جلسه نهم از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران به نمایندگی اردبیل با استادی همسفر نرگس، نگهبانی همسفر هاجر و دبیری همسفر سارا با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس دژاکام و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)» روز دوشنبه 27 مهر ماه 1405 ساعت 15:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
پیش از هر چیز، فقدان آقای مهندس عزیز را به خانواده محترم ایشان و تمامی اعضای شعب کنگره ۶۰ تسلیت عرض میکنم.
در ابتدا، خداوند را شاکر هستم و افتخار میکنم که این توفیق را به من عطا کرد تا به رهایی برسم و رهایی خود را از دستان آقای مهندس عزیز دریافت کنم. این افتخار برای من همواره ارزشمند و فراموشنشدنی خواهد بود.
اگرچه جسم اقای مهندس از میان ما رفته است، اما اندیشههای ارزشمند، آموزشهای ماندگار و چراغی که ایشان در مسیر زندگی انسانها برافروختند، هرگز خاموش نخواهد شد. آنچه از ایشان به یادگار مانده، تنها مجموعهای از کتابها و آموزشها نیست؛ بلکه راهی روشن برای بازگشت انسان از تاریکی به سوی روشنایی، از ناآگاهی به سوی دانایی و از آشفتگی به سوی آرامش است.
آقای مهندس، استادی بودند که با عشق، علم، آگاهی و سالها تلاش، مسیری را پیش روی انسانها گشودند که در آن هزاران نفر آموختند با صبر، محبت، آموزش و حرکت میتوان از سختترین مسیرهای زندگی عبور کرد و دوباره زندگی را ساخت.
امروز در سوگ فقدان این بزرگمرد مینشینیم، اما باور دارم که ادامهدادن راه ایشان، خدمت به انسانها و کمک به رهایی انسانها از تاریکی، زیباترین شکل ادای احترام به مقام والای ایشان است. بذرهایی که اقای مهندس در دل ما کاشتند، همچنان جوانه میزنند و ثمره میدهند. به نظر من، بهترین ادای احترام به آقای مهندس، تنها اشک ریختن بر مزار ایشان نیست؛ بلکه ادامهدادن راهی است که به انسانها امید، آگاهی و فرصت دوبارهای برای زندگی میبخشد.
آقای مهندس به من آموختند که برای رسیدن به رهایی، باید سفر کنم؛ سفری از جهل به دانایی، از ناامیدی به امید، از آشفتگی به آرامش و از وابستگی به آزادی. این سفر، تنها تغییر شرایط بیرونی نیست، بلکه حرکتی عمیق در درون انسان است؛ حرکتی که بهتدریج نگرش، اندیشه و شیوه زندگی او را دگرگون میکند.
ما در آموزشهای جهانبینی آموختیم که پایان، پایان همهچیز نیست. این سخن ارزشمند آقای مهندس همواره در ذهن من باقی خواهد ماند که مهم نیست انسان چقدر عمر میکند، بلکه مهم این است که چگونه زندگی میکند. همچنین آموختیم که پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است. این نگرش به من یاد داد که هیچ پایانی را نباید به معنای نابودی همه فرصتها دانست؛ زیرا در دل هر پایان، میتوان آغاز تازهای را جستوجو کرد.
اقای مهندس به ما آموختند که سختیها نیامدهاند تا ما را از پا درآورند، بلکه میتوانند زمینهای برای ساختهشدن و رشد ما باشند. گاهی در وجود انسان تواناییهایی نهفته است که خودش نیز از آنها آگاهی ندارد و این دشواریها هستند که فرصت بیدارشدن و آشکارشدن آن تواناییها را فراهم میکنند. آموزشهای ایشان به من یاد داد که بهجای تسلیمشدن در برابر مشکلات، باید از آنها درس بگیرم و با صبر و آگاهی، مسیر خود را ادامه دهم.
آقای مهندس عزیز تنها بنیانگذار کنگره ۶۰ نبودند؛ ایشان با تألیف کتابها، ارائه آموزشها و سالها تلاش، امید را به زندگی هزاران انسان بازگرداندند و به بسیاری از ما آموختند که میتوان دوباره برخاست، دوباره ساخت و دوباره زندگی کرد.
یکی از آثار ارزشمند ایشان، کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» است؛ کتابی که در مسیر درمان اعتیاد، شناخت انسان و بازسازی جسم، روان و جهانبینی، نقش بسیار مهمی دارد. این کتاب با زبانی ساده، اما در عین حال دقیق و عمیق، مسیر رهایی از تاریکی را برای خواننده ترسیم میکند.
در این کتاب، از تمثیل سفر استفاده شده است تا نشان داده شود انسان چگونه میتواند از سرمای دشواریها، سختیها و ناملایمات عبور کند و بهتدریج به آرامش، تعادل و روشنایی برسد. این اثر به من آموخت که رهایی، یک اتفاق ناگهانی نیست، بلکه نتیجه حرکتی تدریجی، منظم و آگاهانه است؛ حرکتی که در آن باید به جسم فرصت بازسازی داد، روان را به تعادل رساند و جهانبینی را تغییر داد.
یکی از موضوعات بسیار مهمی که از آموزشهای آقای مهندس دریافت کردم، شناخت نفس و درک بهتر مفاهیم عمیق قرآنی بود. من با وجود اینکه دو یا سه بار قرآن را با ترجمه خوانده بودم، احساس میکردم آنچه از آموزشهای مهندس درباره مفاهیمی مانند نفس، روح و جان آموختم، با برداشتهایی که پیش از آن و از طریق مطالعه شخصی به دست آورده بودم، قابل مقایسه نیست.
آموزشهای ایشان باعث شد به مفاهیم قرآنی با نگاهی عمیقتر و متفاوتتر توجه کنم و پرسشهایی را در ذهن خود مطرح کنم؛ اینکه نفس چیست؟ روح چه معنایی دارد؟ جان چیست و هرکدام چه جایگاهی در شناخت انسان دارند؟ برای من، این آموزشها دریچهای تازه به سوی شناخت خود، درک بهتر مفاهیم الهی و فهم عمیقتر جهانبینی گشودند.
در ادامه، به کتاب ارزشمند «چهارده مقاله» میپردازم؛ مجموعهای که از دیدگاه من، اثری علمی و بسیار مهم در زمینه شناخت اعتیاد و روش درمان آن است. این کتاب به ما آموخت که اعتیاد را نباید پدیدهای مرموز، ناشناخته و غیرقابلدرمان تلقی کرد، بلکه باید آن را بهدرستی شناخت و برای درمان آن، روشی علمی، اصولی و حسابشده در نظر گرفت.
یکی از نکات مهمی که در این مجموعه مورد توجه قرار میگیرد، ضرورت شناخت صورتمسئله اعتیاد است. تا زمانی که مسئله را بهدرستی نشناسیم، نمیتوانیم راهحل مناسبی برای آن پیدا کنیم. همانطور که بسیاری از بیماریها به شناخت دقیق و درمان اصولی نیاز دارند، اعتیاد نیز نیازمند بررسی علمی، شناخت ابعاد مختلف آن و انتخاب روش درمان مناسب است.
این کتاب به من آموخت که برای رسیدن به درک صحیح از اعتیاد، نباید تنها به ظاهر مسئله توجه کرد، بلکه باید به ریشهها، سازوکارها و ابعاد مختلف آن پرداخت.
مطالب این مجموعه بسیار گسترده و عمیق است و برای درک کامل آنها به زمان، مطالعه و تفکر نیاز داریم. همانطور که ایجنت عزیز اشاره کردند، اگر بخواهیم درباره این مطالب صحبت کنیم، ممکن است پنج ماه، پنج سال یا حتی بیشتر زمان لازم باشد؛ زیرا هرچه بیشتر در این آموزشها دقیق شویم، با موضوعات تازهتری برای تفکر و یادگیری روبهرو خواهیم شد.
کتاب دیگری که میخواهم به آن اشاره کنم، «ادموند و هلیا» است؛ اثری که به موضوعات عمیقی درباره آفرینش، فرامین و قوانین الهی، نظام خلقت و اسرار آن میپردازد. این کتاب به قلم آقای مهندس به نگارش درآمده و با طرح مفاهیم و موضوعات گوناگون، زمینهای برای تأمل بیشتر درباره آفرینش و جایگاه انسان در این نظام فراهم میکند.
اقای مهندس در این کتاب، بسیاری از واقعیتها و مفاهیم را در قالب حس و دریافتهایی عمیق مطرح میکنند تا خواننده بتواند با دقت بیشتری به آنها بیندیشد. یکی از موضوعاتی که برای من اهمیت زیادی داشت، شناخت توانایی و ظرافت عملکرد نیروهای منفی و تأثیر آنها بر افکار و اندیشه انسان بود.
این کتاب به من آموخت که نباید نیروهای منفی را دستکم بگیرم؛ زیرا ممکن است این نیروها در ظاهری زیبا و فریبنده وارد افکار و اندیشه انسان شوند و بهتدریج مسیر تصمیمگیری و حرکت او را تغییر دهند. در اینجا، توجه به موضوعاتی مانند توانایی ابلیس، دانایی لوسیفر و چگونگی تأثیرگذاری شیطان بر انسان، اهمیت شناخت و آگاهی را برای من دوچندان کرد.
از آموزشهای این کتاب آموختم که انسان برای قرارگرفتن در مسیر درست، باید نسبت به افکار، اندیشهها و انتخابهای خود هوشیار باشد و هر چیزی را بدون تفکر و شناخت نپذیرد. همچنین یاد گرفتم که فرمانبرداری از قدرت مطلق، به معنای تسلیمشدن آگاهانه در برابر فرامین الهی و حرکت در مسیری است که با قوانین و اصول الهی هماهنگی دارد. این تسلیم، برای من به معنای کنارگذاشتن مسئولیت نیست، بلکه به معنای پذیرفتن جایگاه خود و تلاش برای حرکت صحیح در مسیر آموزش و تکامل است.
از دیگر آثار ارزشمند آقای مهندس، مجموعه آموزشهای «عشق وادیها» است که در مسیر شناخت تفکر، عشق، مسئولیتپذیری و قوانین زندگی، آموزشهای مهمی به من داده است. این آموزشها به من نشان دادند که تفکر، یکی از پایههای اصلی حرکت و تغییر در زندگی انسان است و هیچچیز در مسیر رشد و تکامل نباید بدون اندیشه و شناخت دنبال شود.
از این آموزشها آموختم که من بیهوده آفریده نشدهام و حضور انسان در این جهان میتواند معنا، هدف و مسئولیت داشته باشد. این نگاه باعث شد نسبت به جایگاه خود، انتخابهایم و مسیری که در زندگی طی میکنم، توجه بیشتری داشته باشم.
یکی دیگر از موضوعات مهمی که در این آموزشها با آن آشنا شدم، مفهوم نقطه تحمل بود. آموختم که نقطه تحمل انسان در برابر مسائل، دشواریها و شرایط مختلف زندگی، موضوعی بسیار مهم است و برای افزایش آن باید بهتدریج حرکت کرد.
نمیتوان انتظار داشت که بدون آموزش، تمرین، صبر و تکرار، ظرفیت انسان بهیکباره افزایش پیدا کند. همانطور که در مسیر درمان اعتیاد، زمان و حرکت اصولی اهمیت دارد، در سایر ابعاد زندگی نیز باید فرصت رشد و تغییر را به خود بدهیم.
