سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر از لژیون 7 کمک راهنما خانم سعیده:
شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند. در این چهارشنبه استاد موضوع مهم شکرگزاری و نحوه تشکر کردن را آموزش و یادآور شدند، ایشان با استناد به کلام خدا کلام خود را تأثیرگذارتر ساختند. الحمدالله ربالعالمین، هرروز و هر شب میگوییم و بر زبان میآوریم و این شکری است زبانی، اما از زبان که بگذریم در واقعیت کردار و پرهیز از ضد ارزشها و هر آنچه حرام و منع شده و خدمت به خلق است که گوشهای از نعمات را جبران میکند؛ و ما کنگرهایها نعمتی بر سر راهمان قرارگرفته که فقط خودمان میدانیم شکوه و قدر و اندازهٔ این نعمت را. یا ربالعالمین من بندهٔ ناچیز تو بیخبر از این نعمت بودم، اصلاً مگر اعتیاد درمان دارد؟ اگر دارد کجاست؟ به معنای واقعی ناامید و مأیوس از هر بهبودی، غافل از اینکه بندهٔ خوب تو با الهامات تو دلسنگ را شکافته، راهی را با بندبند وجودش یافته و باهمت و تلاش خود و قطعاً یاری تو در اختیار بندگانت قرار داده و مطمئن هستم که این تو بودی که این راه خیر را بر مسیر ما قراردادی تا مسیر و مقدری نیک را رقم بزنیم. چگونه میتوانم شکر گویم که شایستهٔ این احیا و تولد دوباره باشد؟ خدایا بندها را باز کردی و سعی درباز کردن هر بند ناشایست دیگر راداریم. یا رب جهنمی که مخدرها ساخته بودند را دیدیم، اکنون به لطف تو نور بهشت در زندگی جاری است، به من توفیق بده تا انعکاسدهندهٔ این نور در زندگی دیگر دردمندان باشم شاید گوشهای از این نعمت را سپاس گویم. خدایا گاه نعمت تو درندادن آنچه ما اصرار داشتیم بود و ما مصلحت را نمیدانستیم و تو به همهچیز آگاه هستی، حکمتت را شکر. خدایا از اینکه دربی را قفل و کلیدی را از عزیزانم پنهان کنم متنفر بوده و هستم و بهناچار ... و توای رب مهربان من، به لطف باز شدن قفل اعتیاد با دستان سخاوتمند عبد تو آقای دژاکام، کلیدی از دلبندم پنهان نیست و این یعنی آرامش. خدایا ما کنگرهایها صبوری کردیم چون میدانستیم صبوری اوج احترام به حکمتهای توست، حکمتت را سپاس. خدایا این روزها بیشتر قربان صدقهات میروم این حس ناب را مدیون تو و بندگان خوبت هستم و میدانم که این قربان صدقهها شکری است زبانی و ساده، اما سعی میکنم در کنگره با احترام به قوانین و فرشتگان نازنینی که خالصانه زحمت میکشند ذرهای را جبران کنم که این نیز نفعی را برای من همسفر دارد. پروردگارا تو خود سفارش به انفاق و هدیه کردی به من توفیق این مهم را در این مکان مقدس بده. یا رب اگر معدنی از طلا را به عزیزان خدمتگزار در کنگره تقدیم کنیم بازهم کم است، به من توفیق بده تا در جشنها و مناسبتها به نحو شایسته قدردانشان باشم. قدرها و اندازهها یکسان نیستند و بعضی از انسانها با انسانیتشان قدر و منزلتشان رفیع است و ما شرمسارشان هستیم، خدایا میدانم که تو خود اجری معنوی و جایگاهی شایسته را برایشان سازندهای.صحبتهای دلسوزانه و مدبرانهٔ آقای دژاکام بوی مهر و خوشاخلاقی، انفاق و هدیه، قدرشناسی و احترام را داشت و این عطر و احترام مودت و رضایت خدا و خلق خدا را به دنبال دارد، پس ما شاگردان و رهجویان کنگره با رعایت این اصول، تداوم و جهانیشدن این نعمت را رقم میزنیم. در آخر تشکر فراوان از آقای مهندس عزیز و خانوادهٔ محترمشان خصوصاً استاد امین، تمام خدمتگزاران در این عرصهٔ معنوی، بهویژه جناب آقای آقازاده و سرکار خانم سعیدهٔ توانمند رادارم و بوسه بر دستان پرمهرشان میزنم.
سلام دوستان ترانه هستم یک همسفر از لژیون 7 کمک راهنما خانم سعیده:
بهراستی در کنگره ۶۰ چگونه باید قدردانی کرد؟ قدر از مقدار و اندازه ریشه میگیرد، میزان اینهمه داشتههای من ترانه که بعد از درمان مسافرم به آن رسیدم، آرامش، آسایش، زندگی بدون تنش و جنگ و رسیدن به خود، رسیدن به قادر مطلق با چه چیزی میتوانم جبران کنم! اینکه بگویم و به زبان بیاورم که چقدر کنگره خوب است! چه قدر سیدیهای آقای مهندس پر از آموزش است! چه قدر اینجا انسانها بدون چشمداشت خدمت میکنند! چه مکان خوبی! دستشان درد نکند که چنین مکان امن و پر از آموزش را برایم محیا کردند آیا این بهتنهایی کافی است؟ اگر تمامی افراد فقط به همین بسنده میکردند کافی بود و آیا چنین مکانی پایدار میماند؟ خیر پس من ترانه موظف هستم در قبال اینهمه لطف و امکانات سخنانی که در فکر و به زبان میآورم به عمل نشان دهم و یکی از حلقههای این زنجیر طویل باشم. بودن و یا نبودن من هیچ فرقی به حال کنگره ۶۰ نمیکند ولی فرقی به حال خود من ترانه، حال خوب خودم میکند. چه بسیار انسانها آمدند و قدردان نبودند و از این گردباد به بیرون پرتاب شدند و چه بسیار آمدند و پایبند و قدردان بودند و هستند و حالشان هرروز از روز قبل بهتر و دامنهٔ آموزششان گستردهتر میشود. برای خود من خیلی جالب بود که جناب مهندس روزهای خاصی را برای تقدیر و تشکر از اعضای کنگره، بنیان کنگره، دیدهبانهای محترم، ایجنت و مرزبانها و راهنمایان و حتی همسفران قرار دادهاند، خود بنده بهشخصه هنگامیکه جشن همسفر بود بعد از مدتها احساس پوچی کردن حس بسیار دلپذیری داشتم احساس کردم که دیده شدم و تلاش من بینتیجه نبوده و باید این حس را به دیگران هم نیز انتقال دهم که من قدردان شما هستم و شما و کارتان و تلاشتان برای من ارزش دارد. باشد که در جشنها و مراسمات خصوصاً مراسم تجلیل از راهنمایان، مرزبانانی و ایجنتی که سالها وقت و انرژی خود را برای هموار کردن ناهمواریهای زندگیمان گذاشتهاند بهترین شیوه قدردانی را به عملآوریم. در کنگره ما یاد گرفتیم که آن چیزی که بهسختی به دست آوردیم در نگهداشتن آن بکوشیم، اینکه اذن ورود من ترانه و مسافرم به کنگره توسط خدای متعال داده شد، از خدای بزرگم سپاسگزارم، با انجام دادن قوانین و حرمت کنگره و انجام خدمت در کنگره و بهرهبرداری از سیدی و جزوات جناب مهندس میتوانم قدردان داشتههایم باشم. درنهایت از جناب مهندس و خانواده محترمشان و از راهنمای عزیزم و از تمامی عزیزان خدمتگزار در کنگره و دوستان در سایت کمال تشکر رادارم.
سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر از لژیون 7 کمک راهنما خانم سعیده:
من خودم قبل از اینکه وارد کنگره شوم با تخریبهایی که داشتم از همه عالم و آدم طلبکار بودم اگر کسی برایم کاری انجام میداد میگفتم وظیفهاش است و با این طرز فکر با منیت زیاد در دنیای سیاه خودم غرق بودم با ورود به کنگره فهمیدم که هیچکس هیچ وظیفهای ندارد و از سر لطف کاری انجام میدهد در کنگره آموزش گرفتم باید برای هر کاری که کسی برایمان انجام میدهد کمترین کار قدردانی از آن فرد هست با آموزشهایی که گرفتم و کاربردی کردن آنها الآن بهمحض بیدار شدن از خواب اول به خدای خودم سلام میکنم و از اینکه یک روز دیگر به من فرصت زندگی داد تشکر میکنم هستند آدمهایی که همش گله و شکایت و ناشکری میکنند به قول مهندس عزیز اینها پیش درگاه قدرت مطلق مردود هستند خود ما اگر شخصی پیش ما بیاید و همش گله و شکایت و از غم و ناراحتی صحبت کند دفعه بعد دوست نداریم با آن شخص روبهرو شویم چون باعث میشود انرژی ما گرفته شود به قول مولانا هر چیز در پی آنی آنی بله دوست عزیز زندگی با اضدادش هست که قشنگ شده است وقتی برای چیزی تلاش میکنی و در انتها به خواستهات میرسی لذتبخش هست پس همیشه قدردان باش شکر گذار قدرت مطلق باش ما خیلی چیزها تو زندگی داریم که آنها رو نمیبینیم فقط آنیک چیز کوچک آن مشکل که بهمرور حل میشود را میبینیم یکی از راههایی که حال آدم خوب میشود قدردانی است تشکر و شکر گذاری است انشالله حال دل همه عزیزان خوب باشد ممنون که به من وقت مشارکت دادید
خدا قوت به عزیزان خدمتگزار در سایت
سلام دوستان مریم هستم یک همسفر از لژیون 10 کمک راهنما خانم سحر:
در این دستور جلسه از شکرگزاری و قدردانی صحبت میشود که بسیار مهم است این موضوع و در قرآن هم آمده است همیشه و همهجا باید از همه سپاسگزار و قدردان باشیم چون نیروهای خودمان قوی میشود. از رب خود سپاسگزار باشیم (رب یعنی مربی) از مادر از پدر از معلم از جناب مهندس از راهنما چون ما هر چه داریم از رب است. قدردانی یعنی حرمت و احترام را همیشه و همهجا نگهداریم و هر کس حتی کوچکترین کار را برای ما انجام داد سپاسگزاری کنیم که انرژی میدهیم به آن شخص و همان انرژی به خودمان برمیگردد و ما شاد میشویم.همیشه انسانهای ناسپاس در محضر خداوند رد میشوند و وارد جهنم میشوند و آنهایی که صبر و تحمل میکنند قبول میشوند و آنهایی که سپاسگزار هستند ممتاز و به بهشت میروند. ما در کنگره باید با همه با احترام و نگهداشتن حرمتها باهم صحبت کنیم و هر طوری که میتوانیم قدردانی کنیم حال چه قدردانی از ایجنت یا مرزبان یا دیدهبان یا راهنما یا.... باشد حتماً باید با یک پاکت قدردانی کنیم از زحمات بیوقفهشان که بدون هیچ انتظاری خدمت میکنند یا اگر وسع برسد با سردار یا دنور یا پهلوان شدن قدردانی کنیم از کنگره که خدا رو هزار مرتبه شاکرم که قسمتم شد قطرهای در دریا باشم. و در ادامه جا دارد همینجا شاکر پروردگار مهربانم باشم که اول اینکه با کنگره آشنا شدم و بعد از ۷ ماه سفر لیاقت اینرو داشته باشم که چشمانم به حضور پر از عشق و نور و انرژی الهی جناب مهندس روشن بشود که با برق چشمانشان عشقشان را به قلب من بیشتر کردند و از خانم سحر عزیزم که این فرصت را برای من فراهم کردند و اجازه دادند کنارشان باشم و به این درجه از شوق برسم خیلی ممنونم. ممنون که وقت مشارکت دادید ممنون از خدمتگزاران سایت
سلام دوستان حکیمه هستم همسفر از لژیون 10 کمک راهنما خانم سحر:
