جلسه هشتم از دوره سی و هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شفا مشهد به استادی پهلوان همسفر سحر، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر آتنا با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)» روز دوشنبه ۲۷ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاسه سخنان استاد:
در تلاش و کوشش شما مطالبی نهفته است که کمتر از سخنان گفته شده نیست؛ به ساحل رساندن انسانهای در حال غرق، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و ما هماکنون، در پی همین هدف هستیم؛ این حرکت ادامه گذشته است و در آینده نیز امتداد خواهد داشت. شما راه را برای کسانیکه نمیشناسند، با نور عشق، عقل و ایمان روشن میکنید و این عمل در کل کائنات عبادتی بیپایان محسوب میشود؛ حتماً میدانید که عبادت به روشهای مختلف انجام میگردد. از ایجنت شعبه همسفر شفیعه، از نگهبان جلسه همسفر مریم و از همسفر نازنین، که این خدمت را به من محول کردند، تشکر میکنم؛ همچنین امیدوارم بتوانم به بهترین شکل این خدمت را انجام دهم؛ تسلیت میگویم، امّا گفتن تسلیت بسیار سخت است پس بهتر است بگویم: شاد باش و تبریک عرض میکنم به همه عزیزانی که در یک بُعد دیگر در انتظار جناب مهندس بودند و لحظه شماری میکردند که ایشان نزد آنها برود تا بتواند عزیزانی که به سبب اعتیاد یا با اعتیاد فوت یا خودکشی کردند و خیلی از افرادی که به کنگره۶۰، آمدند ولی سفر آنها ناتمام ماند و از این جهان رفتند، به آنها کمک کنند؛ امیدوارم بتوانند سفر خوبی را در کنار جناب مهندس داشته باشند.
کنگره۶۰، کاشف روش DST، ثابت کرد، هر از دست دادنی منجر به بدست آوردن چیز بهتری میشود؛ در روش DST مقدار مصرف را پلهپله کم میکنیم یعنی: یک مقدار از موادی که مصرف میکردیم را از دست میدهیم ولی به جای آن سیستم ایکس ما راهاندازی میشود و به ما نشان داد که تا چیزی را از دست ندهیم، نمیتوانیم چیزی را به دست آوریم؛ بنابراین باید آن خانه و ساختار قبل فرو بریزد تا یک ساختار جدید ساخته شود؛ اگر ما کنگره۶۰، را به دو فصل تقسیم کنیم، میشود: یک فصل زمانی که مهندس وجود داشتند و فصلی که ایشان در بین ما حضور ندارند؛ در فصلی که جناب مهندس حضور داشتند، افرادی که در این دوره سفر کردند و آموزش گرفتند، اکنون با نبود حضور فیزیکی جناب مهندس یک یومالفصل جدید دارند، مثل کسانی که در زمان پیامبر زندگی میکردند و آن روزها را دیدند، این اشخاص هم جناب مهندس را دیدند، محبت ایشان را درک کردند و در جلساتی که صحبت میکردند، حضور داشتند؛ پس وظایفی دارند، میتوانند محکمتر و پایدارتر باشند، چراکه مزه عشق و آرامش را چشیدند.
حال یک عده نیز هستند که متاسفانه نتوانستند این روزها را تجربه کنند، میخواهیم بدانیم که تکلیف این افراد چیست؟ درست است که مهندس حضور فیزیکی ندارند، ولیکن اینقدر دستاورد دارند و برای ما باقی الصالحات بجا گذاشتهاند، مثل پدری که برای فرزندان خود ارث میگذارد؛ و آنان تا آخر عمر هر چقدر میخورند تمام نمیشود؛ ایشان دقیقاً برای ما همین حکم را دارند. بیش از ۱۵۰۰ سیدی داریم، مگر عمر چقدر کفاف میدهد که بتوانیم همه اینها را گوش دهیم و بنویسیم! آنقدر کتاب و جزوه دارند که خود نیز دیروز سر لژیون درباره کلمه " بینیازی " فقط ۴۰ دقیقه صحبت کردیم؛ یعنی هر دفعه که میخواهیم یکی از کتابهای جناب مهندس مانند: " کتاب عشق، کتاب ۶۰ درجه زیر صفر" را بخوانیم، مطالب و مفاهیم جدیدی برای ما باز میشود؛ دقیقاً مثل قرآن کریم میماند که ۱۴۰۰ سال پیش نوشته شد ولی هنوز هم تازگی دارد و بهروز است. صحبتهای ایشان و کتابهایی که منتشر کردند، همین حکم را دارد؛ هر زمان و در هر برههای که استفاده کنیم، برای ما پیام جدیدی دارد.
