سلام دوستان رحیمه هستم یک همسفر از لژیون 8 کمک راهنما خانم سارا:
جهانبینی یعنی: آنچه ما نسبت بهکل هستی ادراک احساس برداشت و دریافت میکنیم. اینکه من از جهان هستی چه انتظاری دارم و بالعکس انتظار جهان هستی از من چیست؟ من با آموزشهایی که در کنگره گرفتهام اینکه برای انجام هر کاری باید تفکر کنم و بیهوده پا به جهان هستی نگذاشتهام و هرکدام از ما انسانها برای انجام رسالتی پا به هستی گذاشتهایم و باید بتوانیم در این جهان رسالت خود را به سرانجام برسانیم تا بتوانیم در جهان بعدی زندگی راحتی داشته باشیم. همانطور که گفتهشده زندگی این جهان پایان زندگی نیست و پس از مرگ هم زندگی ادامه دارد زندگی درختان و گیاهان پیامی برای ما دارد اینکه گیاهان با شروع بهار سرسبز میشوند و در تابستان به بار مینشینند و در پائیز برگهای خود را میریزند و در زمستان به خواب میروند مانند مردن و دوباره زنده شدن است همانطور که خواب برای ما یک نوع مرگ محسوب میشود به خاطر همین زندگی پس از مرگ هم ادامه دارد. جهانبینی قوانین زندگی کردن را به ما میآموزد. در جهانبینی مثلثهایی معرفیشده مانند مثلث، درمان، دانایی و جهالت، مثلث دانایی و مثلث جهالت در مقابل هم قرار دارند. اجزای مثلث دانایی، تفکر تجربه و آموزش است و اجزای مثلث جهالت، ترس، ناامیدی و منیت است. اگر من برای انجام کاری ترس داشته باشم نمیتوانم تفکر کنم و برای اینکه تجربیات خودم را به اجرا درآورم باید آموزش ببینم، منیت هم از آموزش گرفتن من جلوگیری میکند چون خود را بالاتر ازآنچه هستم تصور میکنم با به اجرا گذاشتن مثلث درمان میتوانم خود را در تعادل روحی و روانی نگهدارم و برای این کار نیاز به آموزش جهانبینی دارم که رفتار من با خانواده و جامعه و طبیعت چگونه باشد. جهانبینی انسان را به دو قسمت صور آشکار و صور پنهان تقسیم کرده است. صور آشکار آن چیزی است که آن را مشاهده میکنیم، مانند قلب، ریه، کلیه و ... هست اما برای شناخت صور پنهان از مدلهایی استفاده میکنیم مثل مدل شهر وجودی و مدل قلعهی عقل. جهانبینی شبیه علم شیمی است و روابط بین مولکولها و اتمها برای ما صور پنهان محسوب میشود برای همین مثل روش شیمی پیش میرویم مدل شهر وجودی وضعیت جسم را در زمان بیماری ترسیم میکند. در مدل قلعهی عقل اینکه جایگاه عقل کجاست و کارکرد آن چگونه است و عقل از چه چیزی تشکیلشده، جایگاه مغز کجاست و اینکه مغز جزو صور آشکار و عقل جزو صور پنهان است و انسان در زمان مرگ بهطور تمام و کمال دریافت میشود. پس جایگاه عقل نمیتواند در مغز باشد و از جنس دیگری است که برای ما ناشناخته است. بیشترین توجه ما در جهانبینی مربوط به صور پنهان است و منشأ حرکت در ما نفس است، نفس آن چیزی است که تعیین موجودیت میکند در ظاهر و باطن و خواستههایی دارد، خواستههای نفس معقول و غیرمعقول هست و هر کس بنای خود را با توجه به خواست و علاقهی خویش میسازد چه این خواستهها معقول باشد چه غیرمعقول، نفس دارای مراحلی است، مرحلهی اول نفس اماره است یعنی امر کننده، در این مرحله فقط میخواهد این خواسته از کجا و چگونه به دست میآید فرقی نمیکند. مرحله بعدی نفس لوامه یعنی سرزنش کننده است، در این مرحله اگر کار غیرمعقول بکند پشیمان میشود مرحلهی سوم نفس مطمئنه است که از اطمینان میآید در این مرحله تنها به خواستههای معقول پاسخ میدهد و به تشخیص اینکه کدام کار خوب و کدام کار غیرمعقول است میرسد. همانطور که استاد امین فرمودند ما در جهانبینی الفبای زندگی را میآموزیم
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر از لژیون 16 کمک راهنما خانم لیلا:
