English Version
This Site Is Available In English

نشانی ما را به خود ما داد

نشانی ما را به خود ما داد

جلسه هفتم از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی نائین به استادی ایجنت همسفر حدیث، نگهبانی همسفر طاهره و دبیری همسفر همدم با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» روز دوشنبه ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

آقای مهندس ۲۵ آبان ۱۳۲۸ در شهر کرمان به دنیا آمدند. ایشان مهندس برق از دانشگاه علم و صنعت ایران هستند. در سال ۱۳۷۷ کنگره۶۰ را تأسیس کردند. روش درمان ایشان به‌صورت DST بود و این فرمان، فرمان الهی بود که به آقای مهندس داده شد که با انسان‌هایی کار کنند که هیچ‌کس در دنیا آنها را قبول ندارند. ایشان کاری کردند که تمام این خانواده‌ها الان همه با سرافرازی سر بالا کنند و بگویند ما جزء انجمن احیاء کنگره۶۰ هستیم و این چیزی نبود، جز قدرتی که این بزرگوار و لطف خداوند به تک‌تک ما، به خانواده‌های ما، به زندگی ما و فردای ما داد.

اگر در مورد کشفیات آقای مهندس بخواهیم صحبت کنیم، هیچ‌کدام از ما نمی‌فهمیم به کجا آمده‌ایم، چه آموزشی گرفته‌ایم و چه نعمت بزرگی در اختیار ما بوده است. اولین دستاوردی که آقای مهندس داشتند، این بود که به مصرف‌کننده که هیچ کجا اعتبار نداشت، اعتبار بخشید و به جایگاه همسفر اهمیت داد. این عزتی بود که آقای مهندس برای تک‌تک ماها انجام داد و نشانی ما را به خود ما داد. ما را از بازی‌های بچگانه دور کرد و به تک‌تک ما کمک کرد، خودمان را بشناسیم. چیز قشنگی که به ما یاد داد این بود که به تو هیچ ربطی ندارد که دیگران چه کاری انجام می‌دهند، مهم این است که تو چه کاری می‌کنی و این درس بسیار بزرگی بود.

کاری که آقای مهندس انجام دادند، این بود که D.sap را درست کردند؛ همچنین بسیاری از بیماری‌ها را نیز درمان کردند. کنگره با متدی که انجام داد، مسافر من و فرزندانم را به من بازگرداند و هر چه جلوتر می‌روم، خودم را مدیون کنگره می‌دانم، چه می‌شود که در هستی، وقتی روز معلم است، همه به او تبریک می‌گویند، وقتی روز مهندس است همه به او تبریک می‌گویند، وقتی روز کیمیاگر است، همه به او تبریک می‌گویند، وقتی روز نویسنده است، همه به او تبریک می‌گویند، چقدر ما خوشبخت بودیم و نمی‌دانستیم. این چیزی نیست که خداوند می‌گوید؟ وقتی از یک نفر چیزی گرفته می‌شود، تازه می‌فهمد چه چیزی داشته است.

تک‌تک ما باید آموزش بگیریم. در ادامه وظیفه ما چیست؟ تک‌تک انسان‌ها دو بازی دارند، یکی بازی در آگاهی و دیگری بازی در ناآگاهی. ما همه آگاه هستیم، ما همه دانسته به اینجا آمده‌ایم، سفر اولی‌ها نمی‌دانند، ما چه دردی می‌کشیم، چرا که انسان‌ها هر چه بیشتر در کنگره بمانند، تشنه‌تر می‌شوند! آقای مهندس چند سال پیش فرمودند: «اگر می‌خواهید قدرتمند شوید، بروید درس بخوانید. اگر واقعاً دوست دارید، در بخش مالی فعالیت کنید، نترسید، انسان‌ها با حرف‌زدن به جایی نمی‌رسند باید حرف در عمل باشد.» این فرمان را آقای مهندس به تک‌تک ما آموخت که بگذریم، برویم و مسیر را طی کنیم. هر چه بیشتر این مسیر را طی کنیم، حالمان خوب‌تر می‌شود.

جای ایشان پیش ما خالی است و تک‌تک لحظه‌ها در کنار ما هستند، اگر به ایستگاه نرسیم اتوبوس می‌رود و با رفتن اتوبوس، اندوه، افسوس و چراها برای تک‌تک ما می‌ماند. من قبلاً در پیج اینستاگرام خود از آقای مهندس چیزی نمی‌گفتم؛ ولی از امروز به بعد دستاوردم تغییر می‌کند، از آقای مهندس و کشفیات ایشان صحبت می‌کنم؛ چرا که پنج سرطان را آقای مهندس به‌صورت قطعی درمان کردند، سرطان سینه، سرطان خون، ام‌اس، کولیت روده و این‌ها همه معجزه در این حیات هستند. آیا تک‌تک ما که روی این صندلی‌ها می‌نشینیم، صد خودمان را می‌گذاریم؟ آیا یادمان نرفته است که از کجا به کجا رسیده‌ایم؟ آیا جمعه‌ها در پارک حضور داریم؟ آیا خدمتگزار واقعی هستیم؟ از این به بعد حضور غیرفیزیکی آقای مهندس در کنار تک‌تک ما هست. امیدوارم در کلام، تفکر و عمل خود قدردان باشیم. وظیفه ما خیلی سخت شد. امیدوارم که تک‌تک ما در کلام و عمل بتوانید قدم‌های قشنگ‌تر برداریم که در بعدهای بعدی، خداوند کنار بزرگان خود، یک جای کوچکی به تک‌تک ما بدهد.

مرزبانان کشیک: مسافر جلال و همسفر معصومه
تایپ: همسفر آتنا رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون سوم)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر معصومه
همسفران نمایندگی نائین

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...