وقتی وارد جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ شدم، با دنیایی از منیت وارد شدم؛ چون فکر میکردم همه چیز را میدانم. ظاهراً اهل نماز و دعا بودم و کار ضدارزشی هم انجام نمیدادم، اما در جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ کمکم متوجه شدم که دانستن و باسواد بودن بهتنهایی کافی نیست. فهمیدم ممکن است انسان فکر کند، درست هم فکر میکند، اما هنوز چیزهای زیادی در درونش باشد که از آنها بیخبر است. نماز و روزه و ذکر و قرآن خواندن، پله اول است و برای رسیدن به آرامش باید به درون خودم نگاه میکردم، خودم را میشناختم و تزکیه و پالایش میکردم.
من خیلی کارها با خودم داشتم که سالها از آنها بیخبر بودم. در دنیای تاریکی زندگی میکردم، اما تاریکیهای درون خودم را نمیدیدم. بندهای زیادی از کینه، قهر، نفرت و ترس در دلم بسته شده بود و احساس قربانی شدن را در هر سلول از وجودم با خودم حمل میکردم. جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ به من آموخت که خودم را دوست داشته باشم و بهجای اینکه همیشه به دنبال دلیل مشکلاتم در بیرون از خودم باشم، نگاهی به درونم بیندازم. هر وادی که وارد شدم، انگار کلیدی بود برای باز کردن یکی از قفلهای وجودم و شناختن بخشی از خودم که سالها از آن غافل بودم.
در این مسیر، مراحل محبت را یاد گرفتم و فهمیدم که اعمال ما میتوانند خطوط تقدیرمان را تغییر دهند. یاد گرفتم ببخشم، بدون اینکه برای بخشیدن چرتکه بیندازم و حسابگر باشم. امروز، بعد از چند سال حضور در کنگره ۶۰، وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم، میبینم بندهایی که سالها مرا درگیر کرده بودند، یکییکی باز شدهاند. شاید این تغییر یکشبه اتفاق نیفتاد، اما قدمبهقدم و با آموزش و حرکت، از تاریکی به روشنایی، از قهر به مهر، از نفرت به عشق و از ترس به شجاعت رسیدم. امروز دیگر همان انسانی نیستم که روز اول وارد کنگره ۶۰ شد.
امروز معنی این شعر را با تمام وجودم احساس میکنم: «مُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدم، دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم.» امروز احساس میکنم این زنده شدن را در وجود خودم تجربه کردهام؛ زنده شدن از درون، پیداکردن آرامش و دیدن دنیایی که شاید همیشه وجود داشت؛ اما من توان دیدنش را نداشتم. از مهندس حسین دژاکام، خانواده پر از عشقشان و خانواده بزرگ جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ صمیمانه تشکر میکنم. کنگره ۶۰ به من کمک کرد خودم را بهتر بشناسم، بندهای درونم را ببینم و قدمبهقدم رها شوم. تا ابد قدردان این آموزشها و زحمات ارزشمندشان هستم.
نویسنده: همسفر ژاله رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
رابط خبری: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
ویرایش و ارسال: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر عفت (لژیون نوزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی البرز(کرج)
- تعداد بازدید از این مطلب :
0