جزوههای جهانبینی استاد امین مطالب آن فقط مختص برای مسافران نیست. بلکه برای همسفران که جهت یاری به مسافر به کنگره آمدند لازم ملزوم است که منابع آن را مطالعه کنند... در جهانبینی ما به دنبال فراگیری قوانین زندگی هستیم، در کنگره ۶۰ جهانبینی به دو مقوله جهانبینی درون و جهانبینی بیرون تقسیم میشود. در جهانبینی به پارامترهای خیلی اساسی اشارهشده از قبیل حس، دانایی که بسیار مؤثر و مفید است . مثلثهای جهالت و دانایی نیز موردمطالعه و آموزشهایی است که به فرد مصرفکننده داده میشود. جهانبینی به سه سفر اشارهکرده سفر اول از مصرف مواد مخدر تا قطع آن سفر دوم از بینیازی به مواد مخدر تا رسیدن به خود. سفر سوم از رسیدن به خود تا رسیدن به قدرت مطلق یا خالق خود ادامه دارد. به دو موضوع دیگر هم اشارهشده یکی صور پنهان و دیگری صورت آشکار. صور پنهان آنچه قابلرؤیت نیست که شامل عقل، نفس، کالبدهای هفتگانه، دیگر، صور آشکار هم آنچه قابلرؤیت است مانند جسم و به سه نفس اشارهشده، نفس اماره یعنی امر کننده، نفس لوامه یعنی ملامتگر، نفس مطمئناً از اطمینان میآید یعنی خواستهها با اطمینان برگزیده و انتخاب میشود. در کل جهانبینی یعنی نگرش آنچه در پیرامون و اطرافمان است. جناب استاد امین با بحث و بررسی و آموزش سعی در تفهیم هر بیشتر آنچه در پیرامونمان هست دارند و با آگاه کردن و داشتن بینش بیشتر خواهان دانستن همه اعضا محترم کنگره هستند.
انشا الله
سلام دوستان فهیمه هستم یک همسفر از لژیون 19 کمک راهنما خانم سوسن:
اصلاً تعریف ما از جهانبینی چیست؟ من تا زمانی که وارد کنگره نشده بودم زیاد به این مسائل نه توجهی میکردم و نه فکر میکردم؛ اما اکنونکه باکلاسهای کنگره و سیدیها و جزوههای استاد امین دژاکام آشنا شدم کمی متوجه جهانبینی شدهام.ما در جهانبینی بهطورکلی قوانین بهتر و سالم زندگی کردن را آموزش میگیریم. که چطور میشود که نمیتوانم تفکر بکنم؟ و یا چطور میشود که من نمیتوانم به دانایی مؤثر برسم؟ من وقتی با دقت وادی اول را داشتم میخواندم به این نتیجه رسیدم که وادی اول رابطه بسیار مستقیمی با جهانبینی دارد در وادی اول عنوانشده با تفکر ساختارها آغاز ز میشوند، همان چیزی که در جهانبینی هم مطرح است، برای انجام هر کاری و یا انتخاب هر مسیری اگر تفکر درستی داشته باشیم طبیعتاً نتیجه درستی در پی خواهد داشت یا حتی برخورد با مشکلات، ممکن است که برای حل مشکلاتمان خیلی راهها را هم تجربه کنیم ولی آن راهی پایان خوشی دارد که در پس آن تفکر و جهانبینی سالمی باشد. تفکر هم ابزاری است برای اینکه من خیلی راحتتر بتوانم تغییر کنم و جهانبینی درست رو دریافت کنم. با سپاس از اینکه مشارکت من را خواندید.
سلام دوستان لیلا هستم همسفر صادق از لژیون 19 کمک راهنما خانم سوسن:
آنچه ما نسبت بهکل هستی (جهان درون و جهان بیرون) برداشت، ادراک، دریافت و احساس مینماییم جهانبینی نام دارد. جهانبینی درون، شامل ادراک و احساس و ...ما نسبت به خودمان است و جهانبینی بیرون، شامل ادراک و احساس ما نسبت به تمام هستی است. بر اساس اعتقاد کنگره ۶۰ یکی از اضلاع مثلث درمان اعتیاد که شامل جسم، روان و جهانبینی است مربوط به مقولهی جهانبینی است. جهانبینی درون: این بخش مربوط به مقوله انسان میشود. شناخت انسان و نیروهایی که با آن سروکار دارد. شاید اکثریت شما بر این باور باشند که انسان شامل دو بخش است. جسم و روح! و برخی هم شاید تنها به اولی (جسم) اعتقاد داشته باشند. کنگره ۶۰ هم انسان را به دو بخش تقسیم میکند: 1- صور آشکار انسان که قابلرؤیت است.) جسم 2-صور پنهان انسان که قابلرؤیت نیست و شامل عقل، نفس، کالبدهای دیگر، ذهن، آرشیو و روح است. صور پنهان همانند مواد اولیه جهانبینی هستند که از کنار هم قرار گرفتن این مواد بنای جهانبینی پدید میآید و هر کس بنای خویش را با توجه به خاص و علاقه خود میسازد. کنگره ۶۰ معتقد است که هر کس بر اساس میزان خاص و تمایلی که در خود مییابد میتواند در این مسیر گام بردارد ...
سلام دوستان مونا هستم یک همسفر از لژیون 20 کمک راهنما خانم شکوفه:
در کنگره ۶۰ جهانبینی محور اصلی حرکت است و به دو قسمت درون و بیرون تقسیم میشود که بیشترین صحبت در مورد جهانبینی درون است، چیزهایی که در جهانبینی به آن تکیه میشود صورت پنهان است: عقل، حس، نفس در حقیقت جهانبینی فقط مختص به درمان اعتیاد نیست هرکسی بتواند در شناخت حسها و اینکه چگونه تشخیص دهد آنها را و پالایش کند، میتواند در رها شدن و فاصله گرفتن از بندهای شیطانی به خود کمک بزرگی کند. برای درک مطالب و مفاهیم کنگره، ابتدا ما باید الفبای آن را یاد بگیریم، جهانبینی الفبای کنگره ۶۰ است که با به تصویر کشیدن و مدلسازی کردن شهر وجودی انسان و یاددادن قوانین بازی به انسان از کتب آسمانی، به انسان کمک میکند که همبازی لذتبخشتری رو در زندگیاش تجربه کند و هم اینکه زندگی با آرامش تری رو سپری کند.
سلام دوستان بهنوش هستم یک همسفر از لژیون 20 کمک راهنما خانم شکوفه: جهانبینی آن برداشت و ادراک و دریافت و احساس ما نسبت به خودمان و جهان پیرامون است به زبان ساده جهانبینی شناخت تواناییها و ضعفهای خویش و جهان هستی است و ما در جهانبینی با قوانینی که تو هستی است آشنا میشویم که این قوانین مثل پلهای نیرومند برای رسیدن به شناخت خود و جهان هستی است و شناخت این قوانین باعث درست زیستن انسان میشود و ما نباید در زندگی نیمهخالی لیوان رابینیم و نیمهپر لیوان را هم باید دید. ریشه تمام بیماریهای روانی ریشه در افکار و اندیشه که همان جهانبینی میشود دارد زمانی که توانستیم مشکل جهانبینی خود و دید خود را نسبت به خود و جهان اطراف عوض کنیم میتوانیم بسیاری از مشکلات و بیماریهای خود را درمان کنیم و به آرامش برسیم
سلام دوستان طاهره هستم یک همسفر از لژیون 20 کمک راهنما خانم شکوفه:
باید ما جهانبینی را در کنگره جوری یاد بگیریم تا به درمان برسیم. به آن مرحلهای برسیم
که از تاریکیها بیرون بیایم جهانبینی مثل یک طناب محکمی هست که ما رو از ضد ارزشها و تاریکیها نجات میدهد. اگر ما در جهانبینی به دانایی و افکار مثبت نرسیم به مشکل میخوریم و درمان نمیشویم. ما باید آن نیرو را داشته باشیم و به آن درجه دانایی برسیم که نیروهای بازدارنده را از خود دور کنیم.
سلام دوستان زهره هستم یک همسفر از لژیون 20 کمک راهنما خانم شکوفه:
جهانبینی قوانین درست زندگی کردن را آموزش میدهد. همه افراد با قوانین درست زندگی کردن آشنا نبستن در جهانبینی به ما آموزش داده میشود که خودمان را بهتر بشناسیم و روی نقاط منفی خودمان بیشتر کارکنیم تا بتوانیم از تاریکی که در آن قرار داریم راحتتر خارج بشویم. ما با آموزش گرفتن یاد میگیریم که چگونه عکسالعملمان در برابر موضوعات اطرافمان سنجیدهتر شود و با آموزش گرفتن هست که زندگی معنی و مفهوم پیدا میکند و انسان و از احساس پوچی دورنگه میدارد. اگر جهانبینی ما متکی بر عقل باشد و با تفکر سالم جلو برود راحتتر میتوان مشکلات و وسایل به وجود آمده در زندگی را رفع کرد؛ و یک فرد وقتی میتواند بگوید که جهانبینی او کامل شده که نسبت به خود و اطرافیان مسئولیتپذیر باشد و بر این اساس انسان از خطر سقوط به دره منیت و یا پوچی نجات پیدا میکند.
