امروز جلسه سوم از دوره دوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی در نمایندگی حسنآباد با استادی مسافر محسن، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه «وادی هشتم و تأثیر آن روی من» در تاریخ چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵ ساعت ١۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.JPG)
سخنان استاد:
سلام دوستان محسن هستم مسافر. در ابتدا خدا را شکر میکنم، هزاران بار شکر و سپاس که امروز این فرصت و لیاقت را پیدا کردم تا در جمع شما دوستان بنشینم، آموزش بگیرم و انرژی مثبتی که در اینجا دریافت میکنم را در زندگیام به کار بگیرم. بابت این فرصت، خدا را شاکر و سپاسگزارم. از نگهبان جلسه نیز تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار داد تا امروز در جایگاه استادی قرار بگیرم، خدمت کنم و در کنار شما آموزش بگیرم. پیش از اینکه درباره دستور جلسه صحبت کنم، میخواهم به نکتهای اشاره کنم که چند روزی ذهنم را درگیر کرده بود. مدتی پیش دیدهبان محترم آقای اشکذری در اینجا مشارکتی داشتند و صحبتهایی کردند که برای من بسیار جالب بود و پاسخ بسیاری از پرسشهایم را در خود داشت. در سفر اول، ما تقریباً هر روز به دنبال بهانهای هستیم که در جلسه حاضر نشویم. من هم در سفر اول همینطور بودم. مرتب به دنبال نقطهضعف میگشتم، چون باور و ایمان کافی نداشتم و دنبال روزنهای بودم که بتوانم برگردم و سفرم را رها کنم. دوستانی که با من سفر میکردند، شرایط من را میدیدند. من دائماً دنبال راهی برای برگشتن بودم، اما اگر بخواهم صادقانه بگویم، چیزی که باعث شد بمانم، قدرت مافوق بود. من با سری پر از جنگ و با ناامیدی و ترس فراوان وارد این مسیر شده بودم، اما به هر شکل توانستم بمانم و سفرم را ادامه بدهم.
اما در سفر دوم دیگر به دنبال بهانهای برای نیامدن نیستم. آن روز شاید نمیدانستم چه چیزی ما را به اینجا میکشاند؛ اما در وادی سیزدهم پاسخ آن را گرفتم؛ آن چیز، عشق است. وقتی عشق درون انسان ریشه میکند، ناخودآگاه او را به سمت این مکان میآورد. امروز صبح در ساختمان سیمرغ بودم وقتی به خانه رسیدم، ناهار خوردم و دوباره به اینجا آمدم، در حالی که اصلاً نمیدانستم قرار است امروز در جایگاه استاد قرار بگیرم. این انرژی و حسی است که من در کنگره۶۰ به دست آوردهام. برای سفر اولیها هم از خدا میخواهم که به چنین جایگاهی برسند. برای من، از ساعت چهار که زمان جلسه میشود، دیگر هیچ چیز ارزش و اهمیت سابق را ندارد. نه مسائل مادی و نه حتی کار و معامله. اگر بگویند همین الان قرار است معاملهای با رقم بسیار بالا انجام شود، دیگر برای من اهمیتی ندارد؛ چون امروز چیزی که برایم اهمیت دارد، حال خوب و انرژی است که از کنگره۶۰ میگیرم و باعث میشود ساعتها آرام و ریلکس باشم. امروز باید یاد بگیرم بهترینها را انتخاب کنم. بهترین انتخاب برای من این است که در این مکان خدمت کنم.
خدمت کردن در کنگره منت گذاشتن بر دیگران نیست؛ من در واقع به خود خدمت میکنم، آموزش میبینم، انرژی میگیرم و تلاش میکنم زمانی را که در این مکان میگذرانم بیهوده نباشد. اگر سه ساعت به کنگره میآیم، حتی اگر در این سه ساعت فقط یک کلمه یاد بگیرم، برای من کافی است. اگر یک نکته آموزش بگیرم که بتوانم در زندگیام استفاده کنم، همین برای من ارزشمند است. زمانی افکار من بسته و ذهنم پریشان بود و چیز زیادی در ذهنم نداشتم، اما امروز به واسطه آموزشهای کنگره، ذهنم آمادگی پیدا کرده است که بهترین تفکرات را دریافت و انتخاب کند. گاهی در یک جلسه ۲۰ نفر مشارکت میکنند و از میان آن ۲۰ مشارکت، یک نفر دقیقاً حرفی را میزند که پاسخ پرسش من است. من این را همان القاء و الهام میدانم. ممکن است مدتها به دنبال جواب یک سؤال باشم و نتوانم حتی سؤال خودم را به زبان بیاورم، اما ناگهان یک نفر مشارکتی میکند و دقیقاً همان جوابی را میدهد که من دنبالش بودهام. بارها برای من اتفاق افتاده که یک سفر اولی، با وجود اینکه مدت کوتاهی از سفرش گذشته، در مشارکت خود پاسخی به من داده که مدتها به دنبال آن بودهام. من این را مطمئناً همان القاء و الهام و پیامی از طرف خدا میدانم.
