امروز جلسه پنجم از دوره دوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی در نمایندگی حسنآباد با استادی راهنمای تازهواردین مسافر حجت، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان و کتابها» در تاریخ چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵ ساعت ١۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان حجت هستم مسافر. خدا را شکر میکنم که این فرصت را دارم تا در اینجا آموزش بگیرم و خدمت کنم. از آقا جعفر عزیز، گروه مرزبانی و نگهبان جلسه تشکر میکنم. امروز هم میخواهم به موضوعی اشاره کنم که برای خودم اهمیت زیادی دارد. من قبلاً علاقه زیادی به حضور در مجالس روضه داشتم. یک روز واعظی درباره پیامبران صحبت میکرد و توضیح میداد که میان آنها تفاوتهایی وجود دارد؛ بعضی از پیامبران به دلیل محبت و عشق فراوانشان به خداوند به این جایگاه رسیدهاند و برخی دیگر، علاوه بر محبتی که به خداوند داشتند، از محبت ویژه خداوند نیز برخوردار بودند. این صحبت همیشه در ذهن من باقی مانده است و امروز میخواهم از همین زاویه به موضوعی اشاره کنم که به آقا جعفر و آقا مهدی عزیز مربوط میشود.
آقای مهندس به بعضی از افراد محبت ویژهای داشتند و آقا جعفر و آقا مهدی از جمله کسانی بودند که مهندس به آنها علاقه زیادی داشت و برایشان احترام ویژهای قائل بود. این موضوع را از نزدیک دیدهام و خود این عزیزان نیز میدانند که درباره چه چیزی صحبت میکنم. آنها از افراد نزدیک به مهندس بودند و این نزدیکی را میشد در رفتار و ارتباطشان مشاهده کرد. به همین دلیل، من نیز احترام زیادی برای آقا مهدی و آقا جعفر قائلم، چون باور دارم مهندس ویژگیها و تواناییهایی را در وجود این عزیزان دیده بود که باعث شده بود چنین جایگاهی نزد ایشان داشته باشند. هر بار که به آنها تسلیت میگویم، از صمیم قلب این کار را میکنم، چون میدانم تحمل چنین فقدانی برای این افراد چقدر دشوار است. خدا را شکر میکنم که فرصت داشتم از نزدیک شاهد ارتباط و صمیمیت این عزیزان با مهندس باشم. به جرئت میتوانم بگویم آقا مهدی و آقا جعفر از جمله افرادی بودند که به گفتار مهندس احترام میگذاشتند و اصول و آموزشهای ایشان را در رفتار خود رعایت میکردند.
امروز که مهندس در میان ما نیستند به این موضوع فکر میکنم که چگونه باید مسیر خود را ادامه دهیم و از دستاوردهای ایشان بهره ببریم. در این جلسه، علاوه بر اینکه باید به سخنان استاد امین گوش کنیم و آنها را به خاطر بسپاریم، سفر اولیها که ارتباط مستقیم کمتری با بعضی از مسائل دارند، باید به رفتار، گفتار و آموزشهای راهنمای خود نیز توجه ویژهای داشته باشند. ما در حسنآباد دو راهنما داریم که به قول یکی از دوستان، دو وزنه سنگین هستند و لازم است با تمام وجود به صحبتهای آنها گوش کنیم و از آموزشهایشان بهره ببریم. من زمانی که آقای مهندس فوت کردند، همزمان عمویم را نیز از دست داده بودم و به همین دلیل نتوانستم برای حضور بر سر مزار ایشان بروم. قصد داشتم در مراسم ایشان در عبدلآباد شرکت کنم، اما زمانی که برای رفتن آماده میشدم، مهمانانی برای عرض تسلیت به خانه ما آمدند و مجبور شدم بازگردم. با این حال، روز دوشنبه تصمیم گرفتم برای حضور در مراسم بروم. از آقا مهدی پرسیدم چه ساعتی باید آنجا باشم و ایشان گفتند ساعت یک، اما تأکید کردند که ساعت دوازده و نیم آنجا حضور داشته باشم. وقتی به خانه رسیدم، ماشینم در دسترس نبود. از پسرم پرسیدم چه ساعتی برمیگردد و متوجه شدم حدود ساعت دو و نیم خواهد آمد. به همسفرم گفتم که آقا مهدی تأکید کردهاند ساعت دوازده و نیم آنجا باشم و من باید به موقع خودم را برسانم. بنابراین، با وانت به راه افتادم و خودم را به محل مراسم رساندم، بدون اینکه بدانم قرار است چه اتفاقی بیفتد.
