کاری که در کنگره ۶۰ انجام شده است همزادپنداری یا الگوبرداری است، اساس کار کنگره الگو است چیزی که باعث حرکت و پیشرفت انسان به جلو میشود، الگوهاست؛ هر جامعهای در هر چیزی باید یک الگو مناسب داشته باشد.
الگو همانند قالب است و شما میتوانید با قالبی که دارید خشت، طلا یا نقره تولید کنید جامعهای که الگو ندارد فاتحهاش خوانده است؛ مهندسی که مسافرکشی میکند یا ورزشکار است و هروئین مصرف میکند، الگوهای خرابی هستند و ما در هر قسمتی احتیاج به الگوی سالم داریم چون انسان روی الگوها حرکت میکند.
وقتی وارد کنگره میشویم و الگوها را میبینیم که اینقدر مصرفشان خطرناک بوده و الان رهاییهای متعدد دارند، راهنما شدهاند، از عزت و احترام برخوردار هستند یا در جایگاه مرزبان و ایجنت قرار دارند، سبب میشود که در خود ببینی که من هم میتوانم همانند آنان باشم؛ این الگوبرداری در کنگره به حدی اثرگذار است که شاگرد خیلی از ویژگی اخلاقی و رفتاری راهنمای خود را دریافت میکند، به زبان عامیانه شبیه به راهنمایش میشود بنابراین اگر الگوها به سمتوسوی خوب بروند، الگوهای خوبی خواهیم داشت و بالعکس.
مسافر و همسفر وقتی وارد کنگره میشوند هر دو از حال خرابی برخوردارند و ناآرامی درونیشان در بیرون کاملاً قابل مشاهده است؛ همسفر در اوایل خیال میکند با ورودش در کنگره به مسافرش کمک کند اما بعد از مدتی میبیند، خودش نسبت به مسافرش حال خرابتری دارد چون دقیقاً به هم همین صورت است؛ همسفر خیلی حالش خرابتر است چون ضربه و آسیب شدیدتری دیده و بعد از مدتی شروع میکند به تغییر دادن دیدگاهش و دیگر مثل گذشته به مسافرش گیر نمیدهد، در کارهایش دخالت نمیکند و دیگر نمیخواهد او را تغییر دهد، همه انرژی و تلاشش را برای تغییر خودش میگذارد و این امید را دارد که در ادامه به مسائل قابلتوجه خواهد رسید یعنی به همان آرامش، آسایش و درمانی که مدنظر کنگره است، میرسد و در ادامه به او الهام خواهد شد چون وقتی انسان در مسیر ارزشها حرکت میکند به شخص الهام و نقوی میشود و زمانی که در مسیر ضد ارزشها حرکت کند، الهام فجور یا مسائل منفی را حس میکند.
حکم الهی در مسائل مثبت و منفی وجود دارد مرحلهبهمرحله آنها صورت میگیرد همانطور که تخممرغ دزد، شتر دزد میشود و یک مرتبه شخص نمیرود شتر بدزدد چون از تخممرغ شروع کرده و پس از چند سال شتر دزد میشود پس از مسائل کوچک نیز شروع میشود، ذرهذره گسترش پیدا میکند، بزرگ و بزرگتر میشود و در مسائل منفی و مثبت به یک صورت است.
زمامدار راست میگوید: بایستی جبران مطالب کنیم یعنی اگر میخواهید از ضد ارزشها خارج شوید و وارد ارزشها شوید به این سادگی نیست بایستی جبران خسارت کنید و خود را از نظر معرفت و بینش به حد بالایی برسانید؛ یک راهنما اول جبران میکند و سعی میکند خودش را با انواری که ساطع میشود، بالا ببرد، اطلاعات بگیرد، در جهت ارزشها حرکت کند و خودش را به هستی ثابت کند در آن زمان میتواند راهنما شود و دیگران را راهنمایی کند.
قدرت و توانایی تنها در دانستن نیست باورها وقتی ارزش دارند که به آن باور اعتقاد داشته باشیم و به آن عمل کنیم، باور دارم دروغ بد است ولی صبح تا شب دروغ میگویم و گاهی اسمها را عوض میکنیم، نزول میگیریم و از کلمه سود درصدی استفاده میکنیم نزول خوردن شاخ و دم ندارد.
عمل ما هست که دانستههای ما را زیبا و زیبنده میکنند زیرا به آنها ارزش میدهد؛ احترام علم به عملش است و یک راهنما دانستههایی را که آموخته به آنها عمل میکند، شاگرد میبیند و عمل راهنما را زیبنده میکند آن موقع به آن عمل ارزش میدهد و آن تأثیری را که باید روی رهجو میگذارد یعنی حرف راهنما مثل سوزن در درون رهجو میرود و اثر میگذارد اما وقتی به آنچه باور داری، عمل نکنی دیگر حرفت روی رهجو هیچ اثری نمیگذارد و مثل باد هوا میماند.
اصولاً از دو منبع به انسان اطلاعات میرسد یکی اینکه خود هر انسانی بهتنهایی با چشم خودش میبیند و با حس خود اطلاعاتی را دریافت میکند، دوم از طریق نوشتهها و کتابها؛ هر نوع کتابی که در کنگره ۶۰ وجود دارد الهام گرفته از کتاب آسمانی است؛ در دو حالت هیچ فرقی نمیکند یعنی هر دو راه یکی است یکی با چشمان خودتان مشاهده میکنید و دیگری از طریق خواندن و شنیدن مطالب نسبت به آنها آشنایی پیدا میکنید و این خیلی ارزشمند است.
نگارش،ویرایش، ثبت:کمک راهنما همسفر طاهره، همسفر اسما از (لژیون سوم) و همسفر راحله (خدمتگزار سایت)
نمایندگی همسفران بوشهر (خلیج فارس)
- تعداد بازدید از این مطلب :
251