تقدیم به روح بزرگ جناب مهندس دژاکام
گر چه از چشم ترم جسم شریفش رفته است
در دلم یاد پدر، مهر و وفایش مانده است
جان شیرین مهندس، گرچه پایانش رسید
صد هزاران جان نو از عزم و ایمانش دمید
عشق خود را جامهٔ علم و عمل پوشیدهای
نقطهنقطه، خطبهخط راهی نشانم داده ای
عشق را در قالب دانش تو معنا کردهای
راه درمان را درون ما تو پیدا کردهای
با محبت کی شود دلهای ما از هم جدا؟
چون به ما آموختی هم راه تسلیم و رضا
حال و احوال مسافر را چه زیبا گفتهای
هم مسافر، همسفر سوی گلستان بردهای
ما که هستیم تا ابد مدیون این احساس تو
از دلم بیرون نخواهد رفت این احسان تو
در دل هر رهروی نامت همیشه پایدار
ما بمانیم تا ابد بر عهد و عشقت استوار
ای دژاکام ، ساختی یک دژ به نام کنگره
تا ابد زنده بماند راه و رسم کنگره
مهر تو در قلب ما آیینهٔ تابندگی است
هر کلام و گفته ات در زندگی بالندگی است
نام تو پاینده خواهد بود ای سلطان عشق
زنده کردی در درونم با مرامت راه عشق
هر نفس نام تو بر قلب و زبانم جاری است
من که دلتنگ توام ، داغت به جانم ساری است
بر سر خاکت نشینم، اشک من سیل روان
هجر تو در تار و پودم مثل دریا بیکران
ای پدر، خاکت زیارتگاه رندان میشود
نام پاکت تا ابد همراه خوبان میشود
عهد و پیمان بستهایم، راهت همیشه پایدار
ای دژاکام، ای پدر، نامت بماند یادگار
سراینده: مسافر علی اکبر (لژیون یکم)
ارسال: مسافر احسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
102