جلسه پنجم از دوره هفتادوسوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی ابنسینا با استادی پهلوان محترم مسافرعلی و نگهبانی مسافر نوذر و دبیری مسافر پرویز با دستورجلسه"بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب ها)"روز دوشنبه 27 مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
.jpeg)
سلام دوستان، علی هستم، مسافر. تشکر میکنم از ایجنت محترم شعبه و مرزبانان عزیز شعبهٔ ابن سینا که این اجازه را به من دادند تا در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش ببینم و خدمت کنم. از نگهبان لژیون سردار،آقا موسی تشکر میکنم که بنده را دعوت کردند و لایق دانستند.از آقای مهندس عزیز که این بستر را فراهم کردند سپاسگزارم. یکی از دستاوردهای آقای مهندس، اگر بخواهم در ابتدای صحبتهایم بگویم، همین شعبه است که بنا نهاده شده و چراغش روشن است.کنگره اینگونه است: هرچه از علم کنگره استفاده کنی، بهرهٔ بیشتری میبری و باز فکر میکنی که چیزی نمیدانی، چون باید ظرفت را خالی کنی تا پر شود.
برای همین راهنماها، پیشکسوتها و دیدهبانها ول نمیکنند؛ مزهاش را میچشند و حلاوتش را دارند آن حلاوت را چه کسی میچشد؟ آقای مهندس، کجا این حلاوت را میچشد؟ آنجایی که خانم با آقا پیش آقای مهندس میرود و به اقای مهندس میگوید که «تو زندگی من را به من برگرداندی ،خب این برای آقای مهندس خیلی لذت بخش است. عزیزان با تمام وجود جلو آقای مهندس زانو میزنند و گریه می کنند: «آقا اجازه بده من پهلوان بشوم(خدمت مالی) اجازه بده من پول بدهم.» مگر داریم؟ اصلاً در این عصر و زمان ما داریم که همه سکه را میشناسند و همه دارند دلار حساب میکنند؟کسی با التماس بخواهد پول ببخشد.

همه ما تاریکی ها را به اندازه خودمان دیدیم ،صبح ساعت یازده به زور «یا علی مدد» بلند میشدیم، مواد مصرفیمان را پیدا میکردیم، مصرف میکردیم تا اینکه بتوانیم از جایمان بلند شویم. آمدیم وارد کنگره شدیم زندگی هایمان به لطف اقای مهندس دگرگون شد و به درمان رسیدیم. بزرگ ما آقای مهندس بود. حرفش هم همین بود. میگفت: «من هرچه کار کردم برای کنگره، انگار هیچ کاری نکردم. ماهی ششصد میلیون تومان وقف کنگره میکرد ایشان» گلیزان را که دیدید، سه میلیارد، دو میلیارد،کمک میکردند ،خودش و خانوادهاش همیشه در اختیار کنگره هستند. خب اینجا آقای مهندس به آن عقل و عشق ایمان رسیده بودند.آن وعدهٔ خداوند که دروغ نیست.
شرابِ تهور، خط خمره که همهٔ خدمتگزاران در کنگرهٔ شصت دارند از برکات این خدمت بهره لازم را میبرند. چرا یک راهنما با عشق میآید، از ساعت سه و نیم میآید و میایستد تا هشت و نیم شب میایستد، با انواع واقسام انسان ها سر و کله میزند و آموزش میدهد .این ها همه عشق است، همان چیزی که مهندس در سیدی گفت همهچیزعشق است. آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظرفِ تهی است. آقای مهندس که خودش هم گفت: «مردن عشق است، ودوباره زنده شدن هم عشق است.»
همه ما، خانواده های ما همه دستاورد های آقای مهندس هستیم. کی این اتفاق را رقم زد؟ بزرگ ما، آقای مهندس. سفرش به سلامت باشد.ما هم باید در ضلع ایمان کنگرهٔ شصت قدمهایمان را محکمتر برداریم، چراغ اینجا را روشن بگذاریم و بسپاریم به صاحبان بعد و اصلی.نسلهای آینده، خانوادههایی که هنوز گرفتارند، درمرز طلاقاند، از هم دارند میپاشند، بیایند و استفاده کنند و به درمان برسند. خداوند انشاءالله عمر با عزت به جانشین بنیانگذار کنگره، دکتر امین عزیزبدهد.از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، از همهٔ شما سپاسگزارم.
توزیع غدا در مراسم یاد بود آقای مهندس (شعبه ابن سینا):


تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم
عکس: مرزبان خبری
نگارنده: مسافر علی لژیون بیستم
- تعداد بازدید از این مطلب :
468