جلسه سوم از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بندرعباس به استادی راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر نجمه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» روز دوشنبه ۱۱ آبان ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpeg)
خلاصه سخنان استاد:
در مورد دستور جلسه، میخواهم صحبتهایم را با این جمله آغاز کنم:«آقای مهندس مردی بودند که از قلبها وارد شدند و با محبت، نسخه پیچیدند.»یادشان گرامی و نامشان جاودان باد.
آقای مهندس به تمام جهان ثابت کردند که اعتیاد درمان دارد. ایشان با روش DST این موضوع را به جهانیان نشان دادند و جان هزاران انسان را نجات دادند. تمام کسانی که امروز روی این صندلیها نشستهایم، زندگی میکنیم و از زندگی لذت میبریم، از دستاوردهای ارزشمند آقای مهندس هستیم. خود من نیز که امروز اینجا نشستهام و صحبت میکنم و دوباره زندگی را تجربه میکنم، زندگیام را مدیون دستاوردهای ایشان هستم.
آقای مهندس انسان بسیار بزرگی بودند. ایشان از بسیاری از خواستهها و آسایش شخصی خود گذشتند. زمانی که روش DST را کشف کردند، این دانش را تنها برای خودشان نخواستند، بلکه آن را در اختیار همگان قرار دادند. همه ما میدانیم که ایشان علاوه بر روش DST و درمان اعتیاد، راههای دیگری نیز برای بهبود کیفیت زندگی انسانها گشودند.
ایشان از وقت و آسایش خود و حتی از فرصت بودن در کنار خانوادهشان گذشتند و شبانهروز تلاش کردند تا امروز ما بتوانیم در این جایگاه بنشینیم و حال خوش را تجربه کنیم. قطعاً هیچکدام از ما این زحمات را نادیده نمیگیریم.
همه ما به آقای مهندس قول میدهیم که در این مسیر بمانیم و راه ایشان را ادامه دهیم. درست است که آقای مهندس از نظر فیزیکی در کنار ما نیستند، اما حضورشان را در کنار خود احساس میکنیم. گویی ما را میبینند و نظارهگر شاگردانی هستند که پرورش دادهاند تا راهشان را ادامه دهند.
در زمینه مقالات علمی آقای مهندس، بهویژه مقالات مربوط به بیماریهای صعبالعلاج، تلاشهای بسیاری صورت گرفته است. امروز میبینیم که انسانهای زیادی با بیماریهایی دستوپنجه نرم میکنند که پزشکان هنوز راه درمان قطعی آنها را پیدا نکردهاند و گاهی تنها به کنترل بیماری بسنده میکنند.
خود من یکی از افرادی بودم که هرچند بیماریام متوقف شده بود، اما در بخشهای دیگری از بدنم آسیبهایی ایجاد شده بود. متأسفانه هنوز هم افرادی با چنین مشکلاتی روبهرو هستند.
آقای مهندس برای بیماریهایی مانند اماس، صرع، کولیت، برخی انواع سرطان خون و سرطان سینه راهکارهایی ارائه کردند. امیدوارم این دستاوردها هرچه زودتر در اختیار جامعه پزشکی قرار بگیرند و مورد استفاده قرار گیرند.
آقای مهندس زحمات بسیار زیادی کشیدند. هیچوقت روزی را فراموش نمیکنم که مدارک پزشکیام را نزد ایشان بردم. وقتی مدارکم را دیدند، بسیار خوشحال شدند، لبخند زدند، شماره تلفنم را گرفتند و گفتند: «روزی به تو اجازه سفر میدهم تا سیستم ایکس تو بازسازی شود.» هرچند این اتفاق به آن شکل رخ نداد، اما زمانی که خودم در کنگره شروع به خدمت کردم و آموزشها را دریافت کردم، سیستم ایکس من نیز بازسازی شد.
در مورد سیستم جونز و تغذیه سالم هم باید بگویم که روزی با خانم زهره صحبت میکردم و به ایشان گفتم که واقعاً هر روز به خاطر این دستاورد بزرگ آقای مهندس شکرگزارم. انسانهای بسیاری از چاقی رنج میبرند و راههای خطرناکی را برای کاهش وزن امتحان میکنند؛ راههایی که گاهی جانشان را به خطر میاندازد. اما آقای مهندس با تفکر و دانش خود، این علم را در اختیار ما قرار دادند.