سلام دوستان مریم هستم یک همسفر از لژیون 20 کمک راهنما خانم شکوفه:
قبل از ورود به کنگرهی ۶۰، نوع نگرش به دنیا، تنها تعریفی بود که از جهانبینی داشتم، یک تعریف چهارکلمهای و سطحی بدون هیچ دانش و تفکر و آموزش درستی، ولی در کنگره جهانبینی یعنی احساس و ادراک ما نصبت به جهان درون و کل هستی، یعنی دنیای درون تو آینهی دنیای بیرون تو است. در بدو ورودم به کنگره متوجهی این موضوع نمیشدم که جهانبینی چه ربطی به اعتیاد و معتاد دارد و اگر هم مربوط میشود، چرا باید من هم در این آموزشها شرکت کنم من که نه معتاد هستم و نه مشکلی دارم. وقتی چند ماهی از ورودم به کنگره گذشت متوجه شدم که چقدر در تاریکی و جهالت بودم و خودم بیخبر از این موضوع همیشه انگشت اتهامم به سمت مسافرم بود که تو باعث همهی اتفاقات بد زندگی مشترکمان هستی. قبل از اینکه از آموزههای کنگره، آموزش بگیرم، فردی بودم زودرنج و حساس، متوقع و ناسپاس و بدبین. بااینهمه تفکر بیمارگونه، خود را یک فرد سالم وبی عیب میدانستم. حال آموختهام، اگر کسی حرفی میزند که باعث آزار دیگران میشود خودش در رنج و عذاب است، هرچقدر به یادگیریهایم اضافه کنم باز کم میدانم، محبت کنم بلاعوض، کمک کنم بدون توقع و هر کاری کنم چه خیر و چه شر در ادامه نتیجهاش به خود من برمیگردد، پس باید مراقب رفتار و کارهایم باشم و شاکر باشم که شکر و سپاس نعمتها را افزایش میدهد و عشق را در جهان پراکنده میکند. حالا به خاطر خودم در کنگره هستم و میخواهم بیشتر و بیشتر آموزش بگیرم تا هم در جهان درونم در آرامش و صلح باشم وهم در جهان بیرون به آرامش برسم.
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر از لژیون 20 کمک راهنما خانم شکوفه:
برای کسانی که در درون تاریکی هستند و میخواهند از میان تاریکیها بیرون بیایند طناب محکم و قوی لازم است و علم جهانبینی مانند طنابی محکم است که میتواند انسانها را از عمق تاریکیها بیرون بکشد...در کنگره هم اگر دانایی انسان توسط جهانبینی بالا نرود شخص به درمان نمیرسد و از تاریکی خارج نمیشود. اگر بادانش و علم جهانبینی نتوانیم ساختارهای مثبت درون خود به وجود آوریم و ظرفیتسازی کنیم آنگاه بازسازی و راهاندازی جسم محال خواهد بود و همیشه حالمان خراب است. ممکن است در ابتدا دریافت و درک مفاهیم جهانبینی مشکل و سخت به نظر برسد ولی با تکرار و تفکر پیرامون موضوع کمکم مطالب لذتبخش میگردد بارها شاید به این موضوع فکر کرده باشیم که چرا عمل نمودن و کاربردی کردن جهانبینی برای مشکل است و بهسادگی نمیتوان دانایی را کاربردی در زندگی استفاده کرد اینجاست که درمیابیم نیروهایی وجود دارند که نمیگذارند ما بهراحتی حرکت کنیم. نیروهای بازدارنده با توجه به جایگاه، دانش و توان انسانها مقابل ما قرار میگیرند و خاصیت آنها اینگونه است که در ابتدا خاصیت بازدارندگی دارند بعد مخرب میشوند و در آخر مکمل. پس اگر بخواهیم نیروهای بازدارنده را تبدیل به نیروی مکمل کنیم باید توانایی مهار آن را داشته باشیم و این توانایی حاصل نمیشود مگر با علم جهانبینی.
سلام دوستان عصمت هستم یک همسفر از لژیون 10 کمک راهنما خانم سحر:
ما در کنگره متوجه شدیم بعضی آموزشها اصلی و برخی بنیادی هستند آموزش و اجرایی کردن وادیها در مرحله اول و آموختن سیدیها در مرحله بعدی است چون اگر وادیها را نخوانیم این سیدیها را متوجه نمیشویم. در برخی مواقع ما میدانیم برخی اعمال ما اشکال دارد ولی بهراحتی نمیتوانیم آن را کنار بگذاریم چون آنها یکشبه به وجود نیامدهاند که بهیکباره بروند پس زمان لازم است تا روی خودمان کارکنیم و ساختارمان را از درون و بیرون دوباره بسازیم ارزشها و ضد ارزشها را بشناسیم و سیم خود را باخدای خود و نیروی مافوق متصل نگاهداریم و یادمان نرود رفتار دیگران میتواند روی ذهن و قلب ما تأثیر تخریب گرانِ برجای بگذارد که شدت این خرابیها از افرادی که به ما نزدیک هستند بیشتر از کسانی است که رابطه دوری با ما دارند. ما باید خود مسئولیت کارهایمان را بر عهده بگیریم تا خداوند هم ما را یاری کند تا به خواستههایمان برسیم فهمیدن اشتباه یکچیز است و جبران آن چیز دیگر ...ما میتوانیم با صبر و تلاش اشتباهاتمان را پاککرده و ردپایی از آن برجا نگذاریم چهبسا که خود چراغی باشیم برای راهگمکردگان. اگر خود و خدای خود را بشناسیم و بفهمیم چرا و برای چه آمدهایم آنگاه خواهیم دریافت که به کجا خواهیم رفت و هیچچیز بیهدف و بیهوده آفریده نشده و هرکدام وظیفه معین و مشخصی داریم و خداوند زیباست و زیباییها را دوست دارد و بنده خود را در هیچ کجا تنها و بدون یاور نمیگذارد و این خود ما هستیم که راه را باید از بیراهه تشخیص بدیم و اگر راه را اشتباه رفتیم باید زود برگردیم قبل از اینکه دیر و ناشدنی شود چون خداوند ما را اشرف مخلوقات قرا داده و با دادن عقل به ما قدرت تشخیص خوب را از بد داده و حتی به ما فرصت جبران داده به شرطی که ما بیاموزیم و اجرایی کنیم چرا چون ما قدرت انتخاب داریم و باید بهمانند یک انسان واقعی زندگی کنیم، دست نیازمندان را بگیریم و یکدیگر دوست داشته باشیم و در سختیها و خوشیها همواره کنار هم باشیم ضد ارزشها را از خود دور کنیم، تخریبها را بازسازی کنیم تا نور خداوند گرمابخش زندگی ما باشد به امید رهایی مسافران عزیزمان و بالا رفتن شناخت و معرفت خودمان و آرزوی موفقیت استاد و راهنمایمان که دست ما را در تاریکیها گرفتن و وجود آشفته ما را آرامش بخشیدن باشد که قدردان زحماتشان باشیم.
سلام دوستان یگانه هستم یک همسفر از لژیون 10 کمک راهنما خانم سحر:
در قسمت آخر سی دی جهانبینی راجع به حس و نیرو و انرژی صحبت کردن و همانطور که در خیلی از سیدیها آمده حس اولین نیروی بهکارگیری قوه عقل هست. اگر حس ما منفی باشد اطلاعات اشتباهی به عقل میرسد؛ و عقل فرمان منفی میدهد؛ یعنی در اصل نفس اماره فرماندهی را در دست میگیرد. بر مبنای وادی ششم در سی دی جهانبینی هم گفته میشود: حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمایید. در این وادی گفته میشود که عقل در کشور وجودی ما یک فرمانروای بزرگ و عادل هست و ما در زندگی در تلاش این هستیم که بهفرمان عقل برسیم؛ وقتیکه اطلاعات درست به عقل برسد و نگهبانان قلعه فریب هر خواستهای را نخورند و قدرت تشخیص آنها بالاتر رود، یعنی همان میزان دانایی مؤثر، عقل درست دستور میدهد. ولی اگر که حس ما بد باشد و این موضوع ادامهدار باشد و حس خود را درست نکنیم آرامآرام نفس اماره فرماندهی را در دست میگیرد، در مقابل وقتی تزکیه و پالایش انجام دهیم، یعنی کارهای نادرست انجام ندهیم و در جهت راه مستقیم حرکت کنیم، آنوقت یواشیواش رتبه نفس خودمان را ارتقا میدهیم و وارد نفس لوامه و مطمئنه میشویم. وقتی وارد نفس مطمئنه شویم، آنوقت دیگر عقل فرمانده است و با بالا رفتن میزان دانایی مؤثر اطلاعات اشتباهی به او نمیرسد و هیچوقت دستور اشتباه صادر نمیکند. باید دانست که عقل هیچگاه اشتباه نمیکند زیرا دارای فر ایزدی است؛ پس فرمان عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمایید...ممنون از شما عزیزان و خدمتگزارت عزیز سایت
