جلسه نهم از دور یازدهم سری کارگاه های آموزشی کنگره ۶۰ ویژه مسافرین پرند با دستور جلسه " بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان ( کتابها ) " و با ٱستادی راهنمای محترم مسافر مجتبی و دبیری مسافر محمدرضا و دبیری مسافر محمود در روز دوشنبه مورخه ۲۷ مهر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
سخنان ٱستاد :
سلام دوستان، مجتبی هستم مسافر.
خیلی خوشحالم که در نمایندگی پرند در کنار شما عزیزان هستم. از گروه مرزبانی، ایجنت محترم، نگهبان و دبیر جلسه تشکر میکنم. همچنین از آقا میلاد تشکر میکنم که دستور دادند و من هم اطاعت کردم و با اشتیاق آمدم. امیدوارم این مشارکت، تجربهای آموزشی برای خودم و سایر عزیزان باشد.
.jpg)
دستور جلسه امروز در مورد دستاوردهای آقای مهندس است. آقای مهندس انسان بسیار بزرگی هستند و ما نمیتوانیم بگوییم «بودند»، چون دستاوردهای ایشان همچنان پویا، تأثیرگذار و همراه ماست. شاید از نظر جسمانی در میان ما نباشند، اما دستاوردها، حرکت و خدمات ارزشمندی که به انسانها ارائه دادند، همچنان زنده است و ما از آنها استفاده میکنیم.
من روز شنبه در ساختمان سیمرغ بودم. یکی از دیدهبانان تعریف میکردند که روز پنجشنبه، اولین روزی که برای رفتن بر سر مزار آقای مهندس رفته بودند و شعبه اسلامشهر هم حضور داشتند، متوجه شدند مقداری از خاک مزار ایشان کم شده است. به همین دلیل، شخصی را بهصورت نامحسوس کنار مزار گذاشته بودند.
من پرسیدم: «آقا، مزار نشست کرده بود؟»
گفتند: «نه، افرادی آمده بودند و برای تبرک از خاک مزار برداشته بودند.»
این موضوع از جهل انسانها میآید. منِ کنگرهای وقتی میگویم دستاوردهای آقای مهندس چه بوده، باید به عملکرد ایشان و کارهایی که انجام دادهاند اشاره کنم. آنوقت من بیایم از خاک مزار ایشان بهعنوان تبرک بردارم؟ واقعاً آنجا دلم گرفت. شاید رفتن آقای مهندس بهاندازه شنیدن این حرف برایم ناراحتکننده نبود.
بعد تعریف میکردند که کنار مزار نشسته بودند و خانمی همراه با فرزندش که اوتیسم داشت، آمده بود. انشاءالله خداوند به این فرزند سلامتی بدهد. آن خانم میگفت: «من چهکار کنم که این آقا فرزندم را شفا بدهد؟»
پرسیده بودند: «چه کسی گفته است؟»
گفته بود: «همین افرادی که اینجا میآمدند، گفتند این آقا شفا میدهد.»
در یکی از سیدیها، آقای مهندس درباره شفیع بودن بزرگان صحبت میکنند و توضیح میدهند که پیروان مسیح شفاعت میشوند، اما به این شرط که آنچه مسیح گفته است، اجرا کنند و در همان مسیر حرکت کنند.
یکی از مهمترین کارهایی که آقای مهندس انجام دادند، پیدا کردن راه درمان اعتیاد بود. شما اگر با متد DST پیش بروید، همین متد و مسیری که برای درمان مشخص شده است، به شما کمک میکند تا به درمان برسید. راهنما به شما میگوید با این روش، با این دارو و با نوشتن و گوش دادن به سیدیها، میتوانید در مسیر درمان قرار بگیرید. این مسیر، نتیجهای است که از آموزش و اجرای روش به دست میآید.
من همیشه در لژیون میگویم: اگر یک آقای قدبلند با ریش سفید و شال سبز در خواب شما ظاهر شود، دست روی سرتان بکشد، دو صلوات هم بفرستد و همان لحظه اعتیادتان بدون درد و خماری درمان شود، بعد از مدتی دوباره به مصرف برمیگردید؛ چون برای آن درمان زحمتی نکشیدهاید.
اصلاً چنین چیزی در هستی و کائنات نداریم که چیزی بدون زحمت به دست بیاید. آقای مهندس خودشان دردی داشتند، آن را درمان کردند و نتیجه را در اختیار ما گذاشتند. ما هم وارد این مسیر شدیم و درمان شدیم. موضوع همین است و چیزی فراتر از این نداریم که بخواهیم خرافات را وارد آن کنیم.
آقای مهندس کار بسیار بزرگی انجام دادند، اما اگر بخواهیم خرافات را وارد این سیستم کنیم، شاید در ابتدا تصور کنیم مشکلی پیش نمیآید؛ ولی در واقع، آن کسی که تازه وارد کنگره میشود آسیب میبیند و خانوادهها هم آسیب خواهند دید.
