهنما یعنی چراغ روشنی در راه ما
تا که از ظلمت بسلامت بگذریم با راهنما*

چشم نافذ نکته بین است راهنما
برجکت را می‌زند تا که شوی چون راهنما*

با بیانی ساده اما پر ز اسرار شگرف
راز و رمز راه درمان را همی گوید راهنما*

او همی گوید ز جن و روح و اسرار درون
صور پنهان را چون همی هویدا می‌کند آن راهنما*

پنج حس دورن و پنج حس برون و هفت اندام دگر
یک به یک را برشمارد از برایت راهنما*

گوید از سیستمx و اُتی و دی اس تی
کل درمان را اینچنین اجرا می‌کند آن راهنما*

راهنما یعنی استادانی گرامی و عزیز
چون حمایت می‌نماید از مریض آن راهنما*

تا که بهبودش دهند احیا کنند
نفس و جان را نیز مصفا می‌کند آن راهنما*

راهنما یعنی عدالت، معرفت، سالم عمل
نیک گفتار، نیک کردار، نیک پندار است راهنما*

عشق رهجو گر رسد در حد کمال به راهنما
اصل تغیرو تبدیل‌و ترخیص را کند اجرا راهنما*

جسم و روان و جهان‌بینی گر با هم به تعادل برسند
رهجو حال خراب را چه شکوفا می‌کند آن راهنما*

خواست درونت گر قوی باشد در کائنات
نهرهای اندرونی را کند جاری چون قنات آن راهنما*

بارلها تو بزرگی ای بزرگ راهنما
رهجوانت را به مهرت هدایت فرما*

خداوندا بچرخان افکار جهان را سوی ما
تا که عالم‌گیر گردد کنگره به‌نام نیک راهنما*

 

منبع: نمایندگی خرم‌آباد

ارسال مطلب: مجید مسافر لژیون یکم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .