English Version
This Site Is Available In English

در کنگره همه‌چیز به دست آوردم

در کنگره همه‌چیز به دست آوردم

اول از همه، این هفته‌ای که گذشت را به تمام راهنمایان کنگره 60 تبریک عرض می‌کنم و اما درباره وادی سوم بخواهم صحبت کنم که می‌گوید: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند؛ این یعنی که اگر من به فکر درمان نمی‌افتادم و نمی‌خواستم به درمان برسم، این اتفاق درمان در من رخ نمی‌داد و من اگر خواسته درمان داشته باشم و در راستای آن قدمی برندارم باز هم این اتفاق در من رخ نمی‌دهد، چرا؟ چون‌که اگر می‌خواهیم به جایگاهی برسیم، باید برایش زحمت بکشیم و تلاش کنیم. خوبی کنگره این است؛ ما آموزش می‌بینیم که باید اول خودمان بار مشکلاتمان را بپذیریم و قبول کنیم که آن‌ها را درست کنیم و دیگر مثل سابق از آن فرار نکنیم.

من در بدو به ورود به کنگره قبول کردم که اعتیاد دارم و باید درمان شوم و نباید این مشکلی که برایم اتفاق افتاده را گردن جامعه، پدر، مادر و دوستانم بیندازم، خودم خواستم که وارد این مشکل شدم و خودم هم باید این را درست کنم.

ما در کنگره این را یاد می‌گیریم که مشکلاتمان را به آرامی و قدم‌به‌قدم حلش کنیم. قبل از اینکه وارد کنگره شوم همیشه فکر می‌کردم که از بقیه پایین‌تر هستم و از همه منظور همیشه افسرده و ناامید بودم و می‌گفتم: خدا ما را برای چه آفریده، همیشه از پدر و مادرم گله داشتم ولی یادم است که با خدا خیلی حرف می‌زدم و همان موقع هم ته دلم یک روزنه کوچکی از امید بود ولی خیلی کوچک که به چشم نمی‌آمد و از همه نظر من در سطح پایین قرار داشتم و ازنظر اخلاقی، رفتاری، برخورد و از نظر مالی که قبل از ورود به کنگره هیچ پولی نداشتم و از همه‌کس و همه‌چیز بریده بودم و ناامید از همه‌چیز که ناگهان در کنگره به روی من باز شد و خداوند به من لطف کرد تا من در این جایگاه قرار بگیرم؛ در کنگره همه‌چیز به دست آوردم، رفتارم تغییر کرد و برخوردم خیلی عوض شد. دیگر بین انسان‌ها فرقی قائل نمی‌شوم و همه را به دید انسانیت می‌بینم و از نظر مالی هم خدا را شکر توانستم سالی که گذشت، افتخار این را داشته باشم در لژیون سردار شرکت کنم. این‌ها را گفتم که بدانید که هر سختی که در زندگی ما وجود دارد بی‌دلیل نیست؛ در هر سختی یک آموزش است و بعد از هر تاریکی یک روشنایی است.

هیچ‌چیزی بالاتر از این نیست که من به مرحله‌ای رسیدم که خداوند اجازه خدمت کردن را به من داده تا بتوانم به انسان‌های دیگر کمک کنم و من همیشه شکر گذار نعمت‌های خداوند هستم. در جایی از وادی سوم می‌گوید: درختان ایستاده می‌میرند تا لحظه مرگ دست از تلاش برنداریم و با امیدواری زندگی کنیم.

همیشه باید امید داشت که یک روزی شب تمام و روز شروع می‌شود و باید تلاش کرد تا به جایی که می‌خواهی برسی. یادم هست برای آزمون کمک راهنمایی که می‌خواندم به راهنمای خودم گفتم: آقا اگر قبول نشوم چه می‌شود؟ گفت تو تمام تلاشت را بکن که کمک راهنما شوی و اگر هم نشدی حسرت آن را نخوری که چرا بیشتر تلاش نکردم. پس از این وادی یاد می‌گیریم که در تمام مراحل زندگی تمام تلاشمان را بکنیم برای چیزی که می‌خواهیم تا به دستش آوریم و آنجاست که متوجه می‌شویم به هیچ نیستیم.

وقتی به شخصی که ناامید از همه جه آمده کمک می‌کنم و امید در دلش زنده می‌شود، می‌توانم بگویم که من به هیچ هستم؟ شما حتی اگر به یک نفر هم کمک کنید، کار خودت را انجام داده‌ای، شاید آن یک نفر به هزاران نفر و یا حتی به میلیون‌ها نفر کمک کند وزندگی‌ها را نجات بدهد.

در آخر از خدای خودم شاکر و سپاسگزارم که من را با کنگره آشنا کرد و آقای مهندس تشکر می‌کنم که این راه را به ما نشان دادند و زحمت کشیدند تا ما به درمان برسیم و از کمک راهنمای خودم، آقا حمید تشکر می‌کنم که مرا با تمام حال خرابی‌هایم تحمل کرد و همیشه کمکم کرد تا به حال خوش برسم و ممنونم از همه کسانی که در درمان من و افراد دیگر نقش دارند.

 

نگارنده: راهنما تازه واردین مسافر علی
تنظیم: مسافر سینا
نمایندگی کاسپین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .