English Version
This Site Is Available In English

داروی OT تنها با روش DST درمان را ممکن می سازد

داروی OT تنها با روش DST درمان را ممکن می سازد

جلسه سوم از دور یازدهم سری کارگاه های آموزشی کنگره ۶۰ ویژه مسافرین پرند با دستور جلسه " بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای ایشان ( کتابها ) " و با ٱستادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر بهنام و نگهبانی مسافر حجت و دبیری مسافر عباس در روز چهارشنبه مورخه ۲۹ مهر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

 

سخنان ٱستاد :

 

سلام دوستان، بهنام هستم مسافر.

قبل از هر چیز، از ایجنت محترم و گروه مرزبانی نهایت تقدیر و تشکر را دارم که به من اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. همچنین از بچه‌هایی که در آشپزخانه مشغول کار هستند و نذری می‌پزند، نهایت تقدیر و تشکر را دارم.

در مورد دستور جلسه بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان، به نظر من هر کسی که پا به عرصه جهان هستی می‌گذارد، مأموریتی دارد و رسالتی بر عهده اوست. فکر می‌کنم آقای مهندس به این دلیل که رسالتشان در این جهان هستی به پایان رسیده بود، به جهان دیگری، به بُعد دیگری سفر کردند. شاید در جهان دیگر بیشتر از این جهان به وجود آقای مهندس احتیاج داشتند.

زمانی که آقای مهندس سکته کردند، گفته بودند که کارهای نیمه‌تمام زیادی دارند؛ چون در آن زمان خودشان هنوز مصرف‌کننده سیگار بودند و درمان سیگارشان را به پایان نرسانده بودند. در مورد چاقی هم که کل دنیا در درمان آن مانده بود، هنوز راه درمان مشخصی پیدا نکرده بودند. فکر می‌کنم سال ۹۲ بود که آمدند و راه درمان سیگار را پیدا کردند و بعد از آن هم راه درمان چاقی را پیدا کردند.

الان در کنگره ۶۰ بالای صد هزار نفر درمان‌شده داریم و به نظر من در کل دنیا نمونه‌ای مانند کنگره ۶۰ با این تعداد افراد درمان‌شده وجود ندارد. آقای مهندس روی سه موضوع اعتیاد، چاقی و سرطان‌ها خیلی کار کردند.

در کل دنیا، هر جا را که نگاه کنید، می‌گویند اعتیاد یک بیماری لاعلاج، پیش‌رونده و کشنده است؛ ولی آقای مهندس آمدند و صورت مسئله اعتیاد را شکافتند. در کنگره ۶۰، اگر کسی بخواهد درمان شود، در مدت ده ماه به درمان می‌رسد. در مورد چاقی و سیگار هم همین‌طور است و تفاوتی نمی‌کند.

آقای مهندس شربت OT را برای ما به ارمغان آوردند و فرمودند که شربت OT در کنار روش DST به درمان ختم می‌شود. شربت OT بدون روش DST، آنتی‌ایکس محسوب می‌شود. الان خیلی‌ها که وارد کنگره می‌شوند، مصرف شربت OT را آغاز می‌کنند؛ ولی اگر این شربت را به روش DST و تحت فرمان راهنما مصرف کنند، در نهایت به درمان می‌رسند.

راهنمای گران‌قدر من، آقا مهدی، همیشه می‌گفتند: «بروید خدا را شکر کنید که در عصری زندگی می‌کنید و در عصری وارد کنگره شده‌اید که خود آقای مهندس حضور دارند.»

شاید اگر آقای مهندس نبودند، منِ بهنام هم امروز در این دنیا نبودم؛ چون روزی دوازده قرص را به‌صورت هم‌زمان مصرف می‌کردم، روزی پانزده گرم مواد مصرف می‌کردم و روزی دو بسته سیگار هم می‌کشیدم. همیشه هم حالم خراب بود.

اما از زمانی که وارد کنگره شدم، سفرم را درست انجام دادم و شروع به خدمت کردن کردم، دیدم تمام مشکلاتی که داشتم، به‌واسطه همین خدمت کردن، به‌واسطه به‌موقع آمدن، سر ساعت حاضر شدن و سی‌دی نوشتن، روزبه‌روز برطرف می‌شوند. من نهایت تقدیر و تشکر را از آقای مهندس و خانواده محترمشان دارم که همیشه به ما لطف داشته‌اند.

واقعاً از استاد امین و خانواده محترمشان هم تشکر می‌کنم. از مقالات و دستاوردهای ایشان، از جمله در مورد سرطان‌ها، صحبت‌های زیادی شنیده‌ایم. همچنین در مورد روش DST و دی‌ساپ یا همان D-SAP، در زمان کرونا که کل دنیا درگیر این موضوع بود، در کنگره ۶۰ جلسات برگزار می‌شد. البته من این موضوع را از تجربه و برداشتی که در آن زمان داشتم بیان می‌کنم. در آن دوران، در کنگره درباره دی‌ساپ صحبت می‌شد و آقای مهندس هم در مورد آن مطالبی مطرح می‌کردند. من همیشه از این دستاوردها و تلاش‌هایی که در کنگره انجام شده است، آموزش گرفته‌ام.

خدا را شکر می‌کنم که در چنین عصری وارد کنگره شدم و توانستم درمان شوم؛ زمانی که آقای مهندس حضور داشتند و من رهایی‌ام را از دستان ایشان گرفتم. بعد از آن هم شال راهنمای تازه‌واردین و شال پهلوانی را دریافت کردم.

همیشه سعی کرده‌ام خدمتگزار باشم. از زمانی هم که رها شدم، با خودم عهد بستم که تا جایی که توان دارم، برای خدمت کردن حاضر باشم؛ چه از نظر مالی و چه از نظر جانی، فرقی نمی‌کند.

فکر می‌کنم حدود بیست ماه در بخش نشریات خدمت کردم. اوایل، زمانی که در رباط‌کریم رها شدم، دو سه ماهی در نشریات رباط‌کریم بودم. بعد به شعبه پرند آمدم. هفته‌ای یک بار برای آوردن وسایل نشریات به آنجا می‌رفتیم.

من هفته‌ای دو یا سه بار به روبه‌روی دفتر آقای مهندس، جایی که نشریات بود، می‌رفتم. دلیلش این بود که آقای مهندس را ببینم و از حضورشان انرژی بگیرم. آقای قدیری به من می‌گفتند: «برای چه می‌آیی؟ چه کار داری که هر هفته سه بار می‌آیی؟» من هم می‌گفتم: «یک روز برای کارت عضویتم می‌آیم و یک روز هم برای نشریات.»

اما واقعیت این بود که بیشتر می‌رفتم تا آقای مهندس را ببینم؛ چون واقعاً از ایشان انرژی می‌گرفتم.

من همیشه امیدوارم که بتوانم راه آقای مهندس را ادامه بدهم، در مسیر کنگره بمانم و تا جایی که توان دارم خدمتگزار باشم.

ممنونم که به مشارکت من گوش کردید.

 

مراسم اطعام بزرگداشت جناب آقای مهندس 

 

 

تایپ، تنظیم و بارگزاری : مسافر میلاد و مسافر یوسف ( لژیون دوم)

 

مرزبان خبری : مسافر مجید 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...