دستور جلسه میگوید "با حرکت راه نمایان میشود". منظور از حرکت این نیست که امروز فکر کنم اگر شروع به حرکت کردم، تمام مشکلاتم یکباره حل میشود. تجربه نشان داده که افراد زیادی حرکت کردهاند، وارد این مسیر شدهاند و حتی دو یا سه سال در این برنامه بودهاند، اما دوباره برگشت خوردهاند. کنگره غربالگری انجام میدهد و فقط آمدن و رفتن به جلسه به معنای حرکت واقعی نیست. اینکه من به جلسه بیایم، کاری انجام بدهم و بگویم در مسیر هستم، بهتنهایی کافی نیست. حرکت کردن به یکسری منابع نیاز دارد و دوستان سفر اولی زمانی که به وادی چشمههای جوشان برسند، پاسخ این مسئله را بهتر درک خواهند کرد. یکی از منابع این مسیر، همان هفت وادی است.پیش از هر وادی باید چیزی یاد گرفته باشم و توشهای از آن با خود برداشته باشم. این توشه، سرمایه راه من است؛ دانشی که باید با آن حرکت کنم، تفکری که باید به کمک آن تصمیم بگیرم و آگاهی که کمک میکند در صراط مستقیم حرکت کنم.
در سفر اول، کنگره چیز زیادی از ما نمیخواهد. یک سیدی مینویسیم و به راهنما تحویل میدهیم. تأکید آقای مهندس روی این موضوع به این دلیل است که تمام تمرکز سفر اولی روی سفر خودش باشد و شرایط برای او مهیا شده تا بتواند با آرامش به درمان برسد. اما اگر من فکر کنم همین که حرکت کنم، به جلسه بیایم، یک سیدی را فقط روی کاغذ بنویسم و دفتر را پر کنم و تحویل راهنما بدهم، در واقع خودم را گول میزنم. نوشتن سیدی زمانی برای من ارزش دارد که بعد از تمام شدن آن بتوانم حتی یک صفحه از مطالبش را برای راهنمایم توضیح بدهم. هدف فقط پر کردن دفتر نیست؛ هدف این است که آموزش را بگیریم و آن را به توشهای برای ادامه مسیر تبدیل کنم.حرکت واقعی این نیست که فقط به جلسه بیایم تا غیبت نخورم. اگر هدف من فقط حضور ظاهری باشد، در واقع خودم را خسته و اذیت کردهام. آنچه باید اتفاق بیفتد این است که عشق درون من شکل بگیرد و به جایگاهی برسم که تفکرم تغییر کند و به یک تفکر الهی نزدیک شوم. امروز من به کنگره نیاز دارم و برای خود این جایگاه را تنها راهی میدانم که میتواند زندگیام را تغییر دهد. کنگره زندگی بسیاری از انسانها را تغییر داده و میتواند زندگی من را نیز تغییر دهد.
امیدوارم راه برای همه هموار شود و بتوانیم این مسیر را به درستی ادامه دهیم. در پایان میخواهم درباره دوستانی صحبت کنم که هنوز بیرون از این در هستند و در رنج و عذاب به سر میبرند. امروز میتوانم بهترین پیام برای آنها باشم. از این در که وارد کنگره میشوم و لباس سفید میپوشم، باید بدانم که رفتار، کردار و حتی نحوه صحبت کردنم میتواند تصویری از کنگره در ذهن دیگران ایجاد کند. در شهر حسنآباد، رفتار من زیر ذرهبین است و ممکن است خدای نکرده یک رفتار نادرست از من باعث شود دیگران درباره کنگره قضاوت کنند و بگویند این هم کنگره آنها. امیدوارم خداوند لیاقت و توانایی به من بدهد که پیامدهنده خوبی برای کنگره باشم، در جامعه و شهر حسنآباد رفتار شایستهای داشته باشم و بتوانم دوستان دیگری را نیز با این مسیر آشنا کنم.
در ادامه امروز چهارشنبه ۱۵ مهر دومین جلسه از آزمون داخلی نمایندگی حسنآباد رأس ساعت ۱۶:۳۰ برگزار شد.
.JPG)
.JPG)
تایپ و ویرایش: مسافر مجید
عکاس: مسافر فرهاد
ارسال: مرزبان خبری مسافر حسن
مسافران نمایندگی حسنآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
55