English Version
This Site Is Available In English

خدمات آقای مهندس به بشریت ابدی هستند

خدمات آقای مهندس به بشریت ابدی هستند

جلسه هشتم از دور یازدهم سری کارگاه های آموزشی کنگره ۶۰ ویژه مسافرین شعبه پرند با دستور جلسه " کشف متد DST و دستاوردهای آقای مهندس " و با ٱستادی راهنمای محترم مسافر میلاد و نگهبانی مسافر محمدرضا و دبیری مسافر محمود در روز دوشنبه ۲۰ مهر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

 

سلام دوستان، میلاد هستم مسافر.

خدا را شکر می‌کنم که توفیق حاصل شد در این جایگاه خدمت کنم. از گروه مرزبانی و ایجنت محترم تشکر می‌کنم که به من فرصت دادند. همچنین از نگهبان و دبیر عزیزشان سپاسگزارم.

من هم به رسم ادب، درگذشت آقای مهندس و سفر ایشان به جهان آخرت را تسلیت عرض می‌کنم. ان‌شاءالله بتوانیم راه ایشان را ادامه بدهیم. هدف من از ادامه دادن این راه هم همین است که هرکدام از ما وظیفه خودمان را بهتر از قبل انجام بدهیم.

در مورد دستور جلسه، یعنی کشف متد DST و دستاوردهای آقای مهندس، باید بگویم آقای مهندس از همان ابتدا یک انسان محقق بودند. ایشان روی پیچیده‌ترین و سخت‌ترین دستگاه‌های الکترونیکی تحقیق می‌کردند. برای مثال، روی دستگاه‌های پرس، چشم الکترونیکی نصب می‌کردند تا از قطع شدن دست کارگران جلوگیری شود.

وقتی وارد مسئله اعتیاد می‌شوند، با خودشان می‌گویند: من چطور می‌توانم عیب این سیستم‌های صنعتی را پیدا کنم، اما نمی‌توانم عیب خودم را که اعتیاد است، پیدا کنم؟

ایشان در آن زمان در تاریکی بودند تا اینکه نوری از دل تاریکی نمایان شد. به واسطه صحبت‌ها و ارتباطی که با استادان خود داشتند، اولین الهام به ایشان شد که کالبدشان غبارگرفته است و باید این غبار زدوده شود. زمانی که الکل را کنار می‌گذارند، استادشان به ایشان می‌گویند که تا حدودی بهتر شده‌اند، اما هنوز جای پیشرفت وجود دارد.

آقای مهندس با توجه به الهامی که به ایشان می‌شود، آن الهام را دریافت می‌کنند و پنج وعده مصرف مواد خود را تنظیم می‌کنند که در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر هم نوشته شده است و همه ما می‌دانیم که این اتفاق چگونه افتاد و مصرف مواد ایشان چگونه کاهش پیدا کرد تا در نهایت به رهایی رسیدند.

بعد از این قضیه، یادم می‌آید زمانی که به کنگره آمدم، یکی از هم‌لژیونی‌های ما مشارکت می‌کرد و می‌گفت بعد از ۱۷ سال صاحب فرزند شده است. ایشان هفده سال به پزشکان مختلف مراجعه کرده و همه راه‌ها را امتحان کرده بود، اما صاحب فرزند نشده بود. با ورود به کنگره و با ۲۰ سال تخریب، توانسته بود در حدود پنجاه‌سالگی پدر شود. این موضوع برای من بسیار تعجب‌آور بود.

موارد دیگری هم می‌دیدیم که آقای مهندس مطرح می‌کردند؛ برای مثال، فردی که سرطان پروستات داشته و بهبود پیدا کرده بود، یا خانمی که برای درمان اعتیاد خود اقدام کرده بود و پس از آن باردار شده بود.

دقیقاً یادم می‌آید اوایل سال ۱۳۹۱ بود که آقای مهندس می‌گفتند من این اتفاقاتی را که در جسم انسان رخ می‌دهد، مانند یک جعبه سیاه می‌بینم؛ اتفاقاتی که باعث می‌شود فردی که امکان بارداری نداشته، بتواند باردار شود یا فردی که سرطان داشته، بهبود پیدا کند. من پزشک نیستم و ابزار لازم برای بررسی این اتفاقات را ندارم.

اما ایشان به این موضوع بسنده نکردند و خودشان دست‌به‌کار شدند. این بار نه در داخل ایران، بلکه در خارج از کشور و در حوزه تحقیقات علمی وارد عمل شدند.

شما اگر بخواهید مقاله‌ای در سایت دانشگاه علوم پزشکی ایران منتشر کنید، باید مراحل مختلفی را پشت سر بگذارید. حالا تصور کنید مقاله‌ای در دانشگاه هاروارد پذیرفته شود؛ این دستاورد کمی نیست.

آقای مهندس در زمینه تحقیقات پزشکی نیز اقدام کردند. علم پزشکی با بسیاری از حوزه‌های دیگر تفاوت دارد؛ زیرا در این حوزه با سلامت و جان انسان سروکار داریم. در کنگره ۶۰، تحقیقات در زمینه درمان اعتیاد و برخی بیماری‌ها انجام شد و نتایجی به دست آمد، اما در علم پزشکی برای پذیرش نتایج، مراحل و ضوابط مشخصی وجود دارد و معمولاً باید تحقیقات پیش‌بالینی و حیوانی، مراحل لازم را طی کنند تا امکان ورود به مطالعات انسانی فراهم شود.