این آموزش به من یاد داد که در برابر سختیها، نه باید بیجهت شتابزده عمل کنم و نه با اولین مانع از ادامه مسیر دست بکشم؛ بلکه باید با شناخت، صبر و حرکت درست، ظرفیت خود را افزایش دهم و برای رسیدن به تعادل تلاش کنم.
وقتی به مجموعه این آموزشها نگاه میکنم، درمییابم که هرکدام از کتابهای آقای مهندس، از زاویهای متفاوت به شناخت انسان و مسیر تکامل او میپردازند.
یکی از درمان و بازسازی جسم، روان و جهانبینی سخن میگوید؛ دیگری به شناخت علمی اعتیاد کمک میکند؛ اثری دیگر دریچهای به سوی تأمل درباره آفرینش و قوانین الهی میگشاید و آموزشهای وادیها، تفکر، عشق، مسئولیتپذیری و نقطه تحمل را در زندگی ما پررنگ میکنند.
اما آنچه میان همه این آموزشها مشترک است، دعوت انسان به حرکت، شناخت، تغییر و رسیدن به روشنایی است. آقای مهندس به ما آموختند که برای تغییر زندگی، ابتدا باید از درون خود آغاز کنیم؛ باید بیاموزیم، تفکر کنیم، مسئولیت بپذیریم و در مسیر درست حرکت کنیم.
امروز اگرچه از حضور جسمانی آقای مهندس محروم شدهایم، اما میراث فکری و آموزشی ایشان همچنان در میان ما زنده است. این میراث در زندگی کسانی دیده میشود که از تاریکی به روشنایی رسیدهاند، در انسانهایی که دوباره امید را پیدا کردهاند و در کسانی که با تکیه بر آموزشها، مسیر تازهای را برای زندگی خود انتخاب کردهاند.
من بهعنوان یکی از کسانی که توفیق دریافت رهایی از دستان پر توان آقای مهندس را داشتهام، خود را در برابر این آموزشها مسئول میدانم. باور دارم که قدردانی واقعی از زحمات ایشان، تنها بیان خاطرات و ابراز اندوه نیست؛ بلکه باید آنچه را آموختهایم، در زندگی خود به کار ببندیم و با خدمت صادقانه، محبت و انتقال آموزشها، سهمی در ادامه این مسیر داشته باشیم.
اقای مهندس عزیز، شاید امروز دیگر جسم شما در میان ما نباشد، اما اندیشههای شما در قلب و ذهن ما جاری است. چراغی که شما روشن کردید، مسیر بسیاری از انسانها را روشن کرده است و ما وظیفه داریم از این چراغ پاسداری کنیم و اجازه ندهیم شعله آن خاموش شود.
از خداوند میخواهم که به خانواده محترم مهندس عزیز صبر و آرامش عطا کند و به ما نیز توفیق دهد تا بتوانیم ادامهدهندگان شایسته راه ایشان باشیم؛ راهی که بر پایه آموزش، محبت، دانایی، خدمت و رهایی بنا شده است.
در پایان، بار دیگر فقدان این بزرگمرد را به خانواده محترم ایشان، دیدهبانان، ایجنتها، مرزبانان، راهنمایان، همسفران، مسافران و تمامی اعضای خانواده بزرگ کنگره ۶۰ تسلیت عرض میکنم.
امیدوارم بتوانیم با عمل به آموزشهای اقای مهندس، با خدمت به انسانها و با ادامه مسیر دانایی و روشنایی، نشان دهیم که بذرهای ارزشمندی که ایشان در دل ما کاشتند، همچنان زندهاند و ثمر خواهند داد.
یاد و نام اقای مهندس همواره در قلب ما زنده خواهد ماند و راه ایشان، راهی است که با آموزش، خدمت و حرکت میتوان آن را ادامه داد.

مرزبانان کشیک: مسافر میلاد و همسفر لیلا
تایپیست: همسفر بیتا رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون دوم)
عکاس، ویرایش وارسال: همسفر لیلا مرزبان خبری
گروه خانواده نمایندگی اردبیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
62