ما پیرو این متد هستیم، چون متد درستی است؛ ما پیرو شخص نیستیم. آقای مهندس انگشت اشاره بودند و این مسیر را به ما نشان دادند تا خودمان حرکت کنیم و به نتیجه برسیم.
زمانی که ما وارد کنگره شدیم، یک کتاب شصت درجه وجود داشت که میتوان گفت تمام متون و علم کنگره ۶۰ به شکل کلی در آن کتاب موجود است.
در ابتدا، سه وادی به شکل کپی روی برگههای A4 بود. بعد وادیهای چهارم، پنجم و ششم اضافه شدند و تا وادی یازدهم هم به همان شکل پیش رفت. سپس وادیهای دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم به شکل کتابچه درآمدند و در نهایت، کتاب عشق شکل گرفت.
مقالهها هم چهار مورد بودند که به اسم چهار مقاله و بهصورت کپی روی برگههای A4 تهیه میشدند و هرکس که وارد کنگره می شد آنها را تهیه میکرد.
کتاب «حال شما چطور است؟»، کتاب «ادموند و هلیا» و آخرین کتاب ایشان، «ساختمان جسم»، از جمله کتابهایی هستند که بنیان کنگره برای ما به یادگار گذاشتند.
ایشان نیامدند از ملکوت اعلی و چیزهایی که قابل لمس نیستند، صحبت کنند؛ بلکه مطالبی را در اختیار ما گذاشتند که برای جسم انسان مفید است و میتوانیم از آنها استفاده کنیم. داروی OT وارد جسم ما میشود، آدامس نیکوتین وارد جسم ما میشود و D-Sap هم وارد جسم ما میشود. همه اینها در مسیر درمان و بازسازی جسم کاربرد دارند.
ما شعبده و ورد نداریم. ورد ما همین کتابهاست که باید بخوانیم؛ ورد ما سیدیهاست که باید گوش کنیم و آموزشهایی است که باید آنها را یاد بگیریم و به اجرا دربیاوریم. در کنگره چیز عجیبوغریبی وجود ندارد که بخواهیم آن را به مسائل غیرواقعی نسبت بدهیم.
اگر کسی آمد و چنین حرفهایی زد و خواست این مسائل را وارد کنگره کند، باید جلوی این تفکرات را بگیریم؛ وگرنه خرافات زیادی وارد کنگره میشود و در نهایت، کسانی که به دنبال درمان هستند، نمیتوانند بهدرستی از این آموزشها استفاده کنند.
خود آقای مهندس میگویند: «من یک دانشمندم؛ از آثار من بگویید، از کارهایی که انجام دادهام و تأثیری که داشتهاند، صحبت کنید.»
خداوند انسانی از جنس خود ما را وارد تاریکی کرد و همین انسان توانست از دل آن تاریکی حرکت کند، راه درمان را پیدا کند و بر زندگی انسانهای زیادی تأثیر بگذارد.
تعدادی از پزشکان عزیز هم در این زمینه تحقیق کردهاند، اما بسیاری از آنها در حد اطلاعات عمومی با موضوع آشنا بودهاند. تفاوت آقای مهندس این بود که خودشان مصرفکننده بودند و این درد را با تمام وجود حس کرده بودند. ایشان خودشان سیگار میکشیدند و اضافهوزن هم داشتند و با همین روشها توانستند آنها را هم درمان کنند.
دستاوردهای ایشان آنقدر گسترده است که سالها جای کار و تحقیق دارد و میتواند در دانشگاهها مورد بررسی و تدریس قرار بگیرد. من فکر میکنم در پنجاه سال آینده، کارگروهها و سمینارهایی با عنوانهایی مانند «دژاکامشناسی» تشکیل شود تا این دستاوردها بیشتر شناخته و بررسی شوند.
اما اگر اجازه بدهیم خرافات وارد کنگره شود، ممکن است این اتفاقها بهدرستی شکل نگیرد و انسانهای دردمند نتوانند از این علم و تجربه بهرهمند شوند.
آقای مهندس انسان بزرگی بودند که به لطف خداوند و با الهامات و القائات خداوندی، وارد این مسیر شدند و توانستند به کشفیات ارزشمندی دست پیدا کنند. وظیفه ما این است که در مسیر کشفیات و آموزشهای ایشان حرکت کنیم، آنها را یاد بگیریم و به اجرا دربیاوریم. اگر در این مسیر باشیم، نتیجه خواهیم گرفت؛ چون راه، روش و متد مشخص است و ما باید با حرکت خودمان به نتیجه برسیم.
فکر میکنم چند دقیقهای بیشتر صحبت کردم. از اینکه به صحبتهایم توجه کردید، بسیار ممنونم.
.jpg)
(2).jpg)
مراسم اطعام بزرگداشت جناب آقای مهندس
.jpg)




.jpg)
.jpg)
.jpg)
رهایی مسافر محسن و مسافر محمدرضا رهجویان راهنمای محنرم مسافر میلاد از بند نیکوتین
.jpg)
تایپ و تنظیم و بارگزاری : مسافر میلاد و مسافر یوسف
مرزبان خبری : مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
356