English Version
This Site Is Available In English

در کنگره۶۰ خدمت یک امر اجباری نیست

در کنگره۶۰ خدمت یک امر اجباری نیست

آقای مهندس در سی دی عالم غیب می فرمایند:« زندگی انسان مانند یک کتابی است که از روز ازل نوشته شده و تمام رویدادهایی که از بدو ورود به این دنیا تا مرگ میبیند قسمتی از این کتاب است». انسان فقط جسم نیست و همه چیز بعد از مرگ به پایان نمی رسد. نفس انسان دارای حلقه های متعددی است و باید سعی کند که تکامل پیدا کند. این شرایطی که در زندگی رخ داده نتیجه عملکرد گذشته است که هرکاری کرده باشیم نتیجه اش را خواهیم دید، پس باید بپذیریم که مسئولیتی در این دنیا داریم و باید دانست این جهان برمبنای نظم کار می کند. تغییر یکدفعه اتفاق نمی افتد اگر انسان مسیری را به عمق تاریکی رفته باشد، باید آن مسیر را قدم به قدم و با شرایط سختی طی بکند و در وحله اول باید خودش تغییر کند و بعد بسیاری از مسائل را تغییر بدهد.محبت واقعی از دانایی، معرفت و شناخت سرچشمه می گیرد و زمانی که بین باورهای انسان با محبت پیوند ایجاد بشود، کاملا می تواند آنرا حس و لمس کند.باید برای هر هدفی جست و جوگر باشیم و سعی کنیم آموزش هارا به خوبی یادبگیریم و در انجام دادن کارها استمرار داشته باشیم، مانند یک میخ که به وسیله چکش در دیوار فرو می رود.
آقای مهندس به مسئله عشق، خدمت و شکرگزاری  هم اشاره می کنند که کار و حرکت انسان زمانی معنا دارد که ریشه در حیات و عشق داشته باشد، زندگی بر مبنای محبت و عشق است و اگر نباشد خیلی از پیوندهای که در زندگی نقش دارند کامل شکل نمی گیرد. انسان باید در بسیاری از حرکات خود سختی رنج هایی که به دلیل نیروی درونی تحمل می کند، یعنی نیرویی که آنرا به خدمت در آموزش انتقال دانسته هایش به دیگران ترغیب می کند، هر دانشی که انسان با تلاش به دست بیاورد و به دیگران قرار بدهد، خدمتی از عشق است مثلا پزشک با درمان، معلم با انتقال دانش، پژوهشگر با یافتن کشفیات و...
در کنگره۶۰ خدمت یک امر اجباری نیست؛ کسانی که در جایگاهای بالایی قرار دارند مانند دیده بانان، خدمت را از عشق می دانند و باعث می شود از روی محبت و عشق به حرکت دربیایند و خدمت بکنند و حالشان خوب است.و یکی از خدمت ها خدمت برای انسان هایی است که در کنارما نیستند و در آینده ممکن است بیایند پس همینطور که گذشتگان ساختند ما استفاده کردیم ماهم باید برای آیندگان این بذر را بکاریم.در کنگره۶۰ هم دیگران برای ما تلاش کردند زمینه ها را آماده کردند، پس ماهم باید برای بهبود و احیای زمین تلاش کنیم. نزدیک شدن به هستی؛ محبت تنها در ارتباط انسان با انسان خلاصه نمی شود، اگر به هستی و مخلوقاتش توجه کنیم، مانند درخت، کوه و غیره اینها همه احساس مسئولیتی است که باید داشته باشیم، و از طبیعت به خوبی محافظت کنیم. آموزشها همراه زمان است که انسان را تغییر می دهد؛ انسانهایی که در اندیشه و کردارشان خلل ایجاد کردند و برای جبران خسارت اقدام می کنند، به عنوان مثال فردی که با شرایط بسیار نامناسب وارد کنگره شدند با گرفتن آموزش و حرکت کردن به آبهای زلال می رسد، باید از آلودگی های مسیر جلوگیری کرد. برای اینکه نیروهای سازنده درون زندگی مان بیشتر شوند باید قدر دارایی هایمان را بدانیم و شکرگزار باشیم، باید از راهنمایان و مرزبان هاهم قدردانی شود.در قسمت آخر محبت و عشق نیروی انسان هستند و خدمت یکی از چهره های آشکار محبت است؛ وقتی انسان یاد می گیرد شکرگزار باشد و از داشته ها دیگران قدردانی کند محبت در وجودش افزایش پیدا می کند و میتواند در رفتارش نمایان بشود، پس باید بیاموزیم و برای خود صرفا زندگی نکنیم و بخشی از توان، دانش، محبتمان را در اختیار دیگران قرار دهیم.در نتیجه آنچیزی که انسان را می تواند از سکون به حرکت از تاریکی به روشنایی، از خودخواهی به خدمت برساند دانایی، محبت، عشق و شکرگزاری است.

 

نویسنده: همسفر احسان از لژیون یکم به راهنمایی راهنمای محترم همسفر مصطفی

ویراستاری متن: همسفر سهند از لژیون یکم به راهنمایی راهنمای محترم همسفر مصطفی

مرزبان خبری: همسفر علی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...