سلام دوستان سعیده هستم یک همسفر از لژیون شماره 10 کمک راهنما خانم سحر:
برداشت من از جهانبینی یک و دو...یادگیری قوانین و قواعد و فراگرفتن دانش و مهارت زندگی از طریق مدل و تصویر ذهنی با ابزاری مانند صوت و جزوه است و علم جهانبینی به من کمک میکند تا از عمق تاریکیها و ضد ارزشها به سمت روشنایی و دانایی حرکت کنم که چگونه اعتیاد و عوارض آن را بهتر بشناسم و با نیروهای بازدارنده و مخرب روبرو شوم و درنهایت با تلاش مستمر به تکامل و رشد و بهتر زیستن دست پیداکرده و به آرامش درون و آرامش واقعی برسم
علم جهانبینی صور پنهان و آشکار مرا نمایان میکند که چگونه صور پنهان چون عقل را به دانایی و نفس را از طریق تزکیه و پالایش به مرحلهی پاکی و نیکی برسانم. تا خواستههای غیرمعقول و غیرمنطقی و ناشایست از عقل نداشته باشد
سلام دوستان عظیمه هستم یک همسفر از لژیون 11 کمک راهنما خانم فاطمه:
جهانبینی برداشت، ادراک، دریافت و احساس ما نسبت بهکل هستی از جهان بیرون و درون است. جهانبینی درون ادراک و احساس ما نسبت به خودمان وجهان بینی بیرون شامل ادراک و احساس ما نسبت به تمام هستی است. در درمان اعتیاد در مثلث درمان که شامل جسم، روان وجهان بینی است، یکی از اضلاع مثلث درمان اعتیاد همین جهانبینی است بهطورکلی همه انسانها برای رهایی و رسیدن به آرامش باید دانش خود را نسبت به جهانبینی ارتقا دهند. در کنگره ۶۰ سه سفر مطرحشده سفر اول از مصرف مواد مخدر تا قطع آن، سفر دوم از بینیازی مواد مخدر و تا رسیدن به خود که در مسافران و همسفران مشترک است و سفر سوم از رسیدن به خود تا رسیدن به قدرت مطلق یا خالق خود. کنگره ۶۰ انسان را به دو بخش صور پنهان و صور آشکار که جسم و صور پنهان که شامل عقل، نفس، حس، آرشیو، ذهن، روح و کالبدهای هفتگانه دیگر است تقسیم میشود. من در ابتدای ورود به کنگره برای مفهوم جهانبینی باید زمان بیشتری به خودم بدهم تا درک بیشتری کنم. وقتی اسم از نفس میآمد برایم دشوار میشد اما حداقل دانستم نفس تعیین موجودیت میکند در ظاهر و باطن و خواسته دارد خواستههایش معقول و غیرمعقول که من بارها و بارها با خواستههای اینچنینی روبرو شدم. نفس من با خواستههای مثبت و منفی روبرو میشود ولی باید با آگاهی و تفکر بتوانم خواستههایم را برنامهریزی کرده و در پیشبرد اهدافم سعی و تلاش کنم. شهر وجودی من باید با علم به جهانبینی بتواند خودش را سامان دهد. نفس اماره، لوامه و مطمئنه که عبور از هرکدام به دیگری برای من میتواند باعث پیشرفت شود. اماره که افسار بر دست گرفته و میتازد ولی لوامِ که من نوعی باکارهای ناشایست احساس پشیمانی میکنم. ذرات نفس اماره برای رسیدن به خواستههای نامعقول خود ناچارند بهگونهای قضاوت عقل را مختل نمایند فرمانروای بزرگ را بهاشتباه بیندازند، آنها کار خود را ازسر بازان دانایی آغاز کرده تا به عقل ختم نمایند. مثلث دانایی که تفکر، تجربه و آموزش است میتواند ما را در مسیر حرکت بهسوی درستی هدایت کند. مراتب دانایی علمالیقین، عینالیقین و حق الیقین است؛ که اولی در مرتبه اطلاعات عمومی و دومی که از آن وارد دانایی میشویم و حق الیقین در مقام حقیقت است که درواقع تجربه میشود. تجربه در هر امری کار انسانهای نادان است. من نمیخواهم که گذشته را دیگر تجربه کنم همانگونه که تاریخ قابل تکرار و تجربه نیست، چون افکار گذشته جلوی رشد من را میگیرد اگر دائم در ذهنم گذشته را مرور کنم انگار او را تجربه میکنم اما در آزمایش کردن تکرار یک آزمایش که دچار خطاست باعث میشود تا ایراد آن فهمیده شود چون دانشمندان در یک آزمایش مجبورند با تکرار آزمایش درستی یا نادرستی آن را تشخیص و بعد نتیجهگیری کنند و کسب تجربه نمایند این نظر