وقتی به آنجا رسیدم، هر کمکی که از دستم برمیآمد انجام دادم. یکی از دوستان از من خواست که دم در بایستم و مراقب رفتوآمد ماشینها باشم تا کسی آنجا پارک نکند و مشکلی پیش نیاید. من هم این کار را انجام دادم تا اینکه مراسم به پایان رسید. پس از اتمام مراسم، تصمیم گرفتم از آقا مهدی اجازه بگیرم و به خانه برگردم. ایشان در آن لحظه با دیدهبان آقا عبدالله صحبت میکردند که ناگهان گفتند به یک وانت نیاز داریم تا گلها را به محل مزار ببرد. من با شنیدن این حرف متوجه شدم که قرار است با همان وانت گلها را منتقل کنیم. برایم بسیار عجیب بود، چون اصلاً تصور نمیکردم چنین اتفاقی بیفتد. با خودم فکر کردم که اگر کسی به من میگفت برای مهندس گل ببریم، حتی اگر لازم بود تا آبادان هم میرفتم. همان لحظه با خودم گفتم خدایا، ببین چگونه شرایط رقم خورد؛ من نتوانستم در مراسم تشییع حضور داشته باشم، اما امروز فرصتی فراهم شد تا به شکلی دیگر خدمت کنم و گلها را با وسیله نقلیه خود به محل مزار مهندس ببریم. برای من این اتفاق معنای خاصی داشت و احساس میکردم فرصتی فراهم شده است تا کاری را که از قبل نتوانسته بودم انجام دهم به شکل دیگری به انجام برسانم.
وقتی به مزار مهندس رسیدیم، حالوهوای معنوی بسیار خوبی را تجربه کردم. آقا مهدی عزیز نیز در آنجا حضور داشتند و فضای آن لحظات برای من چنان تأثیرگذار بود که فکر نمیکنم حتی اگر در روز تشییع حضور پیدا کرده بودم، چنین احساسی را تجربه میکردم. این اتفاق برای من یادآور اهمیت قرار گرفتن در مسیر آموزش و عمل کردن به صحبتهای راهنما بود. آقا مهدی بهخوبی میدانند که من از ابتدای سفرم، هر آنچه راهنمایم گفته است تا جایی که توانستهام بدون کموکاست انجام دادهام. شاید در زندگی به تمام صحبتهای پدر و مادرم گوش نکرده باشم، اما حرف راهنمایم را با جان و دل پذیرفتهام و تلاش کردهام به آن عمل کنم. امروز هم همین مسیر را ادامه میدهم و برایم تفاوتی ندارد که انجام یک کار آسان باشد یا دشوار؛ اگر راهنمایم چیزی را لازم بداند، تلاش میکنم قدم در آن مسیر بگذارم. تا امروز نیز به لطف خدا توانستهام در این راه حرکت کنم و نتیجه بگیرم. به نظر من، یکی از مهمترین مسائلی که باید از دستاوردهای مهندس درباره آن صحبت کنیم و به زندگی خودمان نیز ارتباط دارد، جایگاه همسفر است. من میخواهم این موضوع را بر اساس تجربه شخصی خودم بیان کنم، زیرا به جرئت میتوانم بگویم اگر همسفر نداشتم، به هیچ عنوان امروز در کنگره حضور نداشتم.
یکی از دستاوردهای ارزشمند مهندس، ساختاری است که برای حضور همسفران در کنگره در نظر گرفته شده است؛ ساختاری که باعث میشود مسافر در کنار همسفر خود از آموزشها بهرهمند شود و مسیر درمان را با همراهی و حمایت بیشتری ادامه دهد. من بر اساس تجربه خود باور دارم که حضور همسفر نقش بسیار مهمی در ماندگاری افراد در کنگره دارد. افرادی را میشناسم که از کنگره خارج شده بودند، اما پس از گذشت پنج سال، مسافرشان دوباره به کنگره بازگشته است و یکی از عوامل مهم این بازگشت، حضور همسفر و ارتباط او با کنگره بوده است. این موضوع نشان میدهد که آموزشهای همسفران و ساختار شکلگرفته برای آنها تا چه اندازه میتواند در ادامه مسیر مسافران تأثیرگذار باشد. من آنقدر در زمینه دستاوردهای علمی مهندس تخصص ندارم که بخواهم درباره تمام ابعاد آنها صحبت کنم، اما همین ساختار ارزشمند همسفران و فرصتی که برای حضور و استفاده از آموزشهای کنگره فراهم شده است، برای من دستاوردی بسیار بزرگ محسوب میشود. به همین دلیل از مهندس و خانواده محترم ایشان بابت تمام زحمات و تلاشهایی که برای شکلگیری و گسترش این ساختار انجام دادهاند، صمیمانه قدردانی میکنم. امیدوارم بتوانم با عمل به آموزشها و قدر دانستن این فرصت ارزشمند از دستاوردهای ایشان را به بهترین شکل بهره ببرم و در مسیر خود ثابتقدم بمانم.
در ادامه تصاویری از طبخ و توضیع غذا در نمایندگی حسنآباد به مناسبت گرامیداشت آقای مهندس حسین دژاکام




تایپ و ویرایش: مسافر مجید
عکاس: مسافر مجید
ارسال: مرزبان خبری مسافر حسن
مسافران نمایندگی حسنآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
15