English Version
This Site Is Available In English

پیوند عشق و محبت

پیوند عشق و محبت

جلسه پنجم از دوره شانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی قائم‌شهر به استادی همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر حلیمه و دبیری همسفر یگانه با دستور جلسه «بزرگ‌داشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)» روز دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکر هستم که توانستم مجدداً در شعبه حضور پیدا کنم و از آموزش‌های ناب کنگره بهره‌مند شوم. من همه این‌ها را مدیون آقای مهندس و خانواده محترمشان و راهنمایان خودم هستم. عرض تسلیت دارم به مناسبت درگذشت آقای مهندس به خانواده محترمشان و به‌تمامی اعضاء کنگره۶۰ مخصوصاً شعبه قائم‌شهر صحبت‌کردن در این جایگاه و در این شرایط برایم بسیار سخت است؛ ولی راهنما همسفر مریم به من اعتمادکردن و این جایگاه و مسئولیت را به من سپردند همیشه از ایشان سپاسگزارم به‌خاطر راهنمایی‌هایی که به من می‌کنند.

از راهنمای سفر اول خود راهنما همسفر فاطمه خیلی تشکر می‌کنم تا به امروز به هر جایی که رسیدم از راهنمایی ایشان بوده است. می‌خواهم یک تشکر ویژه از گروه ایجنت و مرزبانی داشته باشم به‌خاطر سفری که به تهران داشتیم؛ شاید این سفر خیلی برای ما سخت بود؛ ولی خیلی آموزش گرفتیم. دستور جلسه در مورد این انسان والامقام آقای مهندس جز اینکه برای ما و کنگره۶۰ متد و روش DST را ابداع کردند و خودشان از آن روش استفاده کردند و دوست داشتند ما که مسافرهایمان راه‌های تاریکی را تجربه کرده بودند آن‌ها هم به آن عظمت و روشنایی برسند و تجربه کنند.

آقای مهندس جز اینکه اعتیاد و مسئله اعتیاد را برای ما باز کردند؛ حتی توانستند اضافه‌وزن، ویلیام و خیلی چیزهای دیگر را درمان کردند ما؛ باید بدانیم که رهایی‌هایی که ما و مسافرانمان به دست آوردیم به‌آسانی به دست نیامده و باید قدرش را بدانیم آقای مهندس جز این‌که این‌همه روش‌های DST و هر چیزی را ابداع کرده بودند؛ جز همه این‌ها، پیوند عشق و محبت را برایمان گذاشتند و ما طرز رفتار و صحبت‌کردن با بزرگ‌ترهای خود، پدر و مادر و حتی فرزندان خود را اینجا آموزش گرفتیم. من دیروز با خودم فکر می‌کردم ما تقریباً همگی تا دیپلم را خوانده‌ایم زمانی که مدرسه می‌رفتیم اگر چیزی را یاد می‌گرفتیم وقتی به خانه می‌آمدیم خانواده‌هایمان ما را می‌ترساندند که اگر امروز این کار را انجام ندهی فردا به معلمت می‌گوییم ما از ترسی که داشتیم درس می‌خواندیم از ترسی که داشتیم رفتار خوب انجام می‌دادیم.

آقای مهندس چه‌قدر قشنگ و واضح آموزش دادند که یک زمانی در تنهایی و خلوت خود بخواهیم قضاوت کنیم، حق کسی را ضایع کنیم یا هر کاری را بخواهیم انجام دهیم بدون این‌که کسی ما را تهدید کند ناخودآگاه خودمان حواسمان را جمع می‌کنیم که ما کجا بودیم و چه درس‌هایی را یاد گرفتیم. به نظر من همه ما مسافرها و همسفرها بهترین دستاوردهای آقای مهندس هستیم و با عمل‌کردن به فرمایشات آقای مهندس و گوش‌دادن به صحبت‌هایشان و عمل‌کردن به وادی‌های ایشان در زندگی‌مان می‌توانیم راه آقای مهندس را ادامه بدهیم. خیلی سخت است؛ ولی آقای مهندس به ما آموزش دادند تا از مسیرهای سخت زندگی عبور کنیم و همه این مسیرها برای ما بسیار ساده و آسان باشد.

می‌خواهم خاطره‌ای که در مسیر تهران برایم رقم خورد را تعریف کنم همیشه می‌گویند شنیدن کی بود مانند دیدن. زمانی که وارد تهران و آن مسیر شدم ناخودآگاه حس خاصی به من دست داد زمانی که به مزار آقای مهندس رسیدم توانی برای جلو رفتن نداشتم، دست و پایم می‌لرزید با خود گفتم چه‌قدر این انسان باعظمت بوده و هست، من پدر مادر خود را از دست داده‌ام؛ ولی هیچ‌وقت نشده در خاک پدر و مادرم بروم و دست و پایم بلرزد. آن روز حس غریبانه‌ای داشتم و در نهایت از همه شما سپاسگزارم که امروز حضور داشتید در آشپزی تا با همکاری هم توانستیم مسئولیت خود را انجام داده باشیم و اگر هم به شایستگی نتوانستم در این جایگاه خدمت کنم از همه شما عذرخواهی می‌کنم امیدوارم همه ما رهروان خوبی برای آقای مهندس باشیم و بتوانیم در کنگره پایدار باشیم.

در ادامه پذیرایی مراسم بزرگداشت آقای مهندس در نمایندگی

 

مرزبانان کشیک: همسفر رقیه و مسافر حسن
عکاس: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
تایپیست: راهنمای ویلیام وایت همسفر فاطمه
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر مهرانه
همسفران نمایندگی قائم‌شهر

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...