English Version
This Site Is Available In English

امروز باید بین «واقعیت» و «حقیقت» تفاوت قائل شویم.

امروز باید بین «واقعیت» و «حقیقت» تفاوت قائل شویم.

چهارمین جلسه از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمال‌الملک به استادی راهنمای محترم مسافر علیرضا و نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر یوسف با دستور جلسه « کشف متد D.S.T و دستاوردهای علمی آقای مهندس »در روز چهارشنبه 22 مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰شروع به کار کرد.

سخنان استاد:

خدا را شاکر هستم که در این جلسه در خدمت شما هستم. خیلی خوشحالم و بابت این قضیه از ایجنت، گروه مرزبانی و نگهبان تشکر می‌کنم. وقتی فهمیدم لژیون، خدمتگزارِ سردار است، خیلی ممنونم از لژیون سردار.

خوب، من خیلی کوتاه این‌ها را به ذهنم آمد که بگویم: آقای مهندس، یک اندیشمند و محقق خیلی بزرگی بودند. کمی برگردیم عقب‌تر؛ ایشان مهندس الکتروتکنیک و فارغ‌التحصیل از دانشگاه علم و صنعت بودند. من همیشه گفته‌ام که در درون ایشان همیشه خیر خواهی وجود داشته و این باعث شد که ایشان در همان دوره‌ای که کار می‌کردند، دنبال این باشند که دست کارگران آسیب نبیند و چشم الکترونیک اختراع کردند و خیلی هم موفق بودند.  در منطقه سیستان و بلوچستان کارخانه را تأسیس کردند.

آقای مهندس در آن دوران از سال ۵۹ اگر اشتباه نکنم وارد اعتیاد شدند و چون ایشان محقق بودند
دائم در تلاش بودند که چگونه از اعتیاد خارج شوند
سالیان سال تحقیق می کردند تا چهارسال قبل از درمان یعنی سال ۷۱ نور اساتیدشان به ایشان تابید
و با رهنمود های اساتید مسیر را ادامه دادند


‌ایشان در ماه رمضان سال ۱۳۷۵  مقدار و زمان مصرف را مرتب نمودند و دیدن در این آزمایش
حالشان کم‌کم بهتر می شود و این مسیر را ادامه دادند
و بعد از نتیجه گرفتن و به رهایی رسیدن فرمودند:
مهم ترین قضیه برای من این بود که این دانش انتقال پیدا کند
در ۳۱ شهریور سال ۷۸، اولین جلسه کنگره برگزار گردید.  در کوچه مهدی‌زاد شروع کردند.  آقای مهندس بسیار زحمت کشیدند وتلاش خیلی زیادی انجام دادند.

‌زمانی که آقای مهندس خاطراتشان را از آن زمان تعریف می کردند عادت داشتند از گذشتگان تشکر می کردند و کم کم کنگره با تلاش ایشان و دوستانی که در ادامه اضافه شدندبه این نقطه رسید

تا سال ۱۳۹۴ رهایی ها سالانه تقریبا ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر بوداما وقتی لژیون سردار آمد و کمک های مالی بیشتری صورت گرفت آمار رهایی خیلی بالا رفت
و در این سه سال اخیر  سالانه ۸ هزار رهایی داشتیم
تحقیقات آقای مهندس سرعت زیادی گرفت و آقای مهندس مقالات زیادی در جوامع بین الملل و دانشگاه های مثل هاروارد و بریستول و کمبریج در بحث دی سب  ، کنسر سینه و چهار نوع سرطان خون و دیگر مطالب  ارائه دادند خیلی سخت است در این جوامع مقاله دادن اما آقای مهندس تا سطحی مورد پذیرش آن ها قرار گرفتن که چند وقت پیش پیگیر مقاله جدید از آقای مهندس شده بودند چون زبان علم را می شناسند
و این یعنی پیروزی همه مقالات جناب مهندس را قبول کردند و مستندات را پذیرفتند


باور اینکه یک دانشمند از ایران بیاید و اعتیاد، چاقی و سرطان یعنی بزرگترین مصیبت در جوامع اروپایی و جهان است حل کند و این مسیر را باز کند اینگونه علامت‌گذاری کند بسیار سخت بود اما این اتفاق افتاد

من افتخار می‌کنم که بین شما هستم؛ بچه‌های کنگره جز بهترین‌ها هستند، چون خوب درک می‌کنند و با قلبشان خوب بازی می‌کنند. آقای مهندس روزی ۱۶ ساعت کار می‌کردند. من شاهد هستم که بگویم؛ یک نفر با ۷۵ سال سن، این همه  تلاش کرده است. وقتی کرونا و تعطیلی‌ها مختلف بود، هیچ‌وقت غیبت نمی‌کرد و تشریف می‌آوردند.

امروز وظیفه ما این است؛ یک واقعیت هست و یک حقیقت هست. واقعیت آن چیزی است که واقع شده، مثل همین پیکری که شما دارید؛ آن‌قدر همه چیز طبیعی است که فکر می‌کنید همیشه هستید.
حقیقت آن ماجرایی است که تو به خاطرش آمدی؛ آن چیزی که بوده و هست و خواهد بود.

آقای مهندس، واقعیتِ پیکر ایشان پیش ما نیست، ولی حقیقتِ آن تلاش، پشتکار، درستی، بخشش و گذشتی که جناب مهندس به همه ما یاد داد، هست. حالا شما می‌خواهید به حقیقت وصل شوید یا واقعیت؟ اگر واقعیت را بخواهید در گریه و ناله می‌مانید، اگر حقیقت را بخواهید، تلاش می‌کنید.

استاد همیشه می‌گفتند: نمی‌خواهد مسلمان باشید، ما محمد باشیم؛ نمی‌خواهد مسیحی باشید، عیسی باشید. هیچ‌کس نتوانست سیگار، چاقی و اعتیاد را درمان کند؛ خودم بین متخصصان چرخیدم. جناب مهندس می خواستند  از دانششان صحبت کنید.

وظیفه ما امروز سنگین‌تر است. می‌دانی چرا؟ چون تمام آدم‌ها آنچه را که می‌بینند بهتر می‌توانند ارتباط برقرار کنند، تا اینکه بخواهند چیزی را با چشم دل ببینند؛ و تمام شما این خاصیت را دارید؛ معرفت دارید، در نوشتن سی دی، در به موقع حضور داشتن و حضور در لژیون سردار.

همه می‌خواهند بخورند؛ مثلا در مسجد می‌گویند غذا چه می دهند اینجا اینطور نیست می خواهند مشارکت کنند راهنما می گوید حالت چطور است در فکر این است که رهجو می آید روی دارو یا نه مگر مادر یا پدر اوست که انقدر نگران است
این راهنمایان این خصوصیتشان شبیه استادشان ، آقای مهندس است

خیلی ممنون از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید.


 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...