جلسه هفتم ار دوره اول از سری لژیون ویلیام وایت شعبه شاهین شهر به استادی راهنمای محترم مسافر جواد ربانی در تاریخ 1405/07/14 راس ساعت 15:30 آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
امروز داشتم سیدی «معلم» را گوش میکردم و به بچهها هم گفتیم که این سیدی را گوش کنند. آقای دکتر امین در این سیدی درباره ورود به تاریکیها و همچنین راه خروج از تاریکیها صحبت میکنند. واقعاً سیدی بسیار پرمحتوایی است، همانند تمام سیدیهایی که آقای دکتر امین و آقای مهندس دژاکام برای آموزش ما ارائه میکنند، دلیل اینکه گفتیم سیدی «معلم» را گوش کنید، این است که باید بدانیم ماندن در لژیون و گوشبهفرمان بودن از راهنما و مربی، اولین و مهمترین اصل برای کسی است که میخواهد از تاریکی خارج شود، آقای دکتر امین خیلی زیبا توضیح میدهند که وقتی انسان برای خروج از تاریکی نیاز به تفکر، دانایی و آموزش دارد، باید بداند که اصلاً چگونه وارد تاریکی شده است، ایشان از همان ابتدا صحبت میکنند؛ از جایی که انسان نقض فرمان میکند و همین نقض فرمان، او را وارد تاریکی میکند. در تمثیلها نیز از درخت و میوه ممنوعه صحبت شده است؛ یعنی انسان با نقض فرمان، مسیری را آغاز میکند که در نهایت او را به عمق تاریکی میبرد، اما نکته مهم اینجاست که تنها چیزی که میتواند انسان را از تاریکی خارج کند، «فرمان» است؛ یعنی فرمانبرداری از مربی و معلم.
کسی که به واسطه نقض فرمان وارد تاریکی شده است، برای خروج از آن باید فرمانبرداری را یاد بگیرد، در سیستم کنگره ۶۰ نیز کسانی که برای درمان اعتیاد یا درمان سیگار وارد میشوند، از همان ابتدا باید دستشان در دست راهنما و مربی باشد و به هیچ عنوان از این مسیر خارج نشوند، حال سؤال این است که چه کسی میتواند در این مسیر به انسان کمک کند؟ کسی که خودش در بطن این کار بوده و مسیر را طی کرده است، در کنگره ۶0.، راهنمای درمان کسی است که خودش این مسیر را تجربه کرده و از آن عبور کرده است، این موضوع همان تفاوت بین «علمالیقین»، «عینالیقین» و «حقالیقین» است، ممکن است فردی در بیرون از این سیستم درباره اعتیاد و سیگار تحقیقات زیادی انجام داده باشد و از نظر علمی اطلاعات خوبی داشته باشد؛ اما وقتی خودش این مسیر را تجربه نکرده باشد، بسیاری از مسائل درونی یک مصرفکننده را نمیتواند بهطور کامل درک کند، او نمیداند زمانی که یک فرد میگوید وسوسه دارم، نیاز دارم، یا وقتی مدتی سیگار مصرف نکردهام چه اتفاقی در درون من میافتد، دقیقاً چه فرآیندی در حال شکل گرفتن است. حتی ممکن است فردی چند ماه با آدامس نیکوتین پیش برود، اما دوباره به مصرف برگردد و خودش هم متوجه نشود که اولین نخ سیگار را چه زمانی روشن کرده است، از طرف دیگر، ممکن است کسانی بگویند: «باید اراده داشته باشی، باید غیرت داشته باشی، سیگار را کنار بگذاری و دیگر مصرف نکنی.» این افراد شاید چیزهایی دیده یا شنیده باشند، اما تجربه عمیق این مسیر را ندارند.
اما کسی که خودش مصرفکننده بوده، در این زمینه آموزش دیده، مسیر را طی کرده و از تاریکی خارج شده است، «حقالیقین» را تجربه کرده است. به همین دلیل، کسی که در جایگاه راهنمایی درمان اعتیاد یا درمان سیگار قرار دارد، دقیقاً میتواند شرایط یک مصرفکننده را درک کند و به او راهنمایی بدهد، اینجاست که میتوانی به راهنما اعتماد کنی و دستت را در دست او بگذاری؛ چون او این مسیر را رفته و میداند چگونه باید از این باتلاق خارج شد، راهنما خودش این مسیر را تجربه کرده، آموزش دیده و با کمک سیستم کنگره ۶۰ از این گذرگاه سخت عبور کرده است. به همین دلیل امروز میتواند دستگیر دیگری باشد و به او کمک کند، در کنگره ۶۰، ما طبق پروتکل درمانی که آقای مهندس دژاکام ارائه کردهاند حرکت میکنیم. همیشه گفتهاند اگر میخواهی ببینی یک درخت چقدر بار میدهد، به میوه آن نگاه کن.
