دیدمت رفتی و داغت جگرم را سوزاند
فکر بیهمسفری با تو سرم را سوزاند
من گنجشک کجا؟ طاقت پروانه کجا؟
خواستم گرم شوم، شعله پرم را سوزاند
بزرگ مرد، دانشمند! چه بیصدا و به یکباره رفتید و تنهایمان گذاشتید، چه زود رفتید! داغ تو برای قلب کوچک من خیلی بزرگ است. استادم، آموزگارم! همیشه و همیشه جای این زخم در گوشه قلبم خواهد ماند. هیچوقت فراموش نخواهم کرد زحماتتان را، دستاوردهایتان را، تلاشهای بیچشمداشت و شبانهروزیتان برای کشف متد DST، درمان سیگار، درمان بیمایهای لاعلاج، درمان چاقی، کتابها و سیدیهای آموزشی که برای من و نسلهای بعد از من به ارمغان گذاشتید.
هرگز فراموش نخواهم کرد که چه نفسهایی با کمک شما احیا شدند، چه خانوادههای از هم پاشیدهای که به لطف کشفیات شما دوباره و از نو دور هم جمع شدند، چه فرزندانی که گرمی آغوش پدر را حس کردند و چه مادرانی که شاهد دوباره احیاء شدن فرزندانشان شدند.
من اگر سالها در بهترین دانشگاههای دنیا درس میخواندم و اگر صدها جلد کتاب میخواندم به این اندازه به درک، فهم و آگاهی نمیرسیدم، آموزشهای شما مرا دوباره به زندگی و ادامه راه امیدوار کرد. شما بودید که به من آموختید در بدترین شرایط زندگی به خدا امید داشته باشم. استاد عزیزم از اینکه احیا شدن انسانهای دردمند را به آبروی خانودگیتان ترجیح دادید از شما سپاسگزارم و همیشه و تا آخر عمر مدیون دستاوردهای شما هستم.
آخر چگونه میشود فراموش کرد زحمات مردی را که شبها و روزها در تلاش بود تا راه درمانی برای انسانهای دردمند پیدا کند؟ واقعا از خودگذشتگی مردی که راهها را بر خود ناهموار کرد تا مسیر و راه درمان برای انسانهایی که از بیماری خود عاجز بودند پیدا شود ستودنی است.
مهندس عزیز، پدر دوست داشتنیام! یاد و خاطرهات همیشه و همیشه در قلبم زنده خواهد ماند؛ برای اینکه خودتان به من آموختید: «مردن عشق است و دوباره زنده شدن عشق»، شما به من آموختید مرگ پایان زندگی نیست. با اینکه در غمتان بسیار اندوهگین هستم؛ اما بهواسطه آموزشهایی که از شما گرفتهام، سعی خواهم کرد قوی و قدرتمند باشم، با وجودیکه همیشه غم از دست دادنتان را در گوشه قلبم دارم سعی میکنم اگر صد بار هم زمین خوردم بلند شوم و به مسیرم ادامه دهم و بگویم استادم مهندس حسین دژاکام به من یاد داده است «درختان ایستاده میمیرند.»
از خداوند میخواهم که به زودی کنگره۶۰ جهانی شود و صدای کشفیات بزرگمردی به نام مهندس حسین دژاکام به گوش همه انسانها برسد تا همه بدانند این دانشمند چقدر برای ما و نسلهای بعد از ما زحمت کشید، صدای این متد به گوش دنیا برسد که در کنگره۶۰ اعتیاد به معنای واقعی و برای همیشه درمان میشود. از خداوند میخواهم روح این دانشمند همیشه در آرامش باشد.
نویسنده: همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر بهار (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر بهار (لژیون اول)
عکاس: همسفر رویا رهجوی راهنما سعیده (لژیون هشتم)
ارسال: راهنما همسفر ثریا (لژیون هفتم)، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
140