سپاس مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. در کنگره تشکر و قدردانی باید هم بهصورت زبانی باشد و هم عملی انجام گیرد و ما در همه حال باید از مربیان خود در کنگره (مرزبان، ایجنت، راهنما...) که شرایط امن و راحتی را همواره برای ایجاد حال خوش در ما به وجود میآورند در بیان و عمل قدردانی کنیم زمانی که رهجو درست طی طریق کرده و وظایف محول به خود را مثل نوشتن سی دی و در جلسات و لژیون شرکت میکند به نظر من زمانی که به رهایی میرسد این بهترین تشکر و سپاس از راهنما میتواند باشد که باید بهرسم کنگره و ادب نیز پاکت به مربیان خود در کنگره بدهیم که قدردانی باعث میشود قدر داشتههایمان را بیشتر بدانیم و متوجه باشیم که خالق عزیز ما را به حال خود وانگذاشته و خداوند آیات خود را بهروشنی برای ما بیان میکند باشد که سپاسگزار باشیم با سپاس فراوان از همگی خدمتگزاران سایت
سلام سعیده هستم یک همسفر از لژیون 10 کمک راهنما خانم سحر:
هر وقت حرف از قدردانی و یا شکرگزاری که میشود ناخواسته یاد مثنوی مولانا میافتم که تبدیل به ضربالمثل شد. که میگوید شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند و کنگره همان نعمتی است که خداوند بهپاس شکرگزاریهایمان به ما بخشیده است. و ما با قدردانی و بخشندگی در کنگره در گردش این چرخه همواره باید پویا و فعال باشیم. بخشندگی و قدردانی میتواند شرکت در مسائل مالی باشد که باعث رشد و وسعت کنگره شده و این عمل نیک موجب ورود عشق و برکت در زندگی خود نیز میشود؛ و یا میتواند تعلیم و آموزش و مفاهیم در کنگره باشد که موجب افزون علم و آگاهیمان گردد. احترام به قوانین و حرمتها و انجام تکالیف در کنگره باعث رشد فردی و شخصیتی و تکامل ما شده و این رشد میتواند ساختار خانواده را به سمت ارزشها تغییر داده و بستر و فضایی سالمتر برای نسل بعدی فراهم شود. از خدمتگزاران سایت سپاسگزارم...
سلام دوستان ستاره هستم یک همسفر از لژیون 10 کمک راهنما خانم سحر:
عمل قدردانی و شکرگزاری در کائنات یک قانون خیلی مهم هست که خود من تا قبل از کنگره زیاد به آن اهمیت نمیدادم...همه ما میدانیم تشکر و قدردانی معمولاً در عوض یک دریافتی انجام میشود. حالا کنگره چه چیزی را به من داده است؟ خوب یادم هست که یک روز زندگی من، تمامشده بود و به پایان خط رسیده بودم، هر طوری که فکر میکردم به بنبست میرسیدم، به همهجا پناه بردم، همهکسانی که فکر میکردم از خانواده میتوانند کمکم کنند، هرکجا که به عقلم میرسید رفتم، اما راه بهجایی نرسید تا زمانی که به کنگره رسیدم. کنگره به من چه داد؟ رهایی، رهایی از بند اعتیاد، از بند ضد ارزشها، از بند منیت، کنگره باعث شد تا خواب شب من و مسافرم تنظیم شود، من را از بند کینه نفرت و غیبت رها کرد کنگره به من یاد داد حسرت نداشته هایم را نخورم در عوض از داشتههایم هرچند کوچک لذت ببرم، کنگره به من یاد داد خودم را با دیگران مقایسه نکنم به من یاد داد در حال زندگی کنم و غصهٔ روزی فردا را نداشته باشم چراکه روزی دست خداست و از همه مهمتر به من یاد داد هرچه که دارم و هرکجا که هستم عین عدالت هست اگر بخواهم در یک جمله بگویم کنگره دوباره من ستاره را ساخت...حال کنگره به من آموزش داده است و افرادی وجود دارند که به من خدمت میکنند و من در قبال آنها مسئول هستم، هر خدمتی که به من داده میشود را بایستی به نحو احسن انجام بدهم. سی دی نوشتن، مشارکت کردن، حرف راهنما را گوش دادن و سبد را حمایت کردن، از کوچکترین خدمتهایی است که من میتوانم انجام بدهم...امیدوارم که بتوانیم با خدمتگزار بودن یک قطره از این اقیانوس عظیم باشیم...
سلام دوستان فریده هستم همسفر حمزه از لژیون 1 کمک راهنما خانم فریبا:
من فریده روزی که به کنگره قدم گذاشتم چه حالی داشتم. و الآن چه حالی دارم من باحال خرابی وارد کنگره شدم، پر از یاس و ناامیدی و افکار منفی بودم. واقعاً نمیدانستم چهکار باید بکنم، از خدای مهربان سپاسگزارم که کنگره را سر راهم قرارداد؛ و من را با استاد راهنمایان پر از عشق آشنا کرد که به من راه درست زندگی کردن را آموزش دادند، راه عشق و امید به زندگی را به من آموختند. وقتی فکر میکنم من باید چهکار کنم و وظیفه من در قبال این زحمتها چه هست؟ باید من هم خدمتگزار کنگره باشم. باید گوشبهفرمان راهنمای عزیزم باشم و باید به هر طریق از آنها تشکر و قدردانی کنم. با شرکت در جشنها و دادن پاکت به آنها بتوانم قدردان نقطهای از زحمات آنها باشم؛ و باید من هم خدمت بگیرم باید هر کاری از دستم برمیآید از جارو کردن از کار در آبدارخانه از مشارکت کردن و نوشتن سی دی، از هر کاری برای کنگره دریغ نکنم من از راهنمای عزیزم تشکر میکنم که باعث شدن الآن حال خوبی داشته باشم و همینطور از آقای مهندس که چنین مکانی برای ما درست کردند و از تمام مرزبانان و ایجنت و همه دستاندرکاران کنگره کمال تشکر را دارم و امیدوارم من هم بتوانم کاری در کنگره انجام دهم و یا گرهای از مشکل کسی بردارم. تا بتوانم نقطهای از زحمات اعضای کنگره را پس بدهم.
سلام دوستان صغری هستم همسفر محمدحسین از لژیون 2 کمک راهنما خانم خدیجه:
دوستان ما الآن که با مسافرمان به کنگره میآییم خدا را شکر میکنیم که راه کنگره را پیدا کردیم و داریم بهسلامتی میرسیم باید از همه این انسانهای بزرگوار که اینهمه زحمت کشیدند مخصوصاً آقای مهندس که اینهمه تلاش کرده و چنین جایی را برای ما که در تاریکی بودیم و هیچ امیدی بهجایی نداشتیم سپاسگزاری کنیم و دوم اینکه ما داریم میآییم کنگره اینهمه آموزش رایگان همه راهنمایان و همه زحمتکشان کنگره با عشق و محبت در اختیار ما میگذارد و ما تنها کاری که میتوانیم بکنیم باید از آنها سپاسگزار باشیم و قدر محبتهای آنان را بدانیم و این محبتها را بهصورت گوشبهفرمان بودن و پیروی از حرفهای آقای مهندس و راهنمایان محترم میتوانیم جبران کنیم و هرروز و هرلحظه خداوند را شکر کنیم و دعاگوی این عزیزان باشیم که دارند ما را از تاریکیها به سمت نور و روشنی هدایت میکنند. ما خودمان قبل از کنگره اصلاً به چیزی امیدوار نبودیم چون هر بار ما شکست خوردیم ولی الآن، به لطف خداوند و به دستان پرمهر آقای مهندس که چراغ راه همه ما هستند هرروز زندگی ما بهتر از روز قبل میشود مسافرم دارد سفر میکند حالش دارد خوب میشود و ما همه داریم آموزش میبینیم تا حالمان خوب بشود. ما باید هزاران بار خدا را شکر کنیم و از دوستان، راهنمایان محترم و دلسوز که اینهمه برای ما زحمت میکشند، تشکر و قدردانی میکنیم و این عزیزانی که در خود شعبه زحمت میکشند که ما راحت برویم آنجا آموزش بگیریم. ما باید همیشه قدردان آنها باشیم که خالصانه وقتشان را در اختیار ما میگذارند که مسافران کنگره به رهایی برسند و هرروز باید از آنها سپاسگزاری کنیم و خدا را شکر کنیم که چنین کسانی را در مسیر ما قرار داده است من از جناب آقای مهندس تشکر میکنم که راه زندگی دوباره را به ما نشان دادند و از راهنمایی عزیزم که خالصانه به ما کمک میکنند که ما به حال خوش برسیم سپاسگزارم و همیشه برای سلامتی و طول عمرشان دعا میکنم
سلام دوستان نسرین هستم یک همسفر از لژیون 5 کمک راهنما خانم بتول:
در مورد دستور جلسه که در کنگره ۶۰ چگونه قدردانی کنیم؟ باید بگویم که قدردانی کردن و تشکر کردن واقعاً عمل زیبا و خوشایندی هست که نهتنها باعث ایجاد محبت بین افراد میشود بلکه حس و حال خوبی را برای خود فرد به وجود میآورد، قدردانی و تشکر فقط مختص انسانها نیست بلکه ما باید همیشه از خداوند بابت تمام نعمتهای خوبی که در زندگی داریم تشکر و شکرگزاری کنیم. من چیزهای خوب زیادی از کنگره آموختم که یکی از این مسائل قدردانی کردن بود اوایل که وارد کنگره شدم تصور میکردم فقط قدردانی و پاکت دادن به کمک راهنما کافی است و من فقط باید از کمک راهنمای خودم قدردانی کنم اما باگذشت زمان و گرفتن آموزشهای زیبای کنگره دریافتم که افراد دیگری که در کنگره خدمت میکنند و زحمت میکشند هم دررسیدن ما به حال خوش و به رهایی رسیدن من نقش به سزایی دارند ازجمله مرزبانهای عزیز، ایجنت و کمک راهنما و دیگر عزیزان و من باید همدلی وهم زبانی وهم عملی که در کنگره بهصورت پاکت دادن است از این عزیزان قدردانی کنم و همچنین از جناب مهندس عزیز و بزرگوار از صمیم قلب بابت آموزشهای ناب کنگره که خیلی در زندگی ما کاربردی هست سپاس گذارم و برای ایشان و خانواده محترمشان آرزوی خیر و سلامتی دارم.
سلام دوستان فهیمه هستم یک همسفر از لژیون 19 کمک راهنما خانم سوسن:
تشکر به معنی سپاس و قدردانی است. وقتیکه از کسی تشکر و قدردانی میکنیم هم به او حس خوبی میدهیم و به خودمان و با این کار باعث افزایش اعتمادبهنفس خود میشویم و این حس برای همه در هر سنی صدق میکند چون نیاز به قدردانی جزء نیازهای مهم انسانهاست. ما نباید به بزرگی، کوچکی و اندازه کار توجه کنیم بلکه باید تمرکزمان به این باشد که کاری برایمان انجامشده است و در مقابل موظفیم که تشکر و قدردانی نماییم. بیگمان هرکسی در هر مقام و جایگاه و منزلت اجتماعی که باشد این انتظار را دارد که در برابر کار پسندیده و نعمتی که عطا کرده است از او تشکر شود. کسی که مردم را سپاس نگوید، شکر خدا را هم انجام نمیدهد. بنابراین تشکر و قدردانی برای همه ما مانند یک قانون لازمالاجرا هست، پس بیاید همیشه سپاسگزار و قدردان زحمات دیگران باشیم و از خداوند برای اینکه همیشه به ما لطف داشته و همراهمان بوده است، دستمان را گرفته و ما را تا به اینجا رسانده است و مهمتر از همه اینکه بهصورت منحصربهفردی به ما نعمت حیات بخشیده است؛ و از تمام کسانی که با ایثار و فداکاری در مسیر زندگی شغلی و تحصیلی و. ما را همراهی کرده و در تمام لحظات سخت ما را تنها نگذاشتند؛ و از تمام کسانی که سر راهمان مانع ایجاد کردند و دلسرد و ناامیدمان کردند و با این کار در ما انگیزه ایجاد کردند تا زودتر به خواستههایمان برسیم؛ و از خودمان که خوبیم، مهربانیم، سازگاریم، دوستداشتنی و منحصربهفردی! با سپاس که مشارکت من را خواندید
سلام دوستان شیدا هستم یک همسفر از لژیون 14 کمک راهنما خانم کبری:
قدردانی از اصول اخلاقی به شمار میرود. انسان هرگاه به درجهای از رشد برسد که اصول اخلاقی را سرلوحهٔ زندگی قرار دهد قادر است در مقابل خدماتی که به او ارائهشده است قدردان باشد. در غیر این صورت هرگز توان قدردانی را ندارد. اگر انسان توان رشد و تغییر را نداشته باشد لزومی نمیبیند که از کسی قدردانی کند، چون احساس رضایت و حال خوشی ندارد. رشد و شکوفایی انسانها بعد از تغییر اتفاق میافتد و این امر در سایه فرمانبرداری از سیستمی ست که با آن سروکار دارد. اگر افراد یک جامعه گوشبهفرمان آموزشها باشند و با تمام وجود فرمانها و آموزشها را در آغوش بکشند با صبر و بردباری آرامآرام تغییر را مشاهده خواهند کرد. قدردانی در کنگره اینگونه اتفاق میافتد، هر گز ورودمان به کنگره را فراموش نمیکنیم چقدر آشفته و پریشان بودیم و امروز چقدر خوب و متعادل هستیم. قادر هستیم مشکلات را حل کنیم، قادر هستیم صبر پیشه کنیم، جناب استاد امین فرمودند: گاهی تلاش هم میکنیم اما به خواستههایمان نمیرسیم این به دلیل این است که خداوند ظرفیت آن را در ما نمیبیند هرگاه ظرفیت پیدا کردیم متوجه میشویم گویی زمین و زمان دستبهدست دادند و ما به هدفمان رسیدیم و هزاران آموزش دیگر... همهٔ این آموزشها ما را به سمت ارزشها سوق میدهند و خوشحالی از حصول اینهمه آموزش و آرامش باعث میشود قدردان باشیم و البته قدردانی بهخودیخود احترام و ارزش انسان را بالا میبرد و در ایجاد تعامل بین افراد نقش مهمی دارد. جناب مهندس بارها و بارها اشاره فرمودند هر کاری ذره به ذره و پلهپله به انجام میرسد و هر چیزی زمان خودش را میخواهد. حتی قدردانی در کنگره هم به همین شکل اتفاق میافتد. در سال چند هفته برای قدردانی از خدمتگزارها داریم شایسته است که همیشه قدردان این عزیزان باشیم تا آنها هم با توان و انرژی بیشتر ادامه بدهند. بهواقع باید قدردان بود، قدر صندلی که روی آن مینشینیم، قدردان راهنمایی که با مهربانی ما را میپذیرد، قدر مرزبانها و...
با تشکر از کمک راهنمایان محترم و رهجوهای عزیز
درج و تنظیم مطلب:همسفر فریبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
195