سلام دوستان، رضا هستم یک مسافر؛
آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک و شیره. به مدت ده ماه و نوزده روز به روش دیاستی با داروی OT و با راهنمایی آقا محمود سفر کردم و اکنون با دستان آقای مهندس، سه سال و بیست روز است که آزاد و رها هستم. ورزش من در کنگره، دوومیدانی است.
امروز که این دلنوشته را مینویسم، بیستودوم مهرماه سال ۱۴۰۵ است. امروز دکتر امین پیامی گذاشتند که آقای مهندس سفر آخرت را انجام دادهاند. من، رضا، که امروز ۴ سال است در کنگره هستم، به مانند انسانی که پدر از دست داده و با حال خراب میخواهم بگویم که آقای مهندس برای من چه کردهاند.
روز اول که وارد کنگره شدم، هیچ امیدی به رهایی از مواد نداشتم و با کلی منیت و غرور وارد شدم و شروع به سفر کردم. با کمک روش آقای مهندس، از موادی که هیچ امیدی به رهایی از آن نداشتم رها شدم. ابتدا برای رهایی از مواد وارد کنگره شدم، اما چیزهای زیادی از کنگره آموزش گرفتم؛ روش درست زندگی کردن، احترام گذاشتن به دیگران و خودم را یاد گرفتم.
قبل از ورود به کنگره اصلاً برای جسم خودم ارزشی قائل نبودم؛ به قدری اضافه وزن داشتم که حتی یک قدم نمیتوانستم راه بروم. الان به لطف خداوند و آموزشهایی که در کنگره دیدهام، در طی این ۴ سال به دوومیدانی علاقهمند شدم و هر جمعه در پارک ولایت ورزش خودم را انجام میدهم.
کنگره به من آموخت که چگونه به خود خدمت کنم و دستگیرِ انسانهای دردمند باشم؛ کنگره به من درسِ محبت آموخت، رسوم احترام به استاد را یاد داد و شرافتِ شاگردی را پیش چشمم گذاشت.
امروز، منِ «رضا» وظیفه خود میدانم که همواره شاگردی فروتن و خدمتگزاری وفادار برای کنگره بمانم. امیدوارم تا پای جان، رهروِ راستینِ راهِ آقای مهندس باشم و قطرهای باشم جاری در اقیانوسِ بیکرانِ کنگره، تا شاید بتوانم در تحقق اهداف بزرگ و انسانی ایشان برای نجات بشریت، گامی ثابت و استوار بردارم.
بارگزاری و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
217