English Version
This Site Is Available In English

روشنایی مسیر زندگی

روشنایی مسیر زندگی

در سکون، هیچ چیز به وجود نمی‌آید و زایشی صورت نمی‌گیرد. همه‌چیز در حرکت شکل می‌گیرد؛ ساختارها پدیدار می‌شوند، موجودات خلق می‌گردند و سفر در حلقه‌های آفرینش آغاز شده و ادامه پیدا می‌کند. در این مسیر برای انسان، تفکرات معمار ساختارها و زبان سخنگوی و تعیین‌کننده‌ مسیر حرکت او می‌باشد. شیطان در آسمان، در مقابل خلق انسان که توسط خداوند انجام شده بود، سر به شورش گذاشت و از فرمان خداوند سرپیچی کرد. او تصور می‌کرد با قدرتی که از طرف قدرت مطلق به او داده شده است، می‌تواند برای خود فرمانروایی کند. خواست قدرت مطلق بر طرد او از درگاه خویش قرار گرفت، اما او مهلت خواست تا قدرت خود را حفظ کند.

شیطان گروهی را با خود همراه کرد و کینه آدم را به دل گرفت. سپس اعلام کرد که با تمام قدرت خود، انسان را از مسیرش منحرف خواهد کرد و کاری خواهد نمود که انسان از فرامین قدرت مطلق سرپیچی کند؛ زیرا می‌دانست انسان موجودی است که با اختیار کامل خلق شده و می‌تواند راه خود را انتخاب کند. «شیطان دشمن آشکار شماست.»

در برابر انسان، دو مسیر وجود دارد؛ یکی مسیر فسق و فجور، حسادت و کینه و دیگری مسیر تقوا، ارزش‌ها، عشق و محبت. خداوند اختیار کامل را به انسان داده است تا خودش مسیر زندگی‌اش را انتخاب کند. اگر درست حرکت کنیم، می‌توانیم به نقطه‌ای برسیم که امروز آغاز کرده‌ایم و یا دوباره به مکانی بازگردیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم و در نهایت، نزد پروردگار خود با شادی و سربلندی بازگردیم.

این قانون که «با حرکت، راه نمایان می‌شود»، مانند بسیاری از قوانین هستی، یک اصل است؛ همانند قوانین ریاضیات. این همان قانون در صراط مستقیم است که عارف و شاعر بزرگ، عطار، چه زیبا بیان کرده است: گر مرد رهی میان خون باید رفت، از پای فتاده سرنگون باید رفت، تو پای به راه درنه و هیچ مپرس، خود راه بگویدت که چون باید رفت.

وقتی تصمیم به حرکت می‌گیریم، لازم است اطلاعات و شناخت کافی از مسیر داشته باشیم، اما قرار نیست تمام جزئیات راه را از ابتدا بدانیم. برای مثال، لازم نیست بدانیم جاده چند پیچ دارد، زیرا آگاهی از تمام جزئیات مسیر امکان‌پذیر نیست. گاهی چیزی که در ابتدا تصور می‌کنیم، در ادامه و در عمل، به شکل‌های مختلفی خودش را نشان می‌دهد که در بررسی‌های اولیه حتی به ذهن ما نرسیده است. بنابراین، نباید از ناشناخته‌های مسیر ترسید. باید حرکت کرد؛ زیرا در حرکت است که راه خودش را نشان می‌دهد. البته برای حرکت، خواسته و هدف باید کاملاً مشخص باشد. گاهی انسان حرکت می‌کند، اما خودش هم دقیقاً نمی‌داند چه می‌خواهد. وقتی هدف مشخص شد، باید با تمام وجود آن را بخواهیم و برای رسیدن به آن تلاش کنیم؛ مانند انسان تشنه‌ای که برای پیدا کردن آب، تمام توان خود را به کار می‌گیرد. باید خواسته خود را بشناسیم، به آن توجه کنیم و تمرکز داشته باشیم.