اگر بخواهم از دستاوردهای مهندس بگویم، همین حضور شما در جلسه است؛ اینکه برای چه آمدهاید! اصلاً فکر کردهاید که چرا اینجا نشستهاید؟ غیر از این است که یک نور امیدی در دلهای ما به وجود آمده؟ هر کدام با سختیهای مختلفی هفت خان رستم را رد کرده و در این جمع حضور داریم؛ با اینکه خیلی از ما هم هنوز نگران خانه و بچهها هستیم، با وجود مشکلات چرا آمدیم؟ به خاطر آرامش و امیدی که اینجا کسب میکنیم، میدانیم که این مکان چیزی به ما میدهد؛ در اینجا عشق پخش میشود، محبت جاری است؛ هر کدام از ما، هر حالی که داریم، به جناب مهندس میرسد؛ مثل اثر پروانهای میماند؛ همانطوری که ایشان زمانی شروع کردند و ذرهذره جلو رفتند، با امید و عشق کار خود را انجام دادند تا به اینجا رسیدند؛ حالا هم نوبت ما است که این کار را انجام دهیم.
دستاوردهای ایشان بسیار است، صوت جناب مهندس یک دستاورد است، اگر هر روز بخواهم یک سیدی از ایشان گوش دهم، به تکتک سلولهای من مینشیند؛ اگر بخواهم" کتاب وادی عشق "را در نظر بگیرم میگوید: (۱۴ وادی برای رسیدن به خود) نگفته است برای رسیدن به خدا، تمام هدف مهندس این بود که انسان جسم، روح و روان خود را بشناسد، به خودش برسد تا در نهایت به خداوند نیز برسد. ایشان تمام وجود خود را به ما بخشیدند؛ از روز اول تا لحظه آخر تا آن هنگام تعطیلات عید که در سفر به سر میبرند ولی باز هم برای ما سیدی پر کردند. از مال خود بخشیدند و آن بخشش باعث حرکت شد، برکتی که الان همه ما در کنگره۶۰، میبینیم، جمعیتی که در تمام شعبات حضور دارند؛ پس وظیفه ما چیست؟ اگر میخواهیم ایشان از ما راضی و خشنود باشند، بدانیم الان مسئولیت ما بیشتر است؛ زیرا دعوت شدهایم که به آن سفر اولی که یک روز به کنگره۶۰، آمده راه را نشان دهیم؛ چراکه اگر برود و دیگر نیاید ضربه میخورد. بدانیم که بیدلیل اینجا نیستیم، کارت دعوت برای ما فرستاده شده و فرمان برای ما صادر شده است.
خیلیها انتظار میکشند یا حتی بسیاری از همسایههای اطراف اینجا از وجود این مکان خبر ندارند ولی در تاریکی به سر میبرند؛ پس وظایف ما از حالا به بعد بسیار سنگینتر است؛ باید پیام جناب مهندس را با عملکرد خود به دیگران برسانیم؛ با حرف زدن و شعار دادن فایده ندارد؛ هر چقدر بیشتر کنگرهای زندگی کنیم، وظایف خود را بهتر انجام دادهایم. جشن گلریزان نزدیک است از شما خواهش میکنم هر آنچه از کنگره۶۰، برداشت کردید، حتی اگر یک ساعت حال خوش را تجربه کردید و یک شب با آرامش سر خود را روی بالشت گذاشتید، همان مقدار را پرداخت کنید؛ زیرا اگر شما پرداخت نکنید، جهان هستی طور دیگری از شما خواهد گرفت.
تقدیر و تشکر از اعضای بخشنده لژیون سردار
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر راضیه و مسافر اصغر
تایپیست: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون هفدهم)
عکاس: همسفر تکتم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
ارسال: همسفر راضیه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
253