English Version
This Site Is Available In English

مسیر بی‌نهایت خودشناسی در کنگره ۶۰.

مسیر بی‌نهایت خودشناسی در کنگره ۶۰.

سیزدهمین جلسه از دوره هشتاد و پنجم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی شادآباد با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان(کتاب)» با استادی راهنمای محترم مسافر  روح الله، نگهبانی مسافر امیرحسین و دبیری مسافر علیرضا در روز چهارشنبه مورخ 29 مهر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، روح الله هستم، یک مسافر.
خدا را شکر می‌کنم که امروز این افتخار نصیب من شده است تا در این جایگاه حضور داشته باشم تا خدمت کنم . از ایجنت محترم و مرزبانان عزیز  تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار بنده قرار دادند.
خیرمقدم عرض می‌کنم خدمت دیده‌بان محترم، جناب آقای خان، کلنل سهیلی، و همچنین پیشکسوتان عزیز  به‌ویژه جناب آقای رضوانی.
امیدوارم بتوانم در این جلسه حق مطلب را ادا کنم؛ هرچند صحبت کردن درباره جناب آقای مهندس و دستاوردهای ارزشمند ایشان، کار بسیار دشواری است.
این چند روز با خودم فکر می‌کردم که درباره ایشان چه بگویم. حتی سعی کردم یادداشت‌برداری کنم و موضوعاتی را که به ذهنم می‌رسید، بنویسم؛ اما هرچه بیشتر فکر کردم، بیشتر متوجه شدم که عظمت این موضوع در کلام نمی‌گنجد.
در همین افکار بودم که به یاد اولین سال رهایی‌ام افتادم. در جشن تولدم شعری از حضرت مولانا خواندم که فکر می‌کنم هنوز هم ارتباط عمیقی با حال و هوای آن روزهای من دارد:
«روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود؟
به کجا می‌روم آخر، ننمایی وطنم»
وقتی به این ابیات فکر می‌کنم، به یاد پرسش‌هایی می‌افتم که از همان سال‌های ابتدایی حضورم در کنگره ذهن مرا به خود مشغول کرده بودند.
اینکه من کیستم؟ از کجا آمده‌ام؟ برای چه آمده‌ام و قرار است به کجا برسم؟
به نظر من، این‌ها از اساسی‌ترین پرسش‌هایی هستند که هر انسانی ممکن است در طول زندگی با آن‌ها روبه‌رو شود. من هم از این قاعده مستثنا نبودم. همیشه این پرسش‌ها برایم بزرگ، پیچیده و گنگ بودند؛ چون پاسخ روشنی برای آن‌ها پیدا نمی‌کردم.
اما امروز می‌توانم بگویم که یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای حضورم در کنگره ۶۰، رسیدن به پاسخ بسیاری از همین پرسش‌ها بوده است.
و اینجاست که اهمیت علم، دانش، تفکر و دستاوردهای جناب آقای مهندس برای من روشن‌تر می‌شود.
اگر قرار بود بخواهم پاسخ این پرسش‌ها را در مسیرهای دیگری پیدا کنم، شاید سالیان بسیار زیادی زمان نیاز داشتم؛ اما در کنگره ۶۰ با مفاهیمی آشنا شدم که توانستم به کمک آن‌ها، شناخت بهتری از خودم، زندگی‌ام و مسیری که در آن قرار دارم، پیدا کنم.
به همین دلیل، خودم را مدیون جناب آقای مهندس می‌دانم.
من به کنگره آمدم تا اعتیادم را ترک کنم، اما در این مسیر با مفهومی بسیار عمیق‌تر آشنا شدم: درمان، تعادل و حرکت به‌سوی شناخت خویشتن.
من آمده بودم تا از یک مشکل رها شوم، اما به مسیری رسیدم که در آن می‌توانم هر روز بیشتر خودم را بشناسم، رفتارهایم را اصلاح کنم و به تعادل نزدیک‌تر شوم.
این دستاورد را حاصل سال‌ها تلاش، تفکر و پژوهش جناب آقای مهندس می‌دانم؛ تلاش‌هایی که نتیجه آن، انتقال مفاهیم بنیادین به زبانی ساده، روان و قابل‌فهم برای مسافران، همسفران و رهجویان است.
یکی از ویژگی‌های ارزشمند ایشان، توانایی بیان مسائل پیچیده به ساده‌ترین شکل ممکن است. ایشان مفاهیم را تجزیه‌وتحلیل می‌کنند و بدون پیچیدگی‌های غیرضروری، در اختیار ما قرار می‌دهند تا هرکدام از ما، متناسب با ظرفیت و توانایی خود، بتوانیم از این آموزش‌ها بهره ببریم.
من شاید دانش زیادی نداشته باشم، اما به لطف همین آموزش‌های ساده و عمیق، می‌توانم مفاهیمی را درک کنم که پیش از این برایم دست‌نیافتنی بودند.
امروز وقتی به زندگی خودم نگاه می‌کنم، وقتی می‌بینم در کنار خانواده‌ام هستم و به‌تدریج به آرامش و تعادل بیشتری می‌رسم، خدا را شکر می‌کنم. که در کنگره ۶۰ حضور دارم، با جناب آقای مهندس آشنا شده‌ام و این فرصت را داشته‌ام که ایشان را از نزدیک ببینم، در آغوش بگیرم، ببوسم و با ایشان هم‌کلام شوم.
حتی خاطره‌ای از ایشان دارم که هنوز در ذهنم باقی مانده است.
به یاد دارم روزی خدمت ایشان رسیدم و گفتم که شعری برایشان دارم و دوست دارم آن را بخوانم. ایشان به من فرمودند که چهارشنبه به دفترشان بروم و شعر را آنجا بخوانم؛ اما متأسفانه غفلت کردم و این فرصت از دستم رفت.
شاید آن اتفاق برای دیگران موضوع کوچکی باشد، اما برای من یادآور این حقیقت است که گاهی فرصت‌هایی در زندگی در اختیار ما قرار می‌گیرند که باید قدرشان را بدانیم و از آن‌ها به بهترین شکل استفاده کنیم.

