جلسه یازدهم از دوره پانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دکتر مسعود کرج به استادی همسفر فرزانه، نگهبانی همسفر سمیه و دبیری همسفر فریده با دستورجلسه «وادی هشتم ( با حرکت راه نمایان می شود.) و تاثیر آن روی من » روز دوشنبه 13 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت 16:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، فرزانه هستم، همسفر. امروز توفیق خدمتگزاری در لژیون سردار را دارم و خداوند این فرصت را به من داده است تا بتوانم در این جایگاه خدمت کنم. از خانم رها، خانم فهیمه، خانم نسرین، راهنمای محترم، ایجنت، مرزبانها، نگهبان و دبیر جلسه بسیار سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. در مورد وادی هشتم، «با حرکت راه نمایان میشود»، من همیشه یک تصویر ذهنی از وادیها دارم. احساس میکنم این وادی مثل یک ماشین است. شما تصور کنید بدون هیچ پیشزمینهای لباس میپوشید، سوار ماشین میشوید و استارت میزنید و میخواهید حرکت کنید؛ اما اگر تفکری پشت این حرکت نباشد، اصلاً نمیدانید کجا میخواهید بروید و دچار سردرگمی میشوید. نمیدانید جهت حرکتتان به کدام سمت است. پس این تفکر ماست که به مسیرمان جهت میدهد و به همین دلیل باید خیلی مراقب افکارمان باشیم که به کجا میروند و در چه مسیری حرکت میکنند. من خودم زمانی بهگونهای بودم که افکارم سوار بر من بودند؛ مثل یک بادکنک هلیومی با هر بادی به سمتی میرفتم، چون قدرتی در خودم نمیدیدم و احساس میکردم خیلی ضعیف هستم. چیزی که باعث تغییر در من شد، لژیون سردار بود. شاید چیزی که ما در صور آشکار میبینیم، پرداخت کردن پول باشد، اما در صور پنهان، برای منِ فرزانه اصلاً بحث پول نبود؛ بحث این بود که میتوانم صفت بخشندگی را در خودم به وجود بیاورم، میتوانم تمرکز داشته باشم، قدرت داشته باشم و صفات ارزشمند دیگری را در خودم پرورش بدهم. لژیون سردار این ویژگیها را به من آموخت.
ما باید با تفکر صحیح و آگاهی از ترسهایمان عبور کنیم و این خدمت زیبا را انجام بدهیم. من واقعاً میترسیدم که بخواهم دنور شوم، اما وقتی این خدمت را انجام دادم، همانطور که میگویند، الهام میآید و تحرک ایجاد میشود؛ چون دریافتهایی که از لژیون سردار داری، جنس مادی ندارد. تو بخشندگی را یاد میگیری، یاد میگیری چطور پسانداز کنی و همین موضوع باعث شد در سالهای بعد هم بخواهم این کار را ادامه بدهم و یاد بگیرم برای آینده چطور پسانداز کنم. این موضوع قدرت زیادی به من داد و من تمام این ویژگیها را مدیون لژیون سردار هستم. وادی هشتم میگوید وقتی در مسیر هستید، روی خودتان کار میکنید. ممکن است به دلیل تفکرات اشتباه، مسیرهایی را به بیراهه رفته باشید و صدماتی را ابتدا به خودتان، بعد به اطرافیانتان و در نهایت به جامعه وارد کرده باشید. اما وقتی به رهایی میرسید، میتوانید جبران خسارت کنید؛ ابتدا نسبت به خودتان، بعد نسبت به خانواده و سپس نسبت به جامعهای که در آن زندگی میکنید. ما از گذشته سیاههای از اعمال و رفتارهای ضد ارزشی داریم؛ اما میتوانیم آن سیاهه را که در واقع رزومه عملکرد زندگی ماست، نزد خدای خود ببریم و پیمان ببندیم که دیگر آن اشتباهات را تکرار نکنیم.
یکی از خواستههای درونی من این است که بتوانم روزی این پیمان را ببندم، تلاش کنم و از ضد ارزشها فاصله بگیرم و به آن آرامشی که تکتک ما خواستار آن هستیم، برسم. به نظر من، حرکت کردن با تفکر صحیح، آگاهی و شناخت از خود، همان چیزی است که میتواند راه را برای ما نمایان کند. شاید در ابتدا ترس داشته باشیم یا ندانیم قرار است به کجا برسیم، اما وقتی حرکت میکنیم، مسیر برایمان آشکار میشود و در این مسیر، خودمان را بهتر میشناسیم و میتوانیم تغییر کنیم. لژیون سردار برای من فقط یک خدمت مالی نبود؛ فرصتی بود برای اینکه بخشندگی، قدرت، تمرکز، پسانداز کردن و بسیاری از صفات ارزشمند را در خودم تجربه کنم و پرورش بدهم. در پایان، از اینکه با سکوت زیبایتان به صحبتهای من گوش کردید، بسیار سپاسگزارم.
.jpg)
اهدای تقدیرنامه حکم قهرمانی ورزش تنیس روی میز
.jpg)
اهدای تقدیرنامه حکم قهرمانی ورزش شطرنج
.jpg)
مرزبان کشیک: همسفر فرزانه، مسافر مجتبی
تایپیست: همسفر مهلا رهجوی راهنما همسفر سمانه(لژیون دهم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون دهم)
ارسال: همسفر لیلا (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی دکتر مسعود
- تعداد بازدید از این مطلب :
202