جلسه نهم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دنا شهرضا به استادی پهلوان همسفر بهاره، نگهبانی همسفر مرضیه و دبیری راهنما همسفر فاطمه با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» روز یکشنبه ۱۰ ابان ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان بهاره هستم یک همسفر خیلی ممنون از خانم مرضیه و ایجینت و مرزبانها که به بنده اجازه دادند که در این جایگاه خدمت کنم. چقدر جایگاههای لژیون سردار شیرین است. خیلی وقت بود که در این جایگاه نبودم و دلم تنگ شده بود. خیلی ممنون از خانم مرضیه که به من اجازه دادند که در این جایگاه قرار بگیرم.
انگار دستور جلسه امروز برای خود من است؛ چون خودم جزء افرادی بودم که برای مقاله سیگار و اضافه وزن سفر کردم و جفت این سفرها از سفرهایی بود که از بخشش آقای مهندس نشأت گرفت. ایشان از خودشان، زندگيشان، وقتشان و خانوادهشان بخشیدند و در کنگره ماندند.
آقای مهندس خودشان سفر سیگار کردند و همه ما میدانیم که سفر سیگار آقای مهندس، مثل همان سفر اعتیادشان باوری در ناباوری بود که به واسطه آن اتفاقی که برایشان افتاد، رقم خورد و سفر سیگارشان را انجام دادند و بهواسطه سفر سیگار آقای مهندس، مسافران و همسفران سفر کردند و هرکدام از مایی که مصرفکننده نیکوتین بودیم بهواسطه آقای مهندس حالمان خوب شد و به درمان رسیدیم. در ادامه سفر جونز و تغذیه سالم را داشتیم و باز هم پایداری آقای مهندس بود که ماندند و سفر کردند.
از تجربیات خودم در سفر سیگار قبلاً گفته بودم و حالا سفر جدیدی انجام دادهام و آن سفر جونز است که به نظر من تمام سفرهایی که اشخاص در کنگره انجام میدهند؛ اول برمیگردد به اینکه شخص باید به یک نقطهای برسد که بداند برای خودش و حال خودش به کنگره آمده است و کاری به سفر مسافرش نداشته باشد؛ بنابراین دقیقاً جایی سفر شروع میشود و جایی شخص به درمان میرسد که به آن نقطه برسد و حرکت کند.
آقای مهندس تمامی پارامترهای درمان را قرار دادند و میگویند اگر که یکی از این پارامترها را انجام ندهید به درمان و رهایی نمیرسید و اگر هم برسید، سفرتان خیلی کند پیش میرود و کیفیت لازم را ندارد؛ دقیقاً همینجاست که چه در سفر سیگار و چه سفر تغذیه سالم، وقتی که شخص وارد سفر شده و سفرش را شروع میکند؛ اگر تمام نکاتی که آقای مهندس گفتهاند، موبهمو انجام بدهد؛ قطعاً به نتیجه میرسد. بعضی وقتها شخصی همینطور دست و پا میزند و میگوید که چرا نمیشود؛ باید بداند که یک جای کار میلنگد که وقتی به سمت خودش برگردد، حواسش به سفر خودش باشد، نقطه ضعف خودش را پیدا میکند که کجای کارش اشتباه است؟ میتواند برگردد و دوباره سفرش را ادامه بدهد و این اتفاق برای خودم در سفر جونز افتاد که میخواهم این تجربه را در اختیار افرادی قرار بدهم که در سفر جونز هستند. یک جایی پیش خودم میگفتم که چرا مدتی است که وزن من مدام بالا و پایین میرود؟ نگاه کردم و دیدم که من یک پارامتر را درست انجام نمیدهم و شبها دیر میخوابم، زمان خوابم منظم نبود. برگشتم روی خودم کار کرده و خوابم را تنظیم کردم تا اینکه توانستم به پایان نقطه برسم؛ هرچند که پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.
چند سال پیش یک مصاحبهای از آقای مهندس در یکی از شبکههای تلویزیونی گرفته بودند که نمیدانم شبکه یک یا دو بود که از ایشان پرسیدند چرا کشف متد DST را ثبت نمیکنید؟ میدانید که تمام کشفیات و مقالاتی که هر شخصی انجام میدهد به اسم آن شخص ثبت شده و میماند. از آقای مهندس پرسیدند که چرا این موضوع را ثبت نمیکنید که شاید بعدها یک نفر دیگر نیاید و این مطلب را به اسم خودش ثبت کند؟ آقای مهندس خیلی جواب قشنگی داده بودند؛ گفته بودند که برای من مهم نیست که به اسم چه کسی این مطلب ثبت بشود؛ اینکه یک شخصی بیاید و به درمان و رهایی برسد؛ برای من مهم و شیرین است. این بخششی که آقای مهندس برای چنین متدی انجام دادند، برای من خیلی قشنگ بود. ما اشخاصی که در لژیون سردار مینشینیم چه میتوانیم بگوییم؟ به نظر من بخشش مالی که ما انجام میدهیم در برابر بخششی که آقای مهندس انجام دادهاند؛ اصلاً هیچ چیزی نیست و اصلاً به چشم نمیآید. اینکه چنین بزرگ مردی توانستند که اینگونه ببخشند که بهواسطه آن بخشش ما به رهایی برسیم. همه ماهایی که روی صندلیهای کنگره نشستهایم، یک زمانی خیلی کینه و نفرت در دل خودمان داشتیم و نمیتوانستیم مسافرمان را ببخشیم و بهواسطه آن خودمان را هم نمیتوانستیم ببخشیم و این اتفاق برای خودم افتاده بود. وقتی وارد کنگره شدم، اوایل سفرم خیلی منیت داشتم و به مسافرم میگفتم که تو مواد مصرف کردی؛ چرا من کنگره بروم؟ باید خودت بروی و درمان شوی، به من هم ربطی ندارد؛ ولی آن جایی که خودت و مسافرت را میبخشی و وارد کنگره شده و به واسطه ورودت به کنگره، وارد لژیون سردار میشوی، نقطه حرکتی برایت میشود؛ چون بخشش را انجام دادهای و وقتی توانستیم از آن نقطه عبور کنیم؛ قطعاً از لژیون سردار و از تکتک بخششهایی که در لژیون سردار برایمان اتفاق میافتد، میتوانیم عبور کنیم؛ شخصی که یک میلیون تومان واریز میکند، سال بعد قطعاً میتواند شش میلیون واریز کند و این اتفاقی است که برای خودم افتاده و مطمئن هستم که برای تکتک شما هم افتاده است؛ چون یک گرهای از زندگیت باز میشود. من در لژیون سردار همیشه طمع کردم که ببینم این بار قرار است چه چیزی گیر من بیاید. با گرههایی که در جایگاه دنوری برایم باز شد، حالا در جایگاه پهلوانی چه اتفاقی برای من میافتد؟ وقتی وارد لژیون سردار میشویم، یک جورایی تشنه میشویم. خود من تشنهتر شدهام و میدانم که این اتفاق برایم بیشتر رقم میخورد. همانطوری که عشق جایگاه دنوری، پهلوانی و نشانی در بینشانی در دل خیلی از ما هست و تشنه هستیم. اشخاصی که تشنه خدمتهای کنگره میشوند؛ برای رسیدن به جایگاهها خیلی تقلا میکنند و خدمت برایشان شیرین است و آنجا نقطه رشد افراد میشود. خیلی ممنونم از همه شما که امروز به من اجازه خدمت دادید.
تایپیست: همسفر ترانه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
2