امروز شکرگزارم که این فرصت را دارم تا در محضر شما باشم، در فضای کنگره نفس بکشم و از آموزش‌هایی بهره‌مند شوم که مسیر زندگی مرا تغییر داده‌اند.
من این شکرگزاری را فقط در کلام نمی‌بینم؛ بلکه تلاش می‌کنم نتیجه آن را در زندگی روزمره‌ام، در رفتارم با خانواده‌ام و در حرکت به‌سوی تعادل نشان دهم.
به باور من، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای آموزش‌های کنگره این است که انسان بتواند در کنار خانواده خود، آرامش بیشتری تجربه کند و به‌جای حرکت در مسیر تخریب، به سمت سازندگی و روشنایی حرکت کند.
و این مسیر برای من با مطالعه کتاب‌ها، نوشتارها و آشنایی با افکار و اندیشه‌های جناب آقای مهندس روشن‌تر شده است.
من امروز کتاب‌ها و نوشتارهای ایشان را صرفاً مطالبی برای خواندن یا وسیله‌ای برای افزایش سرانه مطالعه نمی‌دانم.
این نوشتارها برای من مجموعه‌ای از نشانه‌ها و آدرس‌هایی هستند که می‌توانند مسیر حرکت انسان را از تاریکی به روشنایی مشخص کنند.
آدرس و نشانه‌ای که به من کمک می‌کند مسیر را پیدا کنم؛ اما پیمودن این مسیر، مسئولیتی است که بر عهده خود من قرار دارد.
من باید این آموزش‌ها را در زندگی‌ام کاربردی کنم. باید آن‌ها را از مرحله دانستن به مرحله عمل برسانم و اجازه بدهم که در رفتار، اندیشه و تصمیم‌های من تأثیر بگذارند.
زیرا صرف خواندن یک کتاب یا شنیدن یک آموزش، به‌تنهایی کافی نیست. ارزش واقعی آموزش زمانی مشخص می‌شود که بتوانیم آن را در زندگی خود به کار ببندیم و نتیجه آن را در تعادل، آرامش و رفتارمان ببینیم.
امیدوارم بتوانم در ادامه مسیر، از آموزش‌های کنگره به شکل شایسته‌ای استفاده کنم، به الگو و قالبی که جناب آقای مهندس ترسیم کرده‌اند نزدیک‌تر شوم و هر روز نسخه بهتری از خودم بسازم.
در پایان، از خداوند سپاسگزارم که فرصت حضور در کنگره ۶۰ و آشنایی با این مسیر را به من عطا کرد.
از جناب آقای مهندس برای تمام تلاش‌ها، آموزش‌ها و دستاوردهای ارزشمندشان تشکر می‌کنم و امیدوارم بتوانم با حرکت درست در مسیر درمان و تعادل، قدردانی خودم را در عمل نشان دهم.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، بسیار ممنونم.

مراسم اطعام بزرگداشت آقای مهندس دژاکام:

بارگزاری و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...