جلسه چهاردهم دوره سی و یکم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شعبه اروند آبادان با استادی مسافر علی ، نگهبانی مسافر مسعود، و دبیری مسافر عرفان با دستور جلسه « وادی هشتم و تأثیر آن روی من» یکشنبه ۱۲ مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان، علی هستم، یک مسافر.
در مورد دستور جلسه «هفته با حرکت راه نمایان میشود» میخواهم یکی از خاطرات و تجربیات خودم را بگویم؛ مربوط به زمانی که تازه راهنما شده بودم.
یکی از رهجویانم در اوایل سفر، موضوعی را مطرح کرد که برای من و خودش درس بزرگی بود. گفت: «آقا علی، من دارویم را سر وقت تعیینشده استفاده میکنم، سیدیهایم را مینویسم و در جلسات هم شرکت میکنم، اما قادر به حرکت نیستم. مثلاً نمیتوانم خانوادهام را بیرون ببرم یا سر کار بروم.»
زمان گذشت و من خیلی به دنبال دلیل این موضوع بودم تا بالاخره متوجه شدم که این شخص نپذیرفته است که راه را گم کرده.
بعضی اوقات افراد وارد کنگره میشوند و میخواهند حرکت کنند، اما هنوز قبول ندارند که راه را گم کردهاند. شخص وارد اینجا میشود و میگوید: «اینها اکثراً هروئینی و تریاکی هستند و سر و وضعشان را ببین؛ من اصلاً اینطور نیستم. من حشیش مصرف میکنم و تخریبم خیلی کمتر است.»
کسی که قبول نکرده راه را گم کرده و در مسیر اعتیاد قرار گرفته است، نمیتواند حرکت کند.
من ابتدا باید بپذیرم که درگیر این بیماری و تخریبهای آن هستم. فرقی هم ندارد که یک ماه، ده سال یا پنجاه سال سابقه مصرف داشتهام. اگر این موضوع را بپذیرم، خودبهخود حرکت اتفاق میافتد.

من این موضوع را در زندگی خودم هم تجربه کردهام. برای مثال، میخواستم دنبال یک شغل بروم و پولی به دست بیاورم، اما میدیدم این حرکت اتفاق نمیافتد. بعد متوجه شدم که اصلاً قبول ندارم در حال حاضر به پول نیاز دارم. مثلاً صد میلیون تومان در بانک داشتم و با وجود اینکه به پول نیاز داشتم، این نیاز را نمیپذیرفتم.
برای حل این موضوع متوجه شدم که باید بخشی از آن پول را ببخشم تا حرکت اتفاق بیفتد.
در مورد اعتیاد هم به همین صورت است. در حال حاضر که به تازهواردان مشاوره میدهم، بعضیها میگویند: «من حالم خوب است و نیازی ندارم که ده تا دوازده ماه سفر کنم. مصرف من فقط مشروبات الکلی یا حشیش است و تخریب زیادی ندارم.»
این افراد معمولاً نمیمانند؛ چون هنوز به مرحله پذیرش نرسیدهاند.
در واقع، حرکت از زمانی اتفاق میافتد که من پذیرش داشته باشم و قبول کنم که نمیدانم و بلد نیستم؛ آنوقت حرکت آغاز میشود.
یک نشانه بارز آن را میتوان در وادی هشتم دید. هرکسی این وادی را بخواند، متوجه میشود که ابتدا باید بپذیرد راه را گم کرده است. وقتی راه گم شده باشد، میتوان آن را دوباره پیدا کرد.
حتی در مورد خلقت انسان هم به همین صورت بوده است. خداوند زمانی که انسان را به زمین نازل کرد، به او گفت ابتدا بپذیر که درجهات نزول کرده است و بعد از اینکه این موضوع را پذیرفتی، حرکت کن و راه صعود و بازگشت به درجات بالاتر را پیدا کن.
تا زمانی که نپذیریم، نمیتوانیم مسیرمان را پیدا کنیم.
ممنونم از اینکه به صحبتهای من توجه کردید
در ادامه رهایی مسافر ساری از لژیون ششم و مسافر علی از لژیون یازدهم از بند مواد و رهایی مسافر عظیم و مسافر سینا و مسافر میعاد از لژیون یکم از بند نیکوتین:

گروه سایت نمایندگی اروند آبادان
تایپ: مسافر پویا لژیون هفتم
عکس : مسافر علی لژیون پنجم
ارسال مطلب : مسافر رضا لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
16