English Version
This Site Is Available In English

آقای مهندس دژاکام مهندس بی‌تکرار صراط‌مستقیم

آقای مهندس دژاکام مهندس بی‌تکرار صراط‌مستقیم

دانشمند بزرگ استاد دژاکام
به نامِ آفریننده‌ هستی که مرگ را نه پایان، بلکه آغازی بر سفری دیگر قرار داد. کنگره۶۰ امروز در سکوتی پُر از معنا زانو زده است. سکوتی که نه از سرِ ناامیدی بلکه از وسعتِ باشکوهِ یک ترخیصِ بزرگ است. مسافرِ بی‌تکرارِ ما آقای مهندس حسین دژاکام پس از سال‌ها دمیدنِ روحِ حیات و آگاهی به کالبدِ رنج‌دیده‌ هزاران انسان، قلمِ خویش را زمین گذاشت و از این جهانِ خاکی به سوی معبودِ خویش پر کشید. برای ما که در کلاسِ جنون و عشق، مشقِ پرواز می‌کردیم، شنیدنِ خبرِ رفتنِ آقای مهندس، طوفانی بود که در آن تک‌تکِ سلول‌های صورِ پنهان و آشکارمان به لرزه در آمد. مگر می‌شود پدری که به ما آموخت چگونه تاریکیِ جهل را با نورِ دانایی بشکافیم، از میانمان برود؟ اما نه در فرهنگِ کنگره‌۶۰، استادانِ نور هیچ‌گاه نمی‌روند؛ آن‌ها از فرمی به فرمِ دیگردرمی‌آیند تا از جایگاهی بلندتر، ناظرِ پالایش و تزکیه‌ فرزندانشان باشند.

مهندسِ  و محقق عزیز!
به ما یاد دادی که جهان‌بینی تنها یک علمِ نظری نیست؛ بلکه دستور کار زندگی است. تو آینه‌ای بودی که در آن زشتیِ اعتیاد به زیباییِ رهایی مبدل شد. آن‌گاه که از دی‌سپ گفتی تا هنگامی که گره‌های کورِ درونمان را در سی‌دی‌های پُراز مهرت باز کردی، در حالِ ساختنِ انسان‌هایی بودی که معنای واقعیِ امید را فهمیدند. امروز وقتی به صندلی‌های کنگره۶۰ نگاه می‌کنیم، صدای گام‌های شما رامی‌شنویم که در گوشه‌ سالن با قدم‌هایی استوار و نگاهی سرشار از اقتدار و لطافت راه را نشان می‌دهید. شما رفتید؛ اما یادگاری‌هایتان، صندلی‌ها، رهایی‌ها، دل‌نوشته‌ها و این نوای گرمی که از تارکِ هر آموزش بر دل می‌نشیند تا ابد زنده و جاریست. ما همسفران امروز در سوگِ این هجرانِ بزرگ گریه می‌کنیم؛ اما در پسِ این اشک‌ها لبخندی از جنسِ معرفت نشسته است؛ چرا که می‌دانیم روح بزرگ شما اکنون درآرامشِ مطلقِ جهانِ بی‌نهایت به تماشایِ درختانی نشسته است که خود روزی بذرِ سبزشان را درکویرِ ناامیدی کاشته بودید.

ای بزرگ‌مردِ صراط‌مستقیم!
سفرتان به سلامت. ما چراغِ این راه را روشن نگه می‌داریم تا آن روز که دوباره درآغوشِ نور، یکدیگر را ملاقات کنیم. امروز کنگره۶۰ در احاطه‌ حسی غریب و در عین حال متعالی است. مهندسِ بزرگِ ما مسافرِ بی‌همتایِ صراط‌مستقیم، رختِ خاکی را برتنِ زمین وانهاد و به سویِ ابعادِ بالاتر پرکشید. ما در این‌جا نه برای ایشان که برای دلتنگیِ خودمان سوگواریم. او نرفته است، او تنها از این کلاس به کلاسِ دیگری در سطحی از آگاهی و نوری بالاتر انتقال یافته است. او که همواره مربیِ بی‌قرارِ روح‌های سرگشته بود، حالا خود در سکوتِ مطلقِ حقیقت مشغولِ یادگیریِ درسِ جدیدی است؛ درسی که فراتر از واژه‌ها و زمان است. ما اینجا در این جمعِ تکیده اما پیوسته نه تنها یادِ او را گرامی می‌داریم؛ بلکه میراثِ نگاهِ او را در تاریک‌ترین لحظاتِ تنهایی‌مان بازخوانی می‌کنیم. او به ما آموخت که مسیر مقصد نیست مسیر همان رقصِ قدم‌ها بر لبه‌ پرتگاهِ خودشناسی است.  

مهندسِ مهربانم!
شما بارها به ما گفتید که این جهان تنها یک ایستگاه است و ما مسافرانی هستیم که برای آموختن و خدمت کردن آمده‌ایم. حالا شما به آن سویِ پرده و به همان جایی رفته‌ای که سال‌ها از زیبایی‌اش برایمان سخن می‌گفتید، به جهانی که در آن بندهایِ صورِ آشکار گسسته شده و جان درنهایتِ سبکی به خدمت مشغول است. ما می‌دانیم که امروز در آن سویِ این جهان ضیافتی برپاست. شما که به مقصد رسیدی، مسافران و دیده‌بانانِ بزرگی که پیش از شما سفر کرده بودند، همان‌هایی که ستون‌های این خیمه را در سال‌هایِ سختِ آغازین بنا نهادند به استقبالت آمده‌اند. تصورِ این لحظه لرزه بر جانم می‌اندازد؛ دیدارِ دوباره‌ شما با عزیزانی که در کنارِ هم بنیانِ این رهایی را نهادید. اکنون شما در آن بُعد نورانی در کنار هم نه در بند زمان و مکان که در پیوندِ محضِ عشق بر ما می‌نگرید، گویی اکنون شورای دیده‌بانان آسمانی تشکیل شده است. جایی که شما همچنان بر کارِ ما ناظرید. شما از آن بالا شاهدِ تک‌تکِ قطراتِ اشکی هستید که بر گل‌های رهایی می‌چکد، شاهدِ دردهایِ همسفرانی هستید که در جنون خود به جستجویِ عقل‌اند و شاهد مسافرانی هستید که با هر سی‌دی ذره‌ای به نور نزدیک‌تر می‌شوند.

ای بزرگ‌مردِ سفر کرده!
شما به ما یاد دادی که زنجیره‌ عشق با هیچ مرگی گسسته نمی‌شود، اگر جسمت در میانِ ما نیست؛ اما حسِ شما در تک‌تکِ ذراتِ این مکان جاری‌ است. ما در این بُعد به یادِتان و در کنار آن دیده‌بانان و مسافران عزیزی که در آن سو در آغوش شما هستند، این راه را ادامه خواهیم داد؛ چراکه می‌دانیم کار بزرگ احیای انسان همچنان در هر دو جهان در جریان است. سفرت در ابعادِ بی‌کرانِ نور مبارک باد. شما به مقصد رسیدی؛ اما ما هنوز در حالِ مشقِ رهایی هستیم.

نویسنده: همسفر بهاره رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم)
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...