در مسیر حرکت، ممکن است با چندین راه و انتخاب روبه‌رو شویم. این راه‌ها را می‌توان به دو مسیر عمده، یعنی راه ارزشی و ضدارزشی یا الهی و شیطانی، تقسیم کرد. هر انسان بر اساس میزان خردمندی خود، یکی از این مسیرها را انتخاب می‌کند و به حرکت ادامه می‌دهد. گاهی ممکن است مانند آهویی باشیم که در میانه راه، علف سبز و تازه‌ای را در یک مسیر فرعی می‌بیند و بدون فکر کردن، مسیر اصلی را رها می‌کند و به سمت آن می‌رود. شاید در ابتدا این مسیر جذاب به نظر برسد، اما کم‌کم از صراط مستقیم دور می‌شویم و ممکن است در نهایت به جایی برسیم که اصلاً خواست ما نبوده است. در چنین شرایطی، حتی ممکن است مسیر اصلی را نیز به فراموشی بسپاریم.

اگر خواسته و هدف ما رسیدن به سلامتی، صلح، آرامش، عشق و محبت باشد، ابتدا باید حساب خودمان را تسویه کنیم و به نقطه صفر نزدیک شویم؛ یعنی نسبت به خودمان، خانواده و جامعه، جبران خسارت کنیم.

جبران خسارت از خود: ممکن است دانسته یا ندانسته به جسم و روان خود آسیب‌هایی وارد کرده باشیم. بنابراین، در مرحله اول باید خودمان را ببخشیم و برای ترمیم و بازسازی جسم و روان خود قدم برداریم. جبران خسارت از خود، یعنی پذیرفتن مسئولیت گذشته و حرکت در جهت اصلاح و ساختن دوباره خود.

جبران خسارت از خانواده: هرکدام از اعضای خانواده وظایف و مسئولیت‌هایی دارند. پدر و مادر در برابر فرزندان مسئول هستند و حفظ، نگهداری و پرورش آنها بر عهده هر دو نفر است. اگر در گذشته کوتاهی یا آسیبی به خانواده وارد کرده‌ایم، باید آن را ببینیم، بپذیریم و در جهت جبران آن حرکت کنیم. ایجاد محبت، آرامش و احترام در خانواده، بخشی از این جبران خسارت است.

جبران خسارت از جامعه: آیا پایین کشیدن شیشه اتومبیل در خیابان یا جاده و بیرون ریختن زباله، خسارت به جامعه نیست؟ آیا رفتن به طبیعت و رها کردن زباله در کوه و صحرا، خسارت محسوب نمی‌شود؟ قطعاً این رفتارها نمونه‌ای از وارد کردن خسارت به جامعه و طبیعت است. اگر بخواهیم خسارت‌هایی را که در گذشته به جامعه وارد کرده‌ایم جبران کنیم، ابتدا باید از وارد کردن خسارت‌های جدید جلوگیری کنیم و سپس با انجام کارهای ارزشی، در جهت جبران کارهای ضدارزشی گذشته قدم برداریم.

در واقع، حرکت فقط به معنای جابه‌جا شدن نیست؛ حرکت یعنی تغییر، تجربه کردن، آموختن و اصلاح کردن. ممکن است در مسیر با مشکلات و انتخاب‌های مختلفی روبه‌رو شویم، اما اگر هدفمان مشخص باشد و مسیر ارزشی را انتخاب کنیم، هر قدم می‌تواند ما را به شناخت و آگاهی بیشتری برساند. پس نباید منتظر بمانیم تا تمام مسیر برایمان روشن شود. باید با شناخت کافی، هدف مشخص و توکل به قدرت مطلق حرکت کنیم؛ زیرا قانون وادی هشتم به ما می‌آموزد که با حرکت، راه نمایان می‌شود.

نویسنده: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون دوازدهم)
رابط خبری: راهنما همسفر ملیحه (لژیون دوازدهم)
ارسال: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیج‌‌فارس بوشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...