English Version
This Site Is Available In English

میراث ماندگار آقای مهندس؛ انسان‌سازی و تکامل

میراث ماندگار آقای مهندس؛ انسان‌سازی و تکامل

جلسه یازدهم از دوره نود و سوم  سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی شادآباد با استادی راهنمای محترم مسافر سجاد، نگهبانی مسافر داوود و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان(کتاب‌)» روز دوشنبه  27 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سجاد هستم یک مسافر. صحبتم را با کلامی از آقای مهندس شروع می‌کنم؛ ایشان در ابتدای آموزش‌هایشان می‌فرمودند: «حال من خوب است و امیدوارم حال و هوای شما هم خوب باشد». البته واقعیت این است که در این روزها، حال من چندان خوب نیست؛ اما شاید چاره‌ای جز ادامه دادن و امیدوار بودن نداشته باشیم.
صحبت کردن درباره آقای مهندس، کار بسیار بزرگ و دشواری است. من خودم را جز کوچکی از این دنیای بزرگ می‌دانم و شاید نتوانم آن‌طور که شایسته ایشان است، درباره‌شان صحبت کنم. با این حال، می‌خواهم چند دقیقه‌ای درباره دستاوردهای ایشان و تأثیری که این دستاوردها در زندگی من داشته‌اند، صحبت کنم.
قطعاً همه ما با علم و دانش آقای مهندس آشنا هستیم؛ با متد DST، یکی از روش‌های بزرگ و تأثیرگذار در درمان اعتیاد در دنیا. شاید این موضوع برای ما که در کنگره حضور داریم، عادی شده باشد؛ اما هر وقت درباره آن با افراد بیرون از کنگره صحبت می‌کنیم، متوجه می‌شویم که پذیرش و باور این روش برای بسیاری از آن‌ها چقدر دشوار است.
کتاب‌های ایشان نیز از دیگر دستاوردهای ارزشمندشان هستند. کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، که به‌طور ویژه در مسیر درمان اعتیاد نقش مهمی دارد، یکی از آثار برجسته ایشان است. همچنین کتاب «عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود» و کتاب «حال شما چطور است؟» و مجموعه «چهارده مقاله»، هرکدام از جنبه‌های مختلف، به شناخت انسان و مسئله اعتیاد کمک می‌کنند. به‌ویژه در مجموعه چهارده مقاله، مسئله اعتیاد با نگاهی فنی، علمی و تخصصی بررسی شده است.
این‌ها بخشی از دستاوردهای ظاهری و ملموسی هستند که می‌توانیم ببینیم، لمس کنیم و از آن‌ها بهره ببریم.
اما در این چند روز، هم‌زمان با اتفاقی که افتاد، موضوع دیگری ذهنم را به خودش مشغول کرده بود. انسان معمولاً وقتی با اتفاقی ناخوشایند روبه‌رو می‌شود، به دنبال علت می‌گردد و از خودش می‌پرسد: چرا؟ چرا این اتفاق افتاد؟ چرا باید چنین اتفاقی رخ می‌داد؟
آموزش‌هایی که آقای مهندس به ما دادند، حتی با رفتنشان نیز ادامه پیدا کرد. به نظر من، یکی از بزرگ‌ترین آموزش‌هایی که در این شرایط دریافت کردم، همین بود که بتوانم نگاه متفاوتی به اتفاقات داشته باشم.
در این چند روز بارها از خودم پرسیدم: چرا آقای مهندس رفتند؟ چرا اکنون؟ چرا به این شکل؟ و چراهای بسیار دیگری که در ذهنم شکل می‌گرفتند.
اما به یاد یکی از آموزش‌های ایشان افتادم؛ اینکه همیشه سعی کنیم مسائل را با استفاده از تمثیل‌ها بهتر درک کنیم. یکی از تمثیل‌هایی که ایشان بارها از آن استفاده می‌کردند، تمثیل درخت بود.
باغبان برای اینکه درخت بتواند میوه بهتر و بیشتری بدهد، گاهی شاخه‌های آن را هرس می‌کند. اگر کسی از بیرون به این کار نگاه کند، ممکن است تصور کند باغبان در حال آسیب زدن به درخت است؛ در حالی که هدف او می‌تواند رشد بهتر درخت و افزایش ثمره آن باشد. من هم با خودم فکر کردم که اگر از خداوند بپرسم چرا چنین اتفاقی افتاد، شاید علت این اتفاق، آن چیزی نباشد که ما در نگاه اول تصور می‌کنیم. شاید حکمت‌ها و دلایل دیگری وجود داشته باشد که ما اکنون از آن‌ها آگاهی نداریم.
من شخصاً به این باور رسیده‌ام که آقای مهندس، اگرچه از نظر فیزیکی در میان ما نیستند، اما اگر بخواهیم از زاویه‌ای گسترده‌تر به این موضوع نگاه کنیم، می‌توانیم احساس کنیم که اثر وجودی، اندیشه و تفکر ایشان همچنان در حال گسترش است؛ همان مسیر تکاملی که همیشه در کنگره درباره آن صحبت می‌کنیم.
شاید رفتن ایشان به معنای آماده شدن بستری تازه برای ادامه حرکت باشد؛ همان‌طور که در طول این شش یا هفت سالی که افتخار داشتم شاگرد کوچکشان باشم و از نزدیک نظاره‌گر فعالیت‌هایشان باشم، بارها دیدم که خودشان پیش‌قدم می‌شدند، راه را هموار می‌کردند و پس از آن، فرمان حرکت را صادر می‌کردند.
این موضوع را در زمینه‌های مختلف دیده‌ایم؛ از درمان اعتیاد و کاهش وزن گرفته تا درمان سیگار و جایگاه‌ها و ساختارهای گوناگونی که در کنگره شکل گرفتند. ایشان در بسیاری از این مسیرها، ابتدا خودشان قدم برمی‌داشتند و سپس دیگران را به حرکت دعوت می‌کردند.
در رابطه با بزرگداشت ایشان نیز می‌توان ساعت‌ها صحبت کرد؛ درباره بزرگی شخصیتشان، منش، کردار و رفتارشان. اما به نظرم مهم‌تر از همه این است که درباره ایشان صحبت کنیم و آگاهی و آموزش‌هایشان را به نسل‌های جدیدتر منتقل کنیم.
باید به نسل‌های بعد بگوییم که این مجموعه با چه سختی‌ها، رنج‌ها و مشقت‌هایی شکل گرفته است؛ اینکه آقای مهندس و خانواده ایشان طی بیست‌وهفت، بیست‌وهشت سال و نزدیک به سه دهه تلاش کردند تا بستری فراهم شود که نسل‌های مختلف بتوانند از آن بهره ببرند.
من اعتقاد دارم که نسل‌های آینده نیز از این سیستم و تفکری که آقای مهندس بنیان گذاشتند، استفاده خواهند کرد. اما سؤال مهم برای من این است که منِ نوعی چگونه می‌توانم احترام خودم را به ایشان نشان بدهم و حق این همه زحمت را تا حد توان ادا کنم؟ به نظر من، راهش این است که به دنبال ادامه دادن مسیر و تفکر ایشان باشیم؛ تلاش کنیم، تلاش کنیم و باز هم تلاش کنیم تا بتوانیم به خواسته‌هایی که ایشان بارها مطرح کردند، نزدیک‌تر شویم؛ از جمله جهانی شدن کنگره، ساخت دانشگاه و کمک به خانواده‌های آسیب‌دیده‌ای که همچنان به حمایت و آموزش نیاز دارند.
اگر بخواهم در پایان به جمله‌ای از آقای مهندس اشاره کنم که همیشه در ذهنم مانده و سعی کرده‌ام آن را به خاطر بسپارم، این است که همواره قدر داشته‌هایمان را بدانیم.
امروز، کنگره ۶۰ و جایگاه راهنمایی، از بزرگ‌ترین داشته‌های زندگی من هستند. شعبه شادآباد، استادانم، دیده‌بانان و تمام خدمتگزاران کنگره، هرکدام بخشی از داشته‌های ارزشمند زندگی من محسوب می‌شوند.
شاید لازم باشد از این به بعد، بیش از گذشته مراقب این داشته‌ها باشیم و قدر آن‌ها را بدانیم؛ چراکه بسیاری از چیزهایی که امروز در اختیار داریم، حاصل سال‌ها تلاش و زحمت آقای مهندس و همراهانشان است.
موضوع دیگری که در این روزها به آن فکر می‌کردم، یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهایی است که آقای مهندس از خودشان به جا گذاشته‌اند. انسان‌ها در طول زندگی خود بناها و سازه‌هایی می‌سازند یا محصولاتی تولید می‌کنند که ممکن است پس از رفتنشان نیز باقی بمانند. اما به نظر من، یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای آقای مهندس، خودِ انسان‌هایی هستند که در این مسیر پرورش یافته‌اند؛ یعنی تک‌تک شماها و من.
من اعتقاد دارم هرکدام از ما، بذری هستیم که آقای مهندس طی این بیست‌وهفت یا بیست‌وهشت سال تلاش، در وجودمان کاشته‌اند. اکنون وظیفه ماست که بیشتر تلاش کنیم تا این بذرها رشد کنند، شکوفا شوند و بتوانند ثمره‌ای ارزشمند در این جهان به جا بگذارند.
امیدوارم همه ما بتوانیم هرچه زودتر به آرامش و تعادل خودمان بازگردیم و مسیری را که آقای مهندس برای نجات زندگی‌های بسیاری هموار کردند، با قدرت و تعهد بیشتری ادامه دهیم. در پایان، امیدوارم بتوانیم با ادامه دادن راه و تفکر آقای مهندس، قدردان واقعی زحمات ایشان باشیم و آنچه را از ایشان آموخته‌ایم، به نسل‌های بعد منتقل کنیم.
از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، بسیار ممنونم.

مراسم اطعام بزرگداشت آقای مهندس دژاکام:


بارگزاری و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...