آقای محسن زهرایی ضمن عرض سلام و قدردانی از شما بخاطر قرار دادن وقت ارزشمندتان بابت مصاحبه، لطفاً به رسم کنگره۶۰ خودتان را معرفی بفرمایید.
سلام دوستان محسن هستم یک مسافر؛ آخرین آنتی ایکس مصرفی کوکائین، مدت سفر ۱۱ ماه به روش دی اس تی با داروی اپیوم، به راهنمایی دیده بان محترم مسافر علیرضا زرکش، مدت رهایی ۱۸ سال و ۴ ماه.
مصاحبهگر: آقای زهرایی، اجازه بدهید بدون اینکه وقت شما را بگیرم، به سراغ موضوع اصلی مصاحبه برویم. لطفاً از حسوحال خودتان در نخستین جلسه پس از درگذشت مهندس دژاکام برایمان بگویید.
آقای زهرایی: حقیقتاً صحبتکردن درباره این موضوع دشوار است. به اعتقاد من، برای درک عمق احساس جدایی از مهندس، باید به تأثیری توجه کنیم که در دوران حیات ایشان از وجودشان دریافت کردهایم.
ما به پدر و مادر خود علاقهمندیم و میان ما پیوند خونی و محبت وجود دارد؛ اما همانطور که سالها در کنگره نیز گفتهام، پدر و مادر بودن لزوماً به معنای راهنما بودن نیست. امروز در کنگره ۶۰ این افتخار را داریم که برای فرزندانمان هم پدر و مادر باشیم و هم بتوانیم راهنمای آنان باشیم.
مهندس دژاکام به واسطه تأثیری که بر جان، روان، تفکر و نگرش ما گذاشتند، جایگاه ویژهای در زندگی ما دارند. ایشان نهتنها به ما آموزش دادند، بلکه در احیای تفکر و نگرش ما نقش اساسی داشتند. به همین دلیل، جدایی از ایشان بسیار دشوار است.
استاد امین در صحبتهای خود به این موضوع اشاره کردند که گویی حفرهای در قلب انسان ایجاد میشود. من نیز این احساس را کاملاً درک میکنم.
اگر به فرهنگ سوگواری در جوامع مختلف نگاه کنیم، متوجه میشویم که مراسم و آیینهای فراوانی برای بزرگداشت عزیزان ازدسترفته وجود دارد. دلیلش این است که فراق و دوری از عزیزان، برای انسان بسیار دشوار است.
از دست دادن مهندس نیز فقدانی بسیار بزرگ و تأثربرانگیز است. همه ما عمیقاً دلتنگ ایشان هستیم و این دلتنگی را در یکدیگر احساس میکنیم. اما نکته مهم این است که مهندس در کنار تمام آموزشهای خود، به ما آموختند که زندگی ادامه دارد.
من امروز نیز در صحبتهایم عرض کردم که اگر کسی از من بپرسد جان کلام و پیام اصلی آموزشهای مهندس چه بود، میگویم: امیدواری.
ایشان در هر زمینهای که آموزش میدادند، چه در حوزه دانش، چه در زمینه جهانبینی و چه در انتقال تجربه، در نهایت ما را به امیدواری دعوت میکردند.
به یاد دارم که مهندس میگفتند: «محسن، صبح که از خانه بیرون میآیم، با خودم میگویم همهچیز عالی است، همهچیز سر جای خودش است و همه دارند وظایفشان را بهدرستی انجام میدهند.» این نوع نگاه مثبت به زندگی، به انسان کمک میکند که روی پای خود بایستد و مسیرش را ادامه دهد.
ما به تقدیر الهی اعتقاد داریم و میدانیم که گاهی اتفاقات و دشواریهای زندگی باید رخ دهند تا انسان در نهایت به نقطهای از صلح و آرامش برسد. من سالها پیش جملهای را مطرح کردم که مهندس نیز از آن استقبال کردند. به ایشان گفتم: «صورت مسئله اعتیاد، صورت مسئله آفرینش است.» مهندس با شنیدن این جمله فرمودند که حرف عمیقی است.
منظور این بود که اگر انسان رنجهای دوران مصرف و تخریبهای ناشی از آن را تجربه نکند، ممکن است هرگز ضرورت رهایی را آنگونه که باید درک نکند. رنج و دشواری، در بسیاری از مواقع زمینهای برای شناخت مسیر رهایی و رسیدن به آرامش فراهم میکند.
