دیدهبان یعنی ستون کنگره
پاسداری از قوانین؛ یکسره
دیدن کلّ افقهای وسیع
بر فراز کوههایی بس منیع
دیدهبان یعنی فراتر از زمین
دیدهبان یعنی عقاب تیزبین
دیدهبان دانا و کوشا در عمل
دیدهبان در موضع حق الیقین
خصلت و مشی دژاکامی در اوست
دست او را داشته در آستین
نظم و حرمت را نظارت میکند
چارده خدمتگزار راستین
کار او حفظ و حراست از حریم
مزد و پاداشش هم از ربّ کریم
هرکجا مشکل و یا معضل بُوَد
از نگاه ما چو لاینحل بُوَد
چشم و گوش و حسّ و عقل دیدهبان
حلّ مشکل میکند از دوستان
چون مهندس ، او هم احیاگر بُوَد
بهر ره گمکرده یاریگر بُوَد
مستقر است در نقاطی بس بلند
کنگره محفوظ دارد از گزند
او بُوَد آموزگار قلبها
از گذرگاهان سختی شد رها
هم بُوَد قانونگذار وهم وزیر
باصلابت با درایت هم بصیر
چون تنه در این درخت کنگره
کارها صورت دهد بی دلهره
انضباطی امور مالیه
منسجم باشد به شکل عالیه
امر تحقیقات و ورزش با ثبات
گسترش یابند در کلّ جهات
در جهانبینی بُوَد دکتر امین
کاشف اسرار علم راستین
دیدهبان خانواده پیشگام
خانواده را نماید بادوام
دیدهبان راهنمایان پرتلاش
تا که لژیونها بُوَد بی اغتشاش
هر چه گویم این زبانم الکن است
دیدهبان در تیرگی ، نورافکن است
مشکلات و معضلات آهنین
را چو بیند افکند روی زمین
دیده بانا دوستت داریم ما
چونکه تو سرشاری از عشق خدا
دیده بانا ظرف تو سرریز باد
از محبت بادهات لبریز باد
دیده بانا دیدهات پرنور باد
قلب تو از عشق حق مسرور باد
عمر باعزت به او بخش ای کریم
تا که خدمتها کند بیترس وبیم
عاجزم از شکر این نعمت ، خدا
دیدهبان از هر گزندی کن رها
مسافر ابراهیم لژیون یکم شعبه امین قم دیماه 1399
- تعداد بازدید از این مطلب :
3216