خود من اگر لژیون جونز نبود، نمیدانم امروز چه سرنوشتی در انتظار من و دخترانم بود؛ بهخصوص که آنها نیز با اضافهوزن زیادی روبهرو بودند. واقعاً آقای مهندس برای ما زحمات زیادی کشیدند.
در مورد مقاله سیگار ایشان نیز باید بگویم که هرکدام از دستاوردهای آقای مهندس، شخصاً به زندگی من جانی دوباره بخشیده است. مسافر من روزی هفت پاکت سیگار مصرف میکرد؛ بهطوریکه هنگام خواب، سه پاکت سیگار بالای سرش بود و مرتب سیگار میکشید. اما امروز هفت سال است که دیگر سیگار نمیکشد. قطعاً ما که اینجا نشستهایم، نباید چنین دستاوردهایی را نادیده بگیریم.
آقای مهندس برای این دستاوردها ارزش و اهمیت بسیار زیادی قائل بودند. امروز هم در لژیون سردار گفتم که هرگاه صحبت از مقالات ایشان به میان میآمد، بغض عجیبی در گلویشان مینشست و از اینکه این دستاوردها مورد توجه قرار میگرفتند، بسیار خوشحال میشدند.
شاید زمانی که آقای مهندس در میان ما حضور فیزیکی داشتند، خود من نیز اهمیت بعضی از این موضوعات را کمتر درک میکردم؛ اما امروز بیشتر از گذشته به ارزش آنها پی میبرم.
هر بار که قدم میزنم، بغض میکنم و از خداوند بابت این همه نعمت و دستاورد سپاسگزارم.
نکته دیگری که میخواهم امروز درباره آن صحبت کنم، مربوط به شعبه تازهتأسیس بندرعباس است.
زمانی که خودم در اصفهان وارد کنگره شدم، حال بسیار خرابی داشتم. شاید این موضوع برای بعضیها تکراری باشد، اما برای من ارزشمند است که آن را بازگو کنم. من از نظر جسمی و روحی شرایط بسیار نامناسبی داشتم و با این امید وارد کنگره شده بودم که مسافرم درمان شود.
میخواهم به این نکته اشاره کنم که اگر امروز وارد کنگره شدهاید و با خود میگویید که فقط میخواهید مسافرتان درمان شود و بعد از آن بروید، کمی بیشتر تأمل کنید.
من هم با همین هدف وارد کنگره شدم؛ اما بهتدریج متوجه شدم که خودم نیز به آموزش و درمان نیاز دارم. من انسانی بودم که حتی نمیتوانستم بهدرستی صحبت کنم و حرف دلم را بزنم. وقتی خدمت کردن را آغاز کردم و از آبدارخانه شروع کردم، متوجه شدم که روزبهروز حالم بهتر میشود. احساس کردم چیزی را در کنگره دریافت میکنم که در هیچ جای دیگری نمیتوانستم به دست بیاورم.
بنابراین، از شما میخواهم خدمت کردن را دستکم نگیرید. اینطور نباشد که تنها به درمان مسافرتان فکر کنید و پس از آن کنگره را ترک کنید. خدمت، آموزش و حضور در این مسیر، تأثیر بسیار زیادی در حال خوب خود ما دارد.
آقای مهندس بارها زمانی که در اصفهان برای رهایی مسافرانمان به کنگره میرفتیم، از همراهی و حضور دوستان بسیار خوشحال میشدند. به یاد دارم زمانی که برای رهایی خودم و مسافرم رفتیم، فقط ما دو نفر رهایی داشتیم؛ اما دوستان زیادی نیز همراه ما شدند و در نهایت با یک اتوبوس کامل به آنجا رفتیم. صبحانه، ناهار و تمام لحظات را در کنار یکدیگر سپری کردیم و این همدلی و همراهی باعث خوشحالی آقای مهندس میشد.
در اصفهان بارها چنین اتفاقهایی افتاده است. وقتی یکی از دوستان به رهایی میرسد، دیگران نیز برای همراهی و حمایت از او میروند.