آقای مهندس موش‌های صحرایی را خریداری کردند و آن‌ها را با موادی مانند الکل، هروئین یا تریاک در معرض اعتیاد قرار دادند. این آزمایش‌ها در انگلستان نیز انجام شد. نمونه‌هایی از بافت و اندام این حیوانات برای بررسی‌های آزمایشگاهی ارسال می‌شد تا مشخص شود که آیا فرایند درمان در حال انجام است یا خیر. در بازه‌های زمانی مختلف نیز نمونه‌برداری انجام می‌گرفت تا تغییرات بررسی شود.

وقتی نتایج تحقیقات به دست آمد، مقالاتی تهیه شد و در مجامع علمی مورد توجه قرار گرفت. این دستاوردها به‌هیچ‌وجه دستاوردهای کوچکی نیستند.

من تعدادی از مقالات و دستاوردهای علمی ایشان را یادداشت کرده‌ام:

* مقاله مربوط به ام‌اس در آرشیو دانشگاه هاروارد

* درمان کولیت اولسراتیو با پروتکل DST و داروی اپیوم در سال ۲۰۲۴ در فلوریدا

* بررسی تأثیرات رفتاری و مولکولی پروتکل DST بر مدل حیوانی اعتیاد

* پذیرش مقاله آقای مهندس برای ارائه در کنفرانس مراقبت از اعصاب دانشگاه شیکاگو در آمریکا در سال ۲۰۲۶

* تحقیقات مرتبط با درمان کووید ۱۹ و سارس

* انتشار مقاله در زمینه مهار متاستاز سرطان سینه

* مقایسه روش تیپرینگ شربت تریاک با روش دوازده قدم معتادان گمنام
و مقالات دیگر.

آقای مهندس روی موضوع سرطان سینه تأکید زیادی داشتند؛ چون برای یک زن بسیار دشوار است که بخواهد یکی از سینه‌های خود را از دست بدهد؛ هم از لحاظ ظاهری و هم از نظر فیزیولوژیکی.

در مجموع، ایشان خودشان را وقف علم و کنگره ۶۰ کردند. گاهی اوقات ما پنج یا شش ساعت کار می‌کنیم و از زمین و زمان ناراحت می‌شویم و انتظار داریم همه از ما تشکر کنند و زحماتمان را ببینند.

به قول استاد امین، ایشان می‌گفتند که آقای مهندس حتی یک بار هم نگفتند خسته‌ام.

آقای مهندس از ناحیه پا مشکل داشتند و نشستن برایشان دشوار بود، اما هیچ‌وقت شکایت نمی‌کردند. این‌ها برای من درس است؛ درسی که به من می‌گوید اگر در کنگره ۶۰ خدمت می‌کنم و دیگران نیز به من خدمت کرده‌اند، نباید خستگی خودم را به دیگران منتقل کنم. نباید خستگی و ناراحتی خودم را به خانواده یا کنگره انتقال بدهم.

باید ببینیم آقای مهندس چه چیزی برای ما به یادگار گذاشته‌اند. علمی که ایشان به جا گذاشته‌اند، اکنون به من و شما منتقل شده است و این علم مانند یک امانت بر دوش ما قرار دارد.

هرکدام از ما در هر جایگاهی که هستیم، باید به این موضوع توجه کنیم. اگر من بیش از پانزده کیلو اضافه‌وزن داشته باشم، گریه کردن برای آقای مهندس چه فایده‌ای دارد؟ اگر سیگار می‌کشم، ناراحت بودن من چه فایده‌ای دارد؟ اگر در سفر هستم، سی‌دی‌هایم را نمی‌نویسم و دیر به کنگره می‌آیم، این ناراحتی و ابراز تأسف چه فایده‌ای دارد؟

اگر آقای مهندس را دوست داریم، باید در عمل نشان بدهیم. اگر می‌گوییم آقای مهندس را دوست داریم، باید به آموزه‌های ایشان عمل کنیم، سیگار نکشیم، وظایف خودمان را انجام بدهیم و به کنگره بیاییم.

این علم اکنون بر دوش همه ما قرار دارد و من مطمئنم که کنگره ۶۰ از قبل نیز بهتر به مسیر خود ادامه خواهد داد؛ چون آقای مهندس با رفتن خودشان تلنگری به همه ما زدند تا بیشتر به مسئولیت‌هایمان توجه کنیم.

حسرت خیلی از چیزها بر دل ما ماند. من حسرت می‌خورم که چرا در جلسات بیشتری حضور پیدا نکردم و چرا بعضی کارها را زودتر انجام ندادم. یکی حسرت می‌خورد که چرا سفر بهتری نداشت تا زودتر به رهایی برسد و بتواند در کنار ایشان باشد. دیگری حسرت می‌خورد که چرا نرفت ایشان را در پارک ببیند.

پس این اتفاق باید تلنگری برای ما باشد تا حضورمان در کنگره را جدی‌تر بگیریم، بهتر آموزش ببینیم و بهتر از قبل عمل کنیم.

ان‌شاءالله آقای مهندس از همه ما راضی باشند.

در شعبه خودمان نیز باید بیشتر از قبل همکاری کنیم؛ با مرزبانان و ایجنت محترم همراه باشیم و قدم‌به‌قدم برای ارتقای شعبه و افزایش سطح آگاهی اعضا تلاش کنیم.

ان‌شاءالله همه ما در سلامت کامل باشیم و بتوانیم بهتر از قبل از آموزه‌های آقای مهندس و دکتر امین استفاده کنیم و آن‌ها را در زندگی خود به کار ببندیم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم.

تایپ تنظیم و بارگزاری:مسافر میلاد و مسافر یوسف(لژیون دوم)

مرزبان خبری:مسافر مجید

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...