وقتی به سیستم کنگره ۶۰ نگاه میکنیم، میبینیم پروتکلی وجود دارد که انسانها را بهصورت واقعی و سالم از تاریکی و باتلاق اعتیاد عبور میدهد. در جایی که حتی شنیدن کلمه «ترک» برای یک مصرفکننده میتواند اضطراب و سختی زیادی ایجاد کند، در کنگره ۶۰ فرد میتواند بهصورت اصولی و با سلامت از این گذرگاه عبور کند و به درمان برسد، امروز نمونههای آن را در خود کنگره60 میبینیم؛ تعداد زیادی از مسافران به درمان رسیدهاند و افراد زیادی نیز در حال طی کردن پروسه درمان سیگار در لژیون ویلیام وایت و با استفاده از آدامس نیکوتین هستند. راهنماها و سفر دومیهایی که امروز در کنار ما هستند، نمونههای زنده همین مسیر هستند، وقتی به این افراد نگاه میکنیم، میتوانیم ببینیم که این درخت چه میوهای داده است، میوه این درخت چیست؟ اینکه انسانی به جایی برسد که دیگر وسوسه و نیازی برای مصرف نداشته باشد و حتی لحظهای به مواد مخدر یا سیگار فکر نکند.
آقای مهندس دژاکام دقیقاً درباره همین موضوع صحبت میکنند که در درمان اعتیاد و درمان سیگار، ما کاری انجام میدهیم که ساختار و سیستم درونی فرد تغییر کند؛ بهگونهای که دیگر گیرندگی و تمایل گذشته نسبت به مصرف سیگار وجود نداشته باشد، ما نمیتوانیم جلوی کسی را که سیگار میفروشد یا سیگار میکشد بگیریم، اما میتوانیم خودمان بهگونهای سفر کنیم که دیگر هیچ وسوسه و نیازی نسبت به سیگار نداشته باشیم، از نظر علمی نیز درباره نیکوتین و سیستمهای درونی بدن توضیحات کاملی داده شده است؛ اینکه چه غدهای در بدن وظیفهای شبیه عملکرد نیکوتین را بر عهده دارد و در درمان چه اتفاقی برای این سیستم میافتد.
در کنار این آموزشها، پروتکل درمان سیگار یا ویلیام وایت نیز در اختیار ما قرار گرفته است و با استفاده از آدامس نیکوتین، فرد بهتدریج سفر خود را آغاز میکند، در این مسیر، گوشبهفرمان بودن و در دست راهنما و مربی بودن، از نظر جسمی به انسان کمک میکند تا به تعادل برسد. از طرف دیگر، سیدیهایی مانند «معلم» و آموزشهای جهانبینی آقای دکتر امین و آقای مهندس دژاکام، روی ذهن و تفکر انسان کار میکنند، من به هومن عزیز هم گفتم که گفت: «من در راه مانده بودم، اما کنگرهای نبود که من را بیاورد.» به او گفتم: «ذهن تو هنوز ذهن درمانگر نیست.» ذهن و جهانبینی انسان، جهان خاکی او را میسازد. تمام آموزشهای جهانبینی در کنگره60 به این موضوع برمیگردد که انسان بتواند درست فکر کردن را یاد بگیرد، ذهن خودش را در اختیار بگیرد و فرماندهی جسمش را به دست آورد تا به فرمان عقل نزدیک شود. وقتی بتوانی ذهنت را در اختیار خودت بگیری و آن را کنترل کنی، میتوانی جهان خاکی خودت را بسازی و حتی بر جهان خواب و دنیای درونی خود نیز تأثیر بگذاری. در واقع، بخش زیادی از زندگی انسان در دنیای ذهن او شکل میگیرد. امیدوارم همه بچهها به این تدبیر و تفکر درست برسند که تنها چیزی که میتواند به درمان ما کمک کند، درمان واقعی است؛ نه ترک کردن، نه کنار گذاشتن موقت، بلکه درمان.
در کنگره ۶۰، لقب «مصرفکننده» از انسان برداشته میشود و واژه زیبای «مسافر» به او داده میشود؛ کسی که از نقطهای حرکت خود را برای درمان آغاز میکند، مسیر را طی میکند، در نقطهای به پایان مصرف میرسد و سپس یک آغاز جدید را بدون مصرف سیگار و دخانیات تجربه میکند. کنگره60 به ما یاد داد چگونه زندگی کنیم و چگونه اجازه بدهیم دیگران نیز زندگی کنند. امیدوارم همه بچهها مراقب سلامتی خودشان باشند و این موضوع را درک کنند که خیلی زود، دیر میشود. از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و همچنین همه دوستانی که برای ما زحمت کشیدهاند و تلاش کردهاند، تشکر و قدردانی میکنم؛ به خاطر اینکه امروز بستری فراهم شده تا هم خودمان و هم خانوادههایمان بتوانیم در آرامش زندگی کنیم.

تهیه و تنظیم: مسافر علی فدایی
تقدیم نگاه زیبایتان از طرف خدمتگزازان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
53