میخواهم این موضوع را به شما عزیزان بگویم که از وقت و داشتههای خود بگذریم و برای یکدیگر قدم برداریم. وقتی یکی از دوستانمان به رهایی میرسد، به دیدارش برویم، تشویقش کنیم و در شادیاش شریک شویم. درست است که این مسیر سختیهای خودش را دارد، اما باید بدانیم چه اتفاق بزرگ و ارزشمندی در حال رخ دادن است.
دستاوردهای آقای مهندس زندگیهای بسیاری را به مسیر درست بازگردانده و فرزندان زیادی را دوباره به آغوش پدران و مادرانشان برگردانده است. چه بسیار خانوادههایی که ممکن بود از هم بپاشند، اما به برکت این دستاوردها جانی دوباره گرفتند.
در مورد مقالات مربوط به بیماریهای صعبالعلاج نیز میخواهم تجربهای شخصی را بیان کنم. هفته گذشته برای انجام یک عمل جراحی نزد پزشکم رفتم. وقتی درباره بیماریام با ایشان صحبت کردم، گفتند شاید امکان انجام عمل وجود نداشته باشد؛ اما وقتی به ایشان گفتم که بهبود پیدا کردهام، پزشک از جایشان بلند شدند و با تعجب پرسیدند: «چطور خوب شدید؟»
پاسخ دادم: «کنگره ۶۰».
ایشان گفتند اتفاقاً هفته گذشته در همایش کنگره حضور داشتهاند. حتی پزشکی تا دم در به دنبال من آمد و گفت: «باورم نمیشود که شما بهبود پیدا کرده باشید و بیماریتان برطرف شده باشد.»
میخواهم این موضوع را به شما عزیزان بگویم که راهی که انتخاب کردهاید، راه بسیار درستی است. قدر این فرصت را بدانید و به مسیر خود ایمان داشته باشید.
یکی دیگر از دستاوردهای بزرگ آقای مهندس، دانشگاهی است که در قشم در حال ساخت آن هستند.
حدود یک ماه پیش خودم به آنجا رفتم. با خودم فکر میکردم افرادی که روزگاری مصرفکننده بودند و بسیاری از مردم حتی آنها را به حساب نمیآوردند و طردشان میکردند، امروز به چه جایگاهی رسیدهاند! وقتی به مسافر خودم فکر میکنم، بیشتر به عظمت این اتفاق پی میبرم. آقای مهندس چه انسانهایی را پرورش دادهاند که امروز بهعنوان استاد در این مجموعه حضور دارند، از بسیاری از داشتههای خود میگذرند، هزینه میکنند و با تمام توان به یاری ایشان آمدهاند.
امیدوارم همه ما نیز بتوانیم در مسیر اهداف کنگره قدم برداریم و این دستاوردها را نادیده نگیریم. هر قدمی که ما برمیداریم، میتواند به زندگی انسانی دیگر جانی دوباره ببخشد.
به قول استاد سردار: «اگر دیر به ایستگاه برسیم، از اتوبوس عقب میمانیم.»
پس نگوییم از فردا شروع میکنیم؛ از همین امروز آغاز کنیم. خدمت کنیم، در شعبه بندرعباس اطلاعات و آموختههای خود را در اختیار دیگران قرار دهیم، علم کنگره را گسترش دهیم، در مسیر اهداف آقای مهندس گام برداریم و به استاد امین کمک کنیم. حضور و همراهی ما میتواند انرژی و انگیزه زیادی به ایشان بدهد.
نگوییم حالا که آقای مهندس در میان ما نیستند، دیگر چه میتوان کرد؟ نگوییم ایکاش آقای مهندس بودند. نگوییم اگر ایشان حضور داشتند، گل را از دستشان میگرفتیم.
قطعاً آقای مهندس با تمام وجودشان به استاد امین انرژی و توان میبخشند تا در کنار ما باشند و ما نیز بتوانیم از دانش، آموزشها و صحبتهای ایشان بهرهمند شویم.
در پایان، امیدوارم همه ما بتوانیم با خدمت، آموزش و حرکت در مسیر ارزشهای کنگره، ادامهدهنده راه آقای مهندس باشیم و قدردان تمام زحمات و دستاوردهای ایشان بمانیم.

مرزبانان کشیک: همسفر معصومه و مسافر شاهین
تایپیست: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر ساناز
همسفران نمایندگی بندرعباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
91