جلسه سوم از دور هشتم کارگاههای آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره۶۰ نمایندگی آزادشهر به استادی ایجنت همسفر زینب، نگهبانی همسفر ملیحه و دبیری همسفر زهرا با دستورجلسه: «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس » روز دوشنبه ۲۰مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار نمود.
.jpeg)
خلاصه سخنان استاد:
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود، گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود. این فقدان بزرگ را و این غم بزرگ را در اصل به خانواده آقای مهندس و در ادامه، به خانواده بزرگ کنگره ۶۰ تسلیت میگویم. برای ما خیلی سخت است؛ روزهای سختی را گذراندیم و در آن روزهای سخت هم خیلی چیزها را یاد گرفتهایم. من درس بزرگی که در آن روزها از فرزندان آقای مهندس یاد گرفتهام، به معنای واقعی، توکّل، رضا و تسلیم را در عمل به ما نشان دادند و در جایی که میخواستم از تعادل خارج شوم، به این عزیزان نگاه میکردم و خودم را جمعوجور میکردم.
امروز، روزی است که بایستی در مورد مِتُدِ دیاستی (DST) و دستاوردهای آقای مهندس صحبت کنیم. دستور جلسه را به این اختصاص دادند که ما یادآوری کنیم که آقای مهندس در طول این سالها چه زحماتی را متحمل شدند تا امروز کنگره به اینجا رسیده است. اولین دستاورد بزرگ آقای مهندس، کشفِ مِتُدِ دیاستی (DST) بود و شرح کامل کشف این مِتُد، در اولین کتابشان، کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه»، کاملاً با زبان ساده توضیح داده شد؛ صورت مسئله اعتیاد را حل کردند و در اختیار عموم قرار دادند و در ادامه، با اضافه کردن شربت تریاک در کنار مِتُدِ دیاستی (DST)، برای درمان اعتیاد کمک کردند که یک فرد مصرفکننده، کمترین علائم سندروم محرومیت از قطع مواد مخدر را داشته باشد تا بتواند به یک درمانی که هم عملکرد جسم و هم عملکرد روانش در حالت متعادل قرار گیرد، برسد.
در ادامه، مِتُدِ درمان دیاستی (DST) را برای درمان سیگار نیز به کار بردند. همه ما میدانیم که چه اتفاقی افتاد تا آقای مهندس به این دستاوردها دست پیدا کردند و در اختیار ما قرار دادند؛ مسافران زیادی، هم از بند نیکوتین آزاد شدند و هم از بند سیگار آزاد شدند. این مطالب خیلی ارزشمند است. این مطالب را برای ما گذاشتهاند برای اینکه آن روزها و آن سختیهای مسیر را یادآوری کنیم. زمانی که مسافران برای دریافت رهایی و گرفتن گل رهایی از دستان مبارک آقای مهندس به تهران مراجعه میکردند، توضیحاتی را میدادند؛ مبنی بر اینکه در کنار اعتیاد، ما بیماریهایی داشتیم که قابل درمان نبود و با یک دارو فقط آن را کنترل میکردند و یک شرایط نگهدارنده به وجود میآوردند.
وقتی تعداد گزارشهایی که از طرف مسافرانی که درمان میشدند به آقای مهندس بیشتر شد، ایشان را بر این داشت که تحقیقاتش را شروع کنند که چه اتفاقی در این مسیر درمان در حال به وجود آمدن است که این گزارشات در حال انتقال به ایشان بود. آنجا بود که آقای مهندس، سیستم ایکس را کشف کردند و در ادامه، مقالات و تحقیقات زیادی را برای درمان بیماری سرطان سینه، مهار متاستاز سرطان سینه، برای درمان کُلیت اولسراتیو و زخم کُلیت، اِماِس (MS) و در ادامه، صرع ارائه دادند. تمام این مقالاتشان را ارائه دادند و خیلی از آنها پذیرش شدند و در مرحله چاپ هستند. استاد امین در اطلاعیه آخرشان گفتند؛ که «پدر مسیر خیلی سختی را طی کردند ولی هیچوقت نگفتند خستهام و ایستاده رفتند!»
این حرف برای من که ۱۰ سال در کنگره هستم، خیلی خیلی تلنگر بزرگی بود. شاید امروز برای اولین بار، به معنای واقعی، لذت خدمتم را چشیدهام. دو ساعت مسیری را که آمدم اصلاً به چشمم نیامد و عشق کردم. بعضی از آدمها با رفتنشان هم به ما درس میدهند. با رفتنشان هم به ما تلنگر میزنند. امروز صحبت کردن در مورد دستاوردهای آقای مهندس، اصلاً من خودم را در آن حد نمیدانم که در این جایگاه بنشینم و در مورد ایشان صحبت کنم؛ اصلاً افکار به صورت ناخودآگاه به سمتی میرود که من بایستی یادآور روزهایی باشم که در کنگره به من چه گذشت و چه چیزهایی را به دست آوردیم. امروز همه ما تازه متوجه شدیم که کجای کار قرار گرفتهایم. آقای مهندس برای درمان همه بیماریهایی که علم پزشکی آنها را لاعلاج میدانند، گفتند؛ که بیماریهایی مثل؛ سرطان و همه مواردی که ذکر شد، همه آنها از یک نقطه مشترک اتفاق میافتد و آن نقطه، تغییراتی است که در سیستم اپیژِنوم یا همان سیستم ایکس آن فرد در حال اتفاق افتادن است و در ادامه، گفتند؛ که همه این بیماریها از یک الگو برای درمان پیروی میکند و آن الگویی که آقای مهندس به آن دست یافتند، مِتُدِ دیاستی (DST) و مثلث دیاودی (DOD) بود که در همین مثلث، آقای مهندس میگوید؛ که اگر یک فرد این سه اصل را رعایت کند و داروی مناسب را در زمان مناسب یا در یک شرایط مناسب دریافت کند، قطعاً به درمان میرسد. من میدانم که ۵ دقیقه زمان، اصلاً زمان خیلی کمی است که بخواهیم در مورد دستاوردهای آقای مهندس صحبت کنیم؛ فقط این را بگویم؛ که همیشه این قسمت از متنِ حکم قاضی را که در کتاب ۶۰ درجه میخواندیم، امروز واقعاً متوجه شدم که اثر حکم همیشه در حال حیاتِ قاضی به واقعیت بزرگ جلوه نمینماید؛ امّا اگر ما در زمان و مکان دیگری بیان مطلب نماییم، اثر، بسیار درخشان است. امروز روزی است که خیلیها میترسیدند از این که در مسیر کنگره درمان شدند، بیان کنند و این را به دیگران انتقال دهند ولی امروز ما میبینیم که در صفحات مجازی، انقلابی شده است که اصلاً ناخواسته افراد آمدند و از استادشان یاد کردند و ناخواسته باعث انتقال کنگره به خیلیها شدند. من از خداوند برای همه، صبوری، استقامت و آرامش را خواستارم و انشاءالله همه ما پرقدرت در جهت پیشبرد اهداف کنگره ۶۰ قدم برداریم.

مرزبانان کشیک: همسفر کبری و مسافر امید
تایپ و ویراستاری: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر ساغر (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجو راهنما همسفر ساغر (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر کبری مرزبان خبری
نمایندگی همسفران آزادشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
370