شخصی من بود. ولی اگر ما یک کار را در هرروز تکرار و تجربه کنیم هیچ نتیجه و سودی ندارد. و در دانایی دچار ضرر شده است. میخواهم قوانین زندگیام را بهخوبی فرابگیرم نیروهای منفی مانع هدف من میشوند و مانع از آن میشود تا مثلث دانایی مؤثر سه اضلاعش باهم مساوی شود آنچه مانع تفکر میشود ترس است، آنچه مانع تجربه میشود ناامیدی و آنچه مانع آموزش میشود منیت است. ترسهایی که نمیگذارند ما پیشرفت کنیم بازدارنده و منفی هستند مثل ترس از تاریکی که باید در دل آن رفت تا فهمید هر آنچه در تاریکی است در روشنایی هم هست. ناامیدی، ترس و منیت مثلث جهالت را تشکیل میدهند. هر ساختاری دو هدف دارد ۱ حفظ و بقای خود ۲ رشد و توسعه. من برای حفظ و بقای خودم باید افکار منفی را دور کرده و با دانایی متحد شده تا قدرتمند شوم. سطح انرژیام را به تعادل برسانم، انرژی مثبت را گسترش دهم، داناییمان زمانی بیشتر میشود که برابر با گنجایش و ظرفیت بیشتر است. انرژی مانند حس مثبت و منفی است که قوی شدن حس درصورتیکه ظرفیتش نباشد باعث انفجار در ساختارهای ما یا انفجار سلولی میشود. د زندگی چاکراهایی وجود دارد که باید بهدرستی مدیریت شود که اگر مدیریت نشود باعث پاره شدن جدار چاکراها و ممکن است اثرات آن تا ابد باقی بماند. بهطورکلی میتوانم بگویم اگر مفهوم جهانبینی را درست متوجه شویم و آن را در زندگی از قوه به فعل درآوریم گام بلندی دررسیدن به قدرت مطلق برداشتهایم. میخواهم آن خود واقعی که قادر مطلق از نورش برمن تابانیده را پیدا کنم.
سلام دوستان اکرم هستم یک همسفر از لژیون 7 کمک راهنما خانم سعیده:
همانطوری که در کنگره بارها و بارها شنیدهایم و تأکید زیادی بروی آن شده علم جهانبینی است. جهانبینی برای تمام افراد جامعه کاربردی و الزامی است، مخصوصاً مصرفکنندهها و خانوادههای مصرفکننده...مصرفکنندهها به خاطر مصرف مواد و تخریبهایی که در جسم و روان و جهانبینی خود به وجود آوردهاند، اعتمادبهنفس، ترس، ناامیدی و... تمام حسهای خوب را از خود گرفتهاند، در کنگره با داروی ot جسم به درمان میرسد و روح و روان و حسهای منفی و... مسافران و همسفرانی که سالها مورد تخریب قرارگرفته را با علم جهانبینی به تعادل میرسانند. جهانبینی یعنی آنچه ما نسبت بهکل هستی و جهان درون و بیرون خود برداشت و ادراک و احساس میکنیم و هر چه من روی دانایی خودکار کنم میتوانم برای انجام امور زندگی از عقل سلیمی برخوردار باشم و هرچقدر دانایی بیشتر، عقل سالمتر و درنهایت از آرامش بیشتری در زندگی برخوردار خواهم شد علم جهانبینی به من میاموزد که چگونه با هستی و مخلوقین خدا برخورد نمایم و در آرامش زندگی کنم. با تشکر از تمام عزیزانی که در قسمت سایت خدمت میکنند.
سلام دوستان سمیه هستم یک همسفر از لژیون 7 کمک راهنما خانم سعیده:
جهانبینی الفبای آموزش است. در جزوه جهانبینی مطالب بهگونهای مطرحشده که قابلفهم و درک و استفاده برای همه انسانها باشد. جهانبینی میگوید همهچیزهایی که در جهان بیرون میبینیم همه در درون ما هم وجود دارند و ما باید رابطه بین آنها را پیدا کنیم درون ما مانند یک شهر است و این نشان میدهد که انسان چقدر موجود پیچیدهای است. درون انسانها باهم متفاوت است یکی بد و یکی خوب است. وقتی انسان سالها در مسیر ضد ارزشی قدم گذاشت این نیروها قدرتمند میشوند و اینها از خواسته نامعقول ما نشئت میگیرد و راهحل آن تغییر خواستهها است بهطوریکه آرامآرام خواسته معقول جای خواسته نامعقول را میگیرد و انسانها میتوانند با آموزش جهانبینی درون خود را تغییر دهند و جهانبینی این پیام را میدهد که همه انسانها میتوانند تغییر کنند و میتوانیم یک تصویر درونی از خود داشته باشیم و با استفاده از جهانبینی و تشخیص نوع حسی که داریم میتوانیم تصمیم بگیریم که حرکتی را انجام دهیم یا نه و به نتایج دلخواهمان در انجام کارهایمان دست پیدا کتیم.
سپاس گذارم که به من اجازه مشارکت دادید.
سلام دوستان ترانه هستم یک همسفر از لژیون 7 کمک راهنما خانم سعیده:
یکی از اضلاع مثلث درمان اعتیاد جهانبینی است، به عبارتی در درمان اعتیاد هر سه ضلع جسم و روان وجهان بینی باهم باید رشد کنند تا شخص مصرفکننده به درمان برسد. حال جهانبینی یعنی چه؟ آنچه ما نسبت بهکل هستی (جهان درون و جهان بیرون) برداشت، ادراک و احساس میکنیم جهانبینی نام دارد. همانطوری که جناب مهندس میفرمایند مصرفکننده مواد مخدر فرد بیماری است که براثر استفاده مکرر مواد مخدر جهانی مملو از ترس و اضطراب نگرانی و حقارت را برای خود و اطرافیان خود به وجود آورده است وزندگی خود و دیگران را آشفته نموده است که مربوط به جهانبینی فرد میشود. ما از طریق جهانبینی قوانین درست زندگی کردن را یاد میگیریم. فرد مصرفکننده و در کنار او افرادی که دچار تخریبشدهاند، نگرشی که از جهان پیرامون خوددارند جهانی پر از ناامیدی، منیت و ترس وتوام با جهل و ناآگاهی است، که فرد با ورود به کنگره جهل ناآگاهی را به دانایی و دانایی خود را با پرورش افکار به دانایی مؤثر تبدیل میکند، و تغییرات درمانشان میدهد که جهانبینی را آموختهایم یا خیر! و اگر به آموختههای خود عمل نکنیم، آموختهها برای ما دانش و علم نخواهد بود و علم یعنی دانشی که به آن عمل کنیم. ممنون که به من وقت مشارکت دادید.
سلام دوستان شیدا هستم یک همسفر از 14 کمک راهنما خانم کبری:
آموزش جهانبینی برای تمام افراد مفید است. شاید در نگاه اول تصور کنیم بسیار سخت است و نیازمند پیشزمینههایی هست که انسان باید برای درک آن دورههای خاصی را بگذراند اما اینطور نیست جهانبینی در اینجا بسیار خلاصه و آسان برای ما تعریف شد یعنی: نگاهی که انسان به خودش و دنیای اطراف خودش دارد. و نتیجه اینکه اگر نگاهی که به خودداریم نگاه درست و هوشمندانهای باشد، با در نظر گرفتن پتانسیلها و تواناییهایمان بهترین راه را در زندگی انتخاب میکنیم؛ و همیشه در صلح و آرامش و آسایش زندگی خواهیم کرد و اگر نگاه ناامیدانه و اشتباهی نسبت به خود داشته باشیم با هر شکست کوچک خورد شده وزندگی را به باد حوادث میسپاریم و فقط شاهد شکست و بدبختی و مشکلات گوناگون خواهیم بود؛ و همینطور نگاه انسان به دنیای اطراف هم همینگونه است اگر انسان به دنیای اطراف نگاهی از روی خشم و نفرت داشته باشد و همیشه این تصور را داشته باشد که دنیا با من سر ناسازگاری دارد و هرگز هیچچیزی بر وقف مراد من نخواهد بود طبق قانون جذب همینطور هم میشود؛ و هر چه تلاش هم بکند تا نکاه خود را اصلاح نکرده به نتیجه نمیرسد؛ اما مادام که نگاه تیره و تاریک خود را تغییر دهد گویی تمام کائنات دست در دست هم میدهند تا او به اهدافش برسد. آموزشهای ناب کنگره بهترین راهنما برای انسانهایی ست که برای سؤالات خود جوابی پیدا نمیکنند. کنگره در آغاز فقط درمان اعتیاد است اما در ادامه راهی برای رستگاری و آزادی فکر و اندیشه است.
با تشکر از رهجوهای عزیز
تایپ،درج و تنظیم مطلب:همسفر فریبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
5892