English Version
This Site Is Available In English

کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر کلید امید برای همه ما

کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر کلید امید برای همه ما

جلسه سوم از دوره سی‌ و چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی نیمایوشیج به استادی اسیستانت همسفر صدیقه، نگهبانی همسفر فرشته و دبیری همسفر سپیده با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب‌ها)» روز دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که امروز توانایی این را داشتم که به شعبه خودمان بهشهر بیایم، از ایجنت، مرزبانی و نگهبان جلسه سپاسگزارم که این اجازه را به من دادند که در این جایگاه باشم و از شرایط سختی که الان برای همه ما است عبور کنیم و آموزش ببینیم، امیدوارم که بتوانیم جلسه خوبی در کنار همدیگر داشته باشیم. این ضایعه و فقدان بزرگ را برای همه عزیزان صبر می‌خواهم، از خداوند می‌خواهم که به همه ما، خانم آنی بزرگ، خانم آنی کماندار، خانم شانی، استاد امین جانشین بنیان، خداوند به همه ما صبر عطا کند، سفر آقای مهندس را به خودشان و به خانواده‌ ایشان تبریک می‌گویم، ان‌شاءاللّه که همه ما بتوانیم این غم بزرگی که در سینه‌هایمان است و این داغ بزرگی که به ما خورده، این آزمایش الهی که سر راه ما قرار گرفته به خوبی بگذرانیم‌.

به قول استاد سردار غم بزرگی که برای ما رقم خورده بتواند به ما صعود بدهد نه سقوط‌، ان‌شاءالله بتوانیم از این غم برای رشد خودمان استفاده ببریم، چرا که وظیفه تک‌تک ما خیلی سنگین شده است. آقای مهندس یک در گران‌بهایی را امانت به ما سپردند، در گران‌بهایی که سال‌ها، از آن سال‌های ناپیدا تا الان که ما دیدیم در این راستا و در این زمینه تلاش کردند و رسالت خودشان را به انجام رساندند و به دست ما امانت دادند و به سفر رفتند، سفری که قطعاً در جهان بعدی بیشتر به ایشان نیاز دارند و این ما هستیم که باید از این امانت به درستی نگهداری کنیم و در این صراط باقی بمانیم. تمام تلاش‌ آقای مهندس این بود که خانواده‌ها احیاء شوند؛ فقط احیاء انسان‌ها و افراد مصرف کننده نبود، چرا که ما مرده‌ای بیش نبودیم. اگر من به خودم برگردم مخصوصاً در این هفته خیلی به این مورد نگاه کردم که چه قدر من در تاریکی و سیاهی بودم و اگر این سیستم، آقای مهندس و قلب بزرگ‌ ایشان نبود معلوم نبود من کجا بودم، اگر در این جهان بودم حتماً در سیاهی‌ها دست و پنجه نرم می‌کردم و اگر در جهان بعدی بودم که با چه سنگینی و سیاهی‌ وارد جهان بعد شده بودم.

برای این‌که در جهانی زندگی کردیم، در دوره‌ای زندگی کردیم که آقای مهندس بودند هزاران بار شکر و سپاس و این را باید خیلی ارزشمند بدانیم و خیلی باید قدرش را بدانیم که ما با حس ظاهری دیدیم‌ و با حس ظاهری صدای‌ ایشان را شنیدیم و در مسیری قرار گرفتیم که قرار است اتفاق‌های خوبی بيفتد و قطعاً سفر ایشان برای افراد زمینی هم اتفاقات خوبی رقم خواهد خورد؛ چرا که ایشان چیزی جز خیر و برکت برای انسان‌ها نخواستند. همه ما می‌دانیم که ایشان متولد آبان‌ماه ۱۳۲۸ بودند و دانشجوی مهندسی الکترونیک از دانشگاه علم و صنعت بودند، از همان ابتدا در جوانی با شرکت‌های خارجی بسیاری همکاری کردند، در زمینه چشم‌های الکترونیک بسیار پژوهش کردند و سال ۱۳۵۸ متوجه این شدند که درگیر موادمخدر هستند و با علمی که داشتند و پژوهشگر بودند و در زمینه‌های مختلف تحقیق می‌کردند، در مورد اعتیاد هم تحقیق کردند و راه‌های مختلفی را رفتند تا به اذن خداوند در سال ۱۳۷۵ در ماه رمضان یک مسیری را کشف کردند که بدون آسیب جسمی و بدون این‌که به روان‌ آسیبی وارد شود توانستند از دام اعتیاد رها شوند.

یک فرد چه قدر می‌تواند بزرگ باشد، یک فرد چه قدر می‌تواند سخاوتمند باشد، چه قدر می‌تواند از خودش و از خواسته‌های خودش بگذرد و مسیری را که کشف کرده است را به رایگان در خدمت انسان‌ها بگذارد‌ و ایشان این کار را کردند. بزرگ‌ترين چیزی که به ما آموزش دادند از ابتدا نوشتار بوده است و تمام مسیرشان را نوشتند و کتابی مثل کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر شد که هر فرد با هر سطح از سوادی آن کتاب را بخواند‌، هر بار که بخواند یک چیز جدیدی را کشف می‌کند و یک چیز جدیدی را یاد می‌گیرد و همه ما که در سیاهی‌ها و تاریکی‌ها بودیم اولین بار که وقتی این کتاب را در دستمان گرفتیم نور امید در زندگی‌ ما ایجاد شد که پس ما هم می‌توانیم، اگر آقای‌ مهندس توانستند، اگر استاد امین توانستند از خودشان بگذرند و اجازه بدهند که آقای مهندس این کتاب را با نام خودشان، با نام فرزندان خودشان چاپ کنند و به بقیه ارائه بدهند، اگر فکر کنید چه لطف بزرگی بوده است، شما یک لحظه برگردید به زمان قبل از این‌که اصلاً کنگره را بشناسید، حاضر بودید به عنوان فرزند مصرف کننده همه شما را بشناسند؟ حاضر بودید به عنوان یک خانواده مصرف کننده شما را بشناسند؟

ما حتی از مهمانی‌های خودمانی هم فرار می‌کردیم به خاطر این‌که کسی چرت زدن مسافرهای ما را نبیند و آقای مهندس در آن سال‌ها وقتی اعتیاد یک مرض لاعلاج بوده و یک جرم بوده و همه را می‌گرفتند، آقای مهندس در آن سال‌ها از خودشان و خانواده‌شان گذشتند برای این‌که یک روزی ما روی این صندلی‌ها بنشینیم و مسافرهای ما از کارتون خوابی به جایی برسند که پهلوان شوند، دنور شوند و به جایی برسند که خانواده و جامعه به آن‌ها احترام می‌گذارند. وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم علم عظیمی را نثار دیگران کردند که خیال ما از خانه و خانواده راحت است که این‌جا نشسته هستیم و امیدوار هستیم.

کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر را نوشتند که برای همه ما کلید امید شد و در ادامه ۱۴ مقاله، 14 وادی، کتاب ادموند و هلیا که هیچ وقت گمان نمی‌کردم نفس و روح را به این زیبایی متوجه شوم، جن و روح را به این زیبایی متوجه شوم و هیچ‌وقت گمان نمی‌کردم که با مسائل دینی به این زیبایی اُخت پیدا کنم و کتاب خدا را به این قشنگی متوجه شوم. کتاب ساختمان جسم و حال شما چطور است را نوشتند که همه این‌ها برای ما یک در گران‌بهایی است، همه این‌ها اگر به درستی از آن استفاده شود درهای زیادی را برای ما باز می‌کند. مقاله‌هایی مثل صورت‌ مسئله‌ اعتیاد، سم‌زدایی و آنچه که خانواده‌ها باید بدانند که این‌ها امانت‌هایی است که ما باید به درستی از آن‌ها استفاده کنیم و به درستی از آن‌ها بهره‌برداری کنیم و در ادامه وقتی مسیر DST توسط آقای مهندس کشف شد، با دارویی که همه جهانیان از آن سو برداشت داشتند، برای ما شفا شد، وقتی بیماری اعتیاد درمان شد در ادامه متوجه شدند که بیماری‌های زیاد دیگری هم درمان می‌شود.

سال ۱۳۹۰ وقتی مشکلی برای آقای مهندس به وجود آمد و قلب‌ ایشان مقداری از کار افتاد و الهی شکر که دوباره به ما برگشتند متوجه شدند که درمان اعتیاد زمانی کامل می‌شود که درمان سیگار هم کامل شود‌ و درمان سیگار را هم برای ما رقم زدند و برای من درمان سیگار مسافرم یک نوع موهبت الهی بود، کسی که هر ثانیه اگر سیگار دستش نبود سرگردان بود و به یک‌باره دیدم سیگار از زندگی‌ ما حذف شد. درمان چاقی همه‌ ما در زمانی زندگی می‌کنیم که می‌دانیم، چه قدر فکر می‌کنند آسان‌ترین راه کوتاه‌ترین راه است و همه‌ ما داریم می‌بینیم که چه قدر عمل‌های مختلفی انجام می‌شود و چه قدر تهاجمی عمل می‌کنند که بخواهند به یک‌باره لاغر شوند؛ ولی افراد کنگره۶۰ در یک مسیر امن و ایمن و با تغذیه‌ سالم به آن چیزی که می‌خواهند می‌رسند.

آقای مهندس علاوه بر این‌که اعتیاد را درمان کردند، مسیر درست زندگی کردن را به ما یاد دادند‌، که چه طور زندگی کنیم، چه‌طوری غذا بخوریم، چه‌طوری کسب درآمد داشته باشیم، چه‌طوری با خانواده‌ برخورد کنیم، من این روزها همیشه می‌گویم کسی که الفبای زندگی کردن را به همه ما یاد داده‌، کسی که دنیا را به ما بخشیده، کسی که به ما لذت بردن از زندگی را آموزش داده است، چه‌طوری می‌شود قدردان ایشان بود؟ همه ما حق داریم که سوگوار باشیم، همه ما حق داریم که گریه کنیم؛ اما بزرگ‌ترين مسئولیت که به ما واگذار شده این است که درست قدم برداریم؛ یعنی تزکیه و پالایش کنیم و یادمان نرود که عضو کدام انجمن هستیم، یادمان نرود که مسیر چه کسی را دنبال می‌کنیم. امیدوارم که خداوند کمک‌ کند که در این مسیر فراموشی نداشته باشیم، در این مسیر آموزه‌ها را به‌ کار ببریم.

یک‌سری از صحبت‌های آقای مهندس خیلی برای ما گره‌گشا بوده و برای من صحبتی که برای اولین بار از ایشان خیلی ناراحت شدم؛ ولی بعد آموزش گرفتم، شاید آن موقع تازه سفر اولی بودم، این‌که الان در جایگاهی که هستم این عین عدالت خداوند است و من این را همیشه تکرار می‌کنم. آقای مهندس در سی‌دی‌ها گفتند: جایی که الان هستیم یا داریم تقاص پس می‌دهیم یا داریم آموزش می‌گیریم، یک‌سری از جملات هيچ وقت از ذهن آدم‌ها پاک نمی‌شود، جملاتی که برای من اثرگذار بوده آن یک جمله‌ای‌ بود که واقعاً هر جایی که هستم گله و شکایت نمی‌کنم و برمی‌گردم می‌بینم که چه اتفاقی افتاده که من الان در این جایگاه قرار دارم و این چیزی نیست جز سپاسگزاری از آقای مهندس که این چیزها را به ما یاد داده است.

همه ما می‌دانیم که جهانیان در علم آقای مهندس، علم کنگره۶۰ مانده بودند و مقالاتی که آقای مهندس ارائه داده بودند؛ درمان ام‌اس بوده، درمان بیماری کولیت بوده و مقاله‌ای را خواستند ارائه کنند در کنفرانس‌های بین‌المللی تحت عنوان مراقبت از اعصاب، مقاله‌ای برای تأثیر D.sap در درمان التهاب‌هایی که ناشی از ویروس کروونا‌ و سارس بوده و مهار متاساز در سلول‌های سرطان سینه بوده، این مقالاتی بود که از آقای مهندس در بزرگ‌ترين سايت‌ها و نشریات جهان قبول و منتشر شد و ما جزء یک NGO کاملاً علمی هستیم. دانشمندی را در صور ظاهر از دست دادیم که قطعاً در ادامه جهانیان متوجه می‌شوند که چه کسی را از دست دادند، امیدوارم وظیفه‌ای که به گردن ما است را به درستی انجام بدهیم، قدر جایی که هستیم بدانیم و مهم‌ترین کاری که می‌توانیم انجام بدهیم این است که در این صراط آن چیزی را که از ما می‌خواهند انجام بدهیم؛ یعنی یاری‌گر باشیم و همه ما ید واحده باشیم.

استاد امین در سی‌دی حق هم گفتند: یک جاهایی مربوط به خواسته‌های من و یک جاهایی مربوط به شعبه در کنگره می‌شود، یک جاهایی از خودمان بگذریم برای این‌که شعبه پیشرفت کند، برای این‌که انسان‌های بیشتری وارد شوند و از تاریکی‌ها به سمت روشنایی‌ها بیایند؛ مثل چه چیزی، مثل از خواب زدن صبح جمعه، یک جاهایی ما جمعه از خواب خودمان می‌زنیم فقط به خاطر این‌که پارک هیجان داشته باشد که آدم‌هایی مثل من که حالشان خراب است که فکر می‌کند به آخر دنیا رسیده است به خاطر اعتیاد مسافر، با اعتیاد همسرش، با اعتیاد پسرش با اعتیاد پدرش، ببیند که این‌ها آدم‌هایی هستند که درمان شده‌اند و ببینم که از کجا درمان شده‌اند و چه طوری درمان شدند که آن‌قدر حالشان خوب است؛ پس یک جاهایی باید از خودمان بگذریم برای در گران‌بهایی که آقای مهندس برای ما به امانت گذاشته است، این در را با خودمان به جهان بعدی ببریم، تزکیه و پالایش کنیم تا شاید خداوند نصیبمان بکند که در جهان بعدی هم شاگرد چنین استادی باشیم.

در ادامه پذیرایی مراسم بزرگداشت آقای مهندس 

مرزبانان کشیک: همسفر هدی سادات و مسافر حجت
تایپیست: همسفر لیدا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر صدیقه 
همسفران نمایندگی نیمایوشیج بهشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...