به نام خدایی که پایان هر غروب را طلوعی
و پایان هر مسیر را آغازی دیگر قرار داده است...
امروز واژهها در برابر اندوه دلم ناتواناند؛ چگونه میتوان از رفتن کسی نوشت که آمدنش، آغاز دوبارهٔ زندگی برای هزاران انسان بود؟
مهندس عزیز، استاد بزرگوارم، هنوز باورم نمیشود که باید از شما به زبان گذشته یاد کنم. مگر میشود چراغی که سالها روشنیبخش راه انسانهای دردمند بوده است، خاموش شود؟ مگر میشود باور کرد دستی که دستهای ناامید بسیاری را گرفت و آنها را از تاریکی به سوی روشنایی هدایت کرد، دیگر در میان ما نباشد؟
من یک همسفرم؛ همسفری که روزی با دلی پر از نگرانی، چشمانی اشکبار و کولهباری از رنج و ناامیدی وارد کنگره ۶۰ شد. روزهایی را به یاد میآورم که نمیدانستم چگونه باید با درد عزیزم کنار بیایم، چگونه امید داشته باشم و چگونه دوباره آرامش را به خانه و زندگیام بازگردانم. اما در مسیر آموزشهای شما آموختم که ناامیدی پایان راه نیست، انسان میتواند دوباره برخیزد و هیچ تاریکیای همیشگی نیست.
شما به ما آموختید که اعتیاد پایان زندگی نیست؛ که میتوان دوباره ساخت، دوباره عشق ورزید و دوباره طعم آرامش را چشید. شما تنها راه درمان را نشان ندادید، بلکه به ما آموختید چگونه زندگی کنیم، چگونه ببخشیم، چگونه صبر کنیم و چگونه در سختترین روزها، امید را در دل خود زنده نگه داریم.
مهندس جان، امروز قلبم پر از حرفهایی است که دیگر نمیدانم چگونه باید به شما بگویم. دلم میخواهد مانند روزهای نخست، در گوشهای از کنگره بنشینم، به سخنانتان گوش بسپارم و با خود بگویم هنوز فرصت دارم بیشتر بیاموزم، بیشتر خدمت کنم و بهتر زندگی کنم. اما افسوس که امروز جای خالی شما را با تمام وجود احساس میکنم.
چه سخت است دلتنگ کسی باشیم که حضورش برایمان معنای امید داشت؛ کسی که شاید هرگز به اندازهٔ تمام زحماتش از او تشکر نکردیم، شاید بارها از کنار آموزشهایش گذشتیم و ندانستیم چه گنج بزرگی در اختیارمان قرار گرفته است.
استاد عزیزم، اگرچه داغ نبودنتان بر دل ما سنگینی میکند، اما باور دارم که اندیشه، آموزش و راهی که برای نجات انسانها بنا کردید، با رفتن شما از میان نمیرود. شما در لبخند خانوادههایی که دوباره آرامش را تجربه میکنند، در دستانی که به یاری یکدیگر بلند میشوند و در قلب همسفرانی که دوباره امید به زندگی پیدا کردهاند، زنده خواهید ماند.
امروز اشک میریزیم؛ نه فقط برای رفتن شما، بلکه برای تمام لحظههایی که میتوانستیم بیشتر قدردان حضورتان باشیم. دلمان برای صدایتان، برای آموزشهایتان و برای نگاهی که به انسان و تواناییهایش داشتید، تنگ خواهد شد.
🖤 خداحافظی با شما آسان نیست، مهندس جان؛
اما ما همسفران میکوشیم با ادامه دادن راه درست،
با خدمت صادقانه و با بهکارگیری آموزشهایی که از شما آموختهایم،
یاد و نامتان را زنده نگه داریم.
🌿 روحتان در آرامش و یادتان تا همیشه در قلب ما جاودانه باد. 🌿