البته این سخن به معنای ارزشمند دانستن رنج بهخودیخود نیست؛ بلکه نشان میدهد انسان میتواند از دشواریهای زندگی برای رسیدن به شناخت و آرامش بهره بگیرد. بنابراین، نبود مهندس ضایعهای بسیار بزرگ است؛ اما بزرگترین دلگرمی ما این است که ایشان از طریق کلام، دانش، آموزشها و مکتوبات خود همچنان در میان ما زنده و جاری هستند.
مصاحبهگر: همکاری با مهندس دژاکام در جایگاه ویراستار چه دستاوردی برای شما داشت؟
آقای زهرایی: اگر بخواهم صادقانه پاسخ بدهم، باید بگویم چه دستاوردی نداشت؟ این همکاری برای من سراسر درس و تجربه بود.
در مقدمه یکی از کتابها نوشتهام که خود نویسنده، یعنی مهندس دژاکام، راهنمای کار من بود. ایشان با دانشی که در اختیارم قرار دادند، به من کمک کردند تا نگاه عمیقتری پیدا کنم و مفاهیم را بهتر درک کنم.
مهندس به من آموزش میدادند که چگونه باید با متن برخورد کنم و چگونه میتوانم مقصود اصلی نویسنده را بهدرستی منتقل کنم.
نکته جالب این بود که در بیش از نودونه درصد موارد، درک من از مفاهیم و مقصود ایشان درست بود. هرگاه تغییری در متن ایجاد میکردم، آن را با مهندس مطرح میکردم و توضیح میدادم که چرا چنین تغییری را پیشنهاد دادهام. ایشان نیز در موارد متعدد، درستی برداشت مرا تأیید میکردند. برای من این موضوع خوشبختی بزرگی بود؛ زیرا نشان میداد توانستهام تا حد زیادی مقصود نویسنده را درک کنم و آنچه را که ایشان قصد انتقالش را داشتند، بهدرستی دریابم.
فرصتی که برای گذراندن زمان در کنار مهندس و همکاری مستقیم با ایشان داشتم، موهبتی بینظیر بود. بهویژه اینکه کار ما با مکتوبات و مفاهیم عمیق آموزشی ارتباط داشت. این همکاری دگرگونی بزرگی در من ایجاد کرد و همواره خودم را سپاسگزار این فرصت میدانم.
در یکی از مصاحبهها نیز گفتهام که از زمانی که مهندس مرا صدا زدند، احساس میکنم پایم روی هواست و دیگر به زمین بازنخواهد گشت. این تعبیر را از سر محبت و قدردانی بیان کردم؛ زیرا لطف مهندس، محبت ایشان و خواست خداوند، مسیر زندگی مرا تغییر داد. تلاش میکنم همواره سپاسگزار این موهبت باشم.
مصاحبهگر: بهجز کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، چه آثاری از مهندس دژاکام را ویراستاری کردهاید؟
آقای زهرایی: آثار متعددی از مهندس دژاکام در این مسیر شکل گرفتند که هرکدام داستان و پیشینه خاص خود را دارند.
از جمله این آثار میتوان به کتابهای «عشق؛ چهارده وادی برای رسیدن به خود»، «چهارده مقاله»، «ادموند و هلیا» و «حال شما چطور است؟» اشاره کرد.
هرکدام از این کتابها شناسنامه و روند شکلگیری خاص خود را دارند و برای من نیز خاطرات و تجربههای فراوانی به همراه داشتهاند. در اینجا لازم است به نکتهای اشاره کنم که شاید برای اعضای قدیمی کنگره جالب باشد.
در آغاز، مطالب مربوط به وادیها به شکل محدودتری وجود داشتند. آن زمان تنها شش وادی در برگههایی که بهصورت بروشور در اختیار اعضا قرار میگرفت، نوشته شده بود. من نیز در ویرایش آن مطالب نقش داشتم. در بخشهایی، بنا به نظر مهندس تغییراتی انجام میشد؛ بعضی مطالب حذف میشدند و در بخشهایی نیز خود ایشان مطالب تازهای اضافه میکردند. بهتدریج این مسیر ادامه پیدا کرد تا مجموعه وادیها به شکل چهارده وادی درآمد. حتی شکلگیری وادی چهاردهم نیز داستان مفصلی دارد که پرداختن به آن فرصت جداگانهای میطلبد.
من در ویرایش بخش عمدهای از آثار مهندس نقش داشتهام و این همکاری برایم افتخار بزرگی بوده است.
البته برای یکی از مکتوبات، ویرایش کامل انجام ندادم که به دلیل شرایط جسمی و بیماری بود و مدتی نتوانستم کار را ادامه بدهم و مهندس نیز با درنظرگرفتن شرایط من، اجازه دادند انجام آن به زمان دیگری موکول شود. بخشی از این کار را انجام دادهام و امیدوارم با هماهنگی استاد امین دژاکام، ادامه آن نیز در زمان مناسب انجام شود.
مهندس چند مکتوب دیگر نیز دارند که در گذشته درباره انتشار آنها با ایشان صحبت کرده بودیم. امیدوارم این آثار نیز در آینده و با تشخیص و پیگیری استاد امین دژاکام و خانواده محترم ایشان، تکمیل شوند و در اختیار اعضا قرار بگیرند.
مصاحبهگر: بهجز کتابهایی که تاکنون منتشر شدهاند، آیا کتاب یا مکتوب دیگری از مهندس دژاکام وجود دارد که هنوز به چاپ نرسیده باشد؟
آقای زهرایی: بله. یکی از این آثار کتابی با عنوان «عقاب سفید» است. این کتاب به پایان رسیده و متن آن تکمیل شده است. محتوای آن بر پایه آموزشهای مهندس شکل گرفته و اثری فلسفی و عمیق درباره مبانی جهانبینی است. به اعتقاد من، این کتاب از نظر محتوایی بسیار ارزشمند است و مطالب بنیادین و قابلتوجهی در آن مطرح شده است.
در کنار «عقاب سفید»، مکتوبات دیگری نیز وجود دارند که هنوز کار آنها بهطور کامل به پایان نرسیده است. بخشی از این آثار را ویرایش کردهام و بخشهایی نیز همچنان باقی ماندهاند.
ادامه این مسیر به هماهنگی و تصمیمگیری درباره نحوه تکمیل آثار بستگی دارد. بهویژه استاد امین دژاکام که از نزدیک با اندیشهها و آموزشهای مهندس آشنایی دارند، میتوانند نقش مهمی در ادامه این کار ایفا کنند. امیدوارم در آینده این آثار نیز تکمیل شوند و در اختیار علاقهمندان قرار بگیرند.
مصاحبهگر: ویرایش کتابهای کنگره ۶۰ چه تفاوتی با ویرایش سایر کتابها دارد؟
جناب زهرایی: به اعتقاد من، تفاوت این کار بسیار اساسی است؛ زیرا ماهیت نوشتههای مهندس دژاکام با بسیاری از آثار دیگر تفاوت دارد. مهندس از همان ابتدا بر این موضوع تأکید داشتند که فردی باید مسئولیت ویرایش آثار را بر عهده بگیرد که با دانش و آموزشهای کنگره آشنایی عمیق داشته باشد.
در نوشتههای ایشان با مفاهیم انسانی، عرفانی، فلسفی و جهانبینی روبهرو هستیم. این مفاهیم را نمیتوان صرفاً با معیارهای رایج ویرایش ادبی بررسی کرد.
برای مثال، در ویرایش یک رمان یا کتاب تاریخی، ممکن است تمرکز اصلی بر ساختار جملهها، دستور زبان، انسجام روایت و انتخاب واژهها باشد؛ اما در آثار مهندس، علاوه بر این موارد، باید به مفهوم و پیام اصلی نیز توجه کرد.
به همین دلیل، ویرایش این کتابها چندبُعدی است. گاهی لازم بود بخشی از یک متن بازنویسی شود تا مقصود نویسنده روشنتر منتقل شود. در چنین مواردی، چون مهندس در قید حیات بودند و من نیز بهعنوان شاگرد در کنار ایشان حضور داشتم، میتوانستم پیشنهادهایم را مطرح کنم و درباره آنها با خود نویسنده به گفتوگو بپردازم.
این امکان بسیار ارزشمند بود؛ زیرا میتوانستم اطمینان پیدا کنم که تغییرات پیشنهادی، با مفهوم موردنظر نویسنده هماهنگ هستند. اگر امروز کتابهای کنگره ۶۰ را در شکل منسجم و رسای آنها مطالعه میکنیم، یکی از دلایلش همین ارتباط مستقیم میان نویسنده و ویراستار است.
بنابراین، ویرایش آثار مهندس صرفاً اصلاح واژهها و جملهها نبود؛ بلکه تلاشی برای انتقال دقیقتر مفاهیم و حفظ پیام اصلی آموزشها به شمار میرفت.
مصاحبهگر: یکی از ویژگیهای مهم کنگره ۶۰، حضور همسفر در کنار مسافر است. این نگاه چه جایگاهی در تفکر مهندس دژاکام داشت؟

آقای زهرایی: یکی از پایههای اصلی فرهنگ کنگره ۶۰، نگاه و اعتقاد مهندس به ارزش وجود انسان و اهمیت خانواده بود.
مهندس عمیقاً باور داشتند که تکامل انسان در جمع اتفاق میافتد و خانواده یکی از مهمترین و مستحکمترین بنیانهای زندگی انسانی است. بر همین اساس، حضور همسفر در کنار مسافر، بخش مهمی از ساختار آموزشی کنگره را تشکیل داد.
این نگاه باعث شد که خانواده در مسیر درمان و آموزش جایگاه ویژهای پیدا کند و همسفران نیز بتوانند در کنار مسافران، از آموزشها بهرهمند شوند و رشد کنند.
امروز شاهد هستیم که همسفران از نظام آموزشی و امکانات خاص خود برخوردارند و این بخش نیز در کنار بخش مسافران در حال رشد و پیشرفت است.
این موضوع نشان میدهد که نگاه مهندس به درمان اعتیاد، صرفاً به فرد مصرفکننده محدود نبود؛ بلکه انسان و خانواده را در کنار یکدیگر مورد توجه قرار میداد.
مصاحبهگر: آموزشهای کنگره ۶۰ و اندیشههای مهندس دژاکام چگونه در زندگی شخصی و روزمره شما جاری شدهاند؟
آقای زهرایی: به اعتقاد من، آموزشهای کنگره در لحظهلحظه زندگی ما جاری هستند. البته ترجیح میدهم از جانب خودم صحبت کنم و درباره تجربه دیگران قضاوت نکنم؛ اما سالهاست که در کنار اعضای کنگره زندگی و خدمت میکنیم و هرکس میتواند از تجربه شخصی خود در این زمینه سخن بگوید.
برای من، اثر این آموزشها را میتوان در ارتباط با فرزندانم، در محیط کار، در فعالیتهای اقتصادی، در رفتوآمدهای دوستانه و در روابط خانوادگی مشاهده کرد؛ حتی در ارتباط با افرادی که عضو کنگره نیستند.
دانشی که مهندس در اختیار ما قرار دادند، بهتدریج نوع نگاه ما را تغییر میدهد. این تغییر فقط به زمان حضور در جلسات محدود نمیشود؛ بلکه در تصمیمگیریها، رفتارها، اندیشهها و روابط ما نیز انعکاس پیدا میکند.
برای مثال، وقتی نوع نگاه انسان به فرزندانش تغییر میکند، رفتار او با آنها نیز متفاوت میشود. وقتی آموزشها در وجود انسان نهادینه میشوند، در شیوه برخورد با دیگران و حتی در نحوه مواجهه با مشکلات زندگی نیز خود را نشان میدهند.
من بارها به مهندس گفتهام که ما بهصورت پیوسته در حال شکرگزاری هستیم؛ زیرا بهتدریج معنای این آموزشها را در زندگی خود درک کردهایم. گاهی گفته میشود که خواب مؤمن نیز عبادت است. اگر بخواهیم این مفهوم را از زاویه جهانبینی بررسی کنیم، میتوان گفت هنگامی که یک باور عمیق در وجود انسان نهادینه میشود، اثر آن تنها در رفتارهای ظاهری او دیده نمیشود؛ بلکه در اندیشه، گفتار، کار، هنر، سفر و تمام ابعاد زندگیاش انعکاس پیدا میکند. من نیز معتقدم آموزشهای کنگره به همین شکل در زندگی ما حضور دارند.
مهندس از نظر فیزیکی دیگر در میان ما نیستند، اما آثار آموزشها، دانش و محبت ایشان همچنان در زندگی اعضا جریان دارد. از همین رو، ارتباط ما با اندیشه و آموزشهای ایشان قطع نشده است.
مصاحبهگر: شما بارها به موضوع خدمت اشاره کردهاید. از نگاه شما، خدمت در کنگره ۶۰ چه تأثیری بر زندگی انسان و خانواده او دارد؟
آقای زهرایی: خدمت در کنگره سراسر برکت است؛ البته هر فرد ممکن است این برکت را به شکل متفاوتی تجربه کند. گاهی لازم است میان مفهوم روزی و رزق تفاوت قائل شویم. برخی افراد روزی را تنها به پول نقد و درآمد مالی محدود میکنند، درحالیکه برکت میتواند شکلهای گوناگونی داشته باشد. داشتن فرزند صالح، آرامش خانواده، دور ماندن از یک حادثه، پیشگیری از یک زیان یا برخورداری از فرصتهایی که در زمان مناسب در اختیار انسان قرار میگیرند، میتوانند جلوههایی از برکت باشند. من عمیقاً اعتقاد دارم که خداوند به خدمتگزاران توجه ویژهای دارد و آثار خدمت در زندگی آنها و خانوادههایشان نمایان میشود.
اگر بخواهیم بزرگی یک انسان متفکر، خالق یا مبتکر را ارزیابی کنیم، باید به نتیجه و اثر کار او توجه کنیم.
یکی از مهمترین دستاوردهای مهندس دژاکام، انتقال دانشی بود که به انسانها کمک میکند باور کنند خدمت به دیگران میتواند زمینهساز نیکبختی خودشان نیز باشد.
بزرگان تاریخ، از پیامبران گرفته تا اندیشمندان، بارها بر این نکته تأکید کردهاند که انسان نمیتواند خوشبختی خود را جدا از خوشبختی دیگران جستوجو کند. به نظر من، این یکی از بنیادیترین پیامهای آموزشهای کنگره است.
مهندس بسیار درباره خدمت صحبت کردند، ایشان بهخوبی میدانستند که در نگاه متداول جامعه، ممکن است کسی که زمان و توان خود را صرف خدمت میکند و در برابر آن پولی دریافت نمیکند، با پرسشهایی مواجه شود. اما اعضای کنگره با حضور مستمر خود نشان دادهاند که خدمت میتواند برخاسته از یک باور عمیق و یک انتخاب آگاهانه باشد.
برای درک این موضوع، کافی است به افرادی نگاه کنیم که در کنگره مسئولیت میپذیرند، زمان میگذارند و برای کمک به دیگران تلاش میکنند. مهندس در یکی از صحبتهای خود درباره خدماتشان با احساس عمیقی سخن گفته بودند و به این موضوع اشاره کرده بودند که نتوانستهاند آنگونه که شایسته بوده، حق کنگره را ادا کنند. این نگاه برای من بسیار آموزنده است.
اگر بنیان کنگره مجموعهای با آن همه تلاش و دستاورد، چنین احساسی درباره خدمت داشته باشد، ما نیز باید درباره میزان خدمت خود تأمل کنیم.
به اعتقاد من، هرکس باید به اندازه توان و ظرفیت خود در مسیر خدمت حرکت کند؛ زیرا خیر و برکت آن، پیش از هر چیز به خود فرد و خانوادهاش بازمیگردد و در ادامه میتواند به دیگران نیز برسد.
مصاحبهگر: مهندس دژاکام ساختاری را پایهگذاری کردند که در طول سالها توانسته است به فعالیت خود ادامه دهد. از نگاه شما، ویژگی اصلی این ساختار چیست؟
.jpg)
آقای زهرایی: من همیشه به افرادی که در کنگره با آنها در ارتباط بودهام، پیشنهاد کردهام که درباره ساختار کنگره تفکر کنند و ببینند مهندس چه مجموعهای را با چه قوانین و اصولی پایهگذاری کردهاند.
یکی از موضوعات مهم در ارزیابی هر مجموعه، توجه به ساختار آن است. ممکن است یک مجموعه در ظاهر به افراد توانمند وابسته باشد، اما اگر ساختار مناسبی نداشته باشد، با تغییر افراد دچار مشکل شود.
من به یاد دارم که یکی از مسئولان کشور در دوره گذشته درباره ساختارهای معیوب سخنی گفته بود که مضمون آن این بود که حتی اگر فردی بسیار درستکار در یک ساختار فاسد قرار بگیرد، ممکن است آن ساختار او را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
این مثال نشان میدهد که تنها داشتن افراد خوب کافی نیست؛ بلکه ساختار نیز باید بهگونهای طراحی شود که از سلامت و عملکرد درست مجموعه حمایت کند. به اعتقاد من، یکی از ویژگیهای مهم ساختار کنگره ۶۰، تأکید بر خدمت، گردش مسئولیتها و پرهیز از تبدیل جایگاهها به امتیاز شخصی است. در کنگره، افراد مسئولیت میپذیرند و برای مدتی خدمت میکنند. این نگاه کمک میکند که مجموعه به یک فرد خاص وابسته نباشد و فعالیت آن بر اساس اصول و ساختار مشخص ادامه پیدا کند.
مهندس همواره درباره بخشش و خدمت نیز تأکید داشتند که فرد نباید در برابر خدمتی که انجام میدهد، انتظار دریافت امتیاز یا جبران داشته باشد. ایشان به افرادی که در جایگاه پهلوانی قرار میگرفتند، یادآوری میکردند که بخشش نباید با چشمداشت همراه باشد. به نظر من، این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا وقتی انسان با انتظار دریافت پاداش یا امتیاز خدمت میکند، ماهیت خدمت تغییر میکند.
بخشش واقعی زمانی معنا پیدا میکند که انسان بدون مطالبه و چشمداشت، آنچه را در توان دارد در اختیار دیگران قرار دهد. این نگاه، یکی از پایههای فرهنگی کنگره است.
مصاحبهگر: با توجه به اینکه مهندس دژاکام سالها نقش محوری در کنگره ۶۰ داشتند، آیا ساختار این مجموعه میتواند بدون حضور فیزیکی ایشان نیز به فعالیت خود ادامه دهد؟
آقای زهرایی: من فکر میکنم یکی از مهمترین ویژگیهای ساختار کنگره ۶۰ همین است که فعالیت آن صرفاً به حضور فیزیکی یک فرد وابسته نیست. به یاد دارم چند سال پیش، مهندس برای مدتی حدود دو هفته به چالوس رفتند. ایشان پیش از رفتن، موضوع را با من در میان گذاشتند، اما بسیاری از افراد از این موضوع اطلاع نداشتند. پس از بازگشت، در جلسهای به این موضوع اشاره کردند و گفتند که عمداً برای مدتی از فضای روزمره کنگره فاصله گرفته بودند تا ببینند امور چگونه پیش میرود. نتیجه این بود که فعالیتها طبق روال خود ادامه پیدا کرده بود.
این تجربه نشان میدهد که وقتی یک ساختار بر اساس اصول و آموزشهای مشخص شکل گرفته باشد، میتواند بدون وابستگی کامل به حضور روزمره یک فرد نیز به کار خود ادامه دهد. البته نقش بنیانگذار در شکلگیری چنین ساختاری بسیار مهم است؛ اما یکی از نشانههای موفقیت یک ساختار این است که بتواند آموزشها و اصول خود را در افراد و بخشهای مختلف نهادینه کند.
امروز نیز اگرچه مهندس از نظر فیزیکی در میان ما نیستند، اما آموزشها، اندیشه و اثر وجودی ایشان در زندگی اعضای کنگره جاری است. ما این حضور را در رفتارها، خدمتها، روابط و تصمیمهای خود احساس میکنیم. به همین دلیل، معتقدم که پیوند ما با مهندس از طریق آموزشها و دانشی که به ما منتقل کردهاند، همچنان برقرار است.
مصاحبهگر: بسیار سپاسگزارم از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید و با این دقت و صمیمیت، درباره تجربهها و دیدگاههای خود صحبت کردید.
آقای زهرایی: ما اعضای کنگره خوشبختترین انسانهای تاریخ هستیم که در این دوره زمانی و مکانی تحت آموزشهای ناب استاد بزرگوار، دانشمند برجسته و انسان شریفی چون مهندس دژاکام زندگی میکنیم و در پایان از شما بابت ترتیب این مصاحبه کمال تشکر را دارم.
بارگزاری و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
مصاحبهگر: مسافر صابر
- تعداد